ترجمه‌های عادل چایچیان (١٠٤)

بازدید
٣,٠٠٩
تاریخ
١ هفته پیش
متن
She flagged down the police car.
دیدگاه
٠

آن خانم ماشین پلیس را با علامت دست متوقف کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He will outlast me.
دیدگاه
٠

او بیشتر از من دوام خواهد آورد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The old curmudgeon found a new scapegoat and that let me out.
دیدگاه
٠

پیرمرد بدعنق قربانی جدیدی پیدا کرد و همان مرا نجات داد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I was worried that the plan might misfire.
دیدگاه
٠

نگران بودم که نقشه نگیرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Because everyone went home angry, the party was a fiasco.
دیدگاه
٠

چون که همه عصبانی به خانه هایشان رفتند، مهمانی یک شکست مفتضحانه بود.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Discussions are locked in stalemate.
دیدگاه
٠

بحث ها در بن بست قفل شد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I was left to straighten out the mess.
دیدگاه
٠

مرا تنها گذاشتند تا این وضعیت بغرنج را درست کنم.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I subvert the entire world, only to straighten out your reflection.
دیدگاه
٠

من کل دنیا را ویران می کنم، فقط برای اینکه فکر/نظر تو را اصلاح کنم.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He would make an appointment with him to straighten out a couple of things.
دیدگاه
٠

با او قرار ملاقات می گذاشت تا یک سری کارها را سر و سامان بدهد/راست و ریس کند.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Another gull swoops down and begins to hector the first one for its food.
دیدگاه
٠

یک مرغ دریایی دیگر به سمت پایین شیرجه می زند و تلاش می کند به زور غذای مرغ اولی را بگیرد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She doesn't hector us about giving up things.
دیدگاه
٠

او در مورد تسلیم کردن/دادن چیزها، به ما زورگویی نخواهد کرد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I suppose you'll hector me until I phone him.
دیدگاه
٠

فکر می کنم تا زمانی که به او زنگ نزنم، به من زور خواهی گفت.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She does now and then hector a little.
دیدگاه
٠

او گاهاً کمی قلدر ی/ زورگویی می کند.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The takeover bid now looks unlikely to succeed.
دیدگاه
٠

اکنون چنین به نظر می رسد که پیشنهاد تملک شرکت ( خرید کل سهام سهامداران دیگر ) بعید است به موفقیت دست یابد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I intend you to take over.
دیدگاه
٠

قصد دارم تو مسئولیت را به عهده بگیری.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Would you like me to take over for a while?
دیدگاه
٠

آیا می خواهی برای مدتی مسئولیت را به عهده بگیرم؟

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
By now any semblance of normality had disappeared.
دیدگاه
٠

تا الان هر گونه ظاهری/شبهی از وضعیت عادی ناپدید شده بود.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The city has now returned to some semblance of normality after last night's celebrations.
دیدگاه
٠

پس از جشن های شب گذشته، شهر اکنون ظاهراً به حالت عادی بازگشته است.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He was treated with disdain.
دیدگاه
٠

با تحقیر با او رفتار شد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He turned his head away in disdain.
دیدگاه
٠

سرش را با نفرت برگرداند.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He curled his lips in disdain.
دیدگاه
٠

با تنفر لب هایش را جمع می کرد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
A great man should disdain flatterers.
دیدگاه
٠

یک انسان بزرگ باید نسبت به افراد چاپلوس احساس بیزاری کند.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Janet looked at him with disdain.
دیدگاه
١

جنیت با تحقیر به او ( مذکر ) نگاه می کرد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Many of her women friends also had domineering husbands.
دیدگاه
٠

خیلی از دوستان مونث او نیز شوهرانی سلطه جو داشتند.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I made a big mistake, so I had to start over.
دیدگاه
١

من مرتکب اشتباه بزرگی شدم، بنابراین مجبور بودم از نو شروع کنم.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He knows the ropes.
دیدگاه
٠

او به کارش وارد است.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Nathan knows the ropes - he's been in the company for 15 years.
دیدگاه
٠

ناتان وارد است/راه و چاه را بلد است/ چم و خم کارها را می داند، او 15 سال در این شرکت بوده است.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He works repairing streets, and knows the ropes when it comes to safety.
دیدگاه
٠

او در تعمیر خیابان ها کار می کند و وقتی سخن از ایمنی می رود، او در این زمینه سررشته دارد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I wish he would not obtrude his opinions on us; if we want his opinion, we'll ask for it.
دیدگاه
٠

ای کاش او نظرات خود را بدون تقاضای ما به ما مطرح نمی کرد؛ اگر نظرش را بخواهیم، ازش می پرسیم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Tampering with a jury is a criminal act.
دیدگاه
٤

اعمال نفوذ در کار هیئت منصفه یک عمل مجرمانه است. | دخالت غیرقانونی در کار هیئت منصفه یک عمل مجرمانه است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
And the reward for dismissal is a golden handshake of several years' pay.
دیدگاه
٠

و جبران اخراج، پرداخت پاداش سنوات خدمت معادل چند سال حقوق است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He will walk away with a reported golden handshake of £400,000.
دیدگاه
٠

او با یک پاداش سنوات خدمت 400000 پوندی بازخرید خواهد شد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He kicked around a good deal before settling down.
دیدگاه
٠

او قبل از اینکه تشکیل خانواده دهد، خیلی با خودش فکر کرد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Several layers of atmosphere encompass the planet.
دیدگاه
٠

چندین لایه از اتمسفر سیاره را احاطه نموده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Be thankful for what you have. You'll end up having more.
دیدگاه
٠

نسبت به داشته هایت شکرگزار باش. تو در نهایت بیشتر خواهی داشت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Could you brief the proposal for us?
دیدگاه
٠

می توانی خلاصه ای از پیشنهاد را به ما بگویی؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I will brief you on what was discussed in the meeting this morning.
دیدگاه
٠

از آنچه صبح امروز در جلسه بحث شد، خلاصه ای را به شما خواهم گفت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
It took me some time to undergo the metamorphosis from teacher to lecturer.
دیدگاه
٠

مدتی وقت گرفت تا تغییر/دگرگونی از معلمی به استادی را تجربه کنم/به خود هموار کنم/به خود ببینم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
You may have to undergo disappointment and failure before experiencing success.
دیدگاه
٠

شما قبل از تجربه موفقیت/رسیدن به موفقیت، ممکن است دستخوش ناامیدی و شکست شوید.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I don't want to undertake such an important task if I can't give it my full attention.
دیدگاه
٠

نمی خواهم چنین وظیفه مهمی را به عهده گیرم اگر نتوانم تمام توجهم را به آن بدهم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
This is the second large project she's undertaken this year.
دیدگاه
٠

این دومین پروژه بزرگی است که او امسال به عهده گرفته است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Let me just recap what's been discussed so far.
دیدگاه
٠

بگذارید آنچه را که تا الان بحث شد، خلاصه/جمع بندی کنم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
As long as the world shall last there will be wrongs, and if no man rebelled, those wrongs would last forever.
دیدگاه
٠

مادام که دنیا برقرار است، شر وجود خواهد داشت، و اگر هیچ کس قیام نکند، شر برای همیشه ادامه خواهد داشت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
A man is not old as long as he is seeking something. A man is not old until regrets take the place of dreams.
دیدگاه
٠

انسان تا وقتی که به دنبال چیزی باشد، پیر نیست. آدمی تا موقعی که حسرت هایش جای رویاهایش را نگرفته باشد، پیر نیست. ( آدمی پیر محسوب نمی شود مگر حسرت ها ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
As long as ever you can.
دیدگاه
٠

تا زمانی که بتوانی. /مادام که بتوانی.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
His every utterance will be scrutinized.
دیدگاه
٠

هر گفته او مورد بررسی دقیق قرار خواهد گرفت/موشکافی خواهد شد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
As for me, if I had fifty-three minutes to spend as I liked, I should walk at my leisure toward a spring of fresh water.
دیدگاه
٠

در مورد من، اگر پنجاه و سه دقیقه وقت داشتم که آن طور که دلم می خواست بگذرانم، با طیب خاطر/با فراغت بال/با خیالی آسوده به سمت چشمه آب شیرین پیاده روی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
As for the money, don't give it a second thought.
دیدگاه
٠

در مورد پول، فکرش را هم نکن/تردید نکن.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He built up the business at the expense of his health.
دیدگاه
٠

او به بهای سلامتی اش این کسب و کار را راه انداخت و توسعه داد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She bought fame at the expense of her happiness and health.
دیدگاه
٠

او شهرت اش را به قیمت خوشبختی و سلامتی خود خرید/به دست آورد/حصول نمود.

١