ترجمه‌های عادل چایچیان (١٠٠)

بازدید
١,٦٥١
تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We all like to think we stand out from the crowd .
دیدگاه
٠

همه ما دوست داریم فکر کنیم تافته جدا بافته هستیم/متمایز از دیگران هستیم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Stand out, if you want to compete with me!
دیدگاه
٠

اگر می خواهی با من رقابت کنی، برتری خودت را نشان بده.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
His huge Afro made him stand out at school.
دیدگاه
٠

موهای بلند و پف کرده آفریقایی اش، او را در مدرسه نمایان/تابلو کرده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
His enthusiasm slumped when his team lost again.
دیدگاه
٠

موقعی که تیمش دوباره شکست خورد، شور و اشتیاق او دچار افت شد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Sales have slumped since the market crash.
دیدگاه
٠

میزان فروش از زمان سقوط بازار دچار افت شده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The group's influence had begun to wane by this time.
دیدگاه
٠

تا این موقع، نفوذ گروه شروع به افول کرده بود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
My bet on the race was small.
دیدگاه
٠

مبلغ شرط بندی من روی این مسابقه کم بود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
His horse is a sure bet in the next race.
دیدگاه
٠

اسب او گزینه مطمئنی برای شرط بندی در مسابقه بعدی است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I bet you're tired after all that work in the yard.
دیدگاه
٠

مطمئنم که تو بعداز این همه کار کردن در حیاط خسته ای.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Actors have to learn their lines by heart.
دیدگاه
٠

بازیگران مجبورند سطور مربوط به خودشان را در فیلمانه ازبر شوند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I've got this poem off by heart already.
دیدگاه
٠

من این شعر را از بر شده ام/حفظ کرده ام.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Try to learn by heart these English words and phrases.
دیدگاه
٠

سعی کن این لغات و عبارات انگلیسی را حفظ کنی/از بر کنی.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
You should learn these words by heart.
دیدگاه
٠

تو باید این لغات را حفظ شوی/از بر شوی.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The injection caused rigor.
دیدگاه
٠

تزریق باعث /سفتی/گرفتگی/انقباض عضلات شد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The river is tamed by a dam.
دیدگاه
٠

رود توسط یک سدی مهار شده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Pioneers tamed the wilderness.
دیدگاه
٠

پیشروها طبیعت بکر را به کنترل خود درآوردند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
a tame political rally
دیدگاه
٠

گردهمآیی سیاسی ضعیف/بیروح/بی جان/سرد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He couldn't then afford the money to go on the trip.
دیدگاه
٠

او نمی توانست پول لازم برای رفتن به سفر را تامین کند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
How can he afford to buy himself a brand new car?
دیدگاه
٠

او چطور از عهده خریدن ماشین نو برای خودش برمی آید؟

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
No ordinary families can afford to hire servants.
دیدگاه
٠

هیچ خانواده معمولی از عهده استخدام خدمتکار برنمی آید.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We can't afford to go abroad this summer.
دیدگاه
٠

ما امسال استطاعت خارج رفتن نداریم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I must brush up on my Latin for the exam.
دیدگاه
٠

برای امتحان باید زبان لاتین را مرور کنم ( به روز کنم ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She sensed something was amiss and called the police.
دیدگاه
٠

او حس کرد چیز بدی اتفاق فتاده و به پلیس زنگ زد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
There's something amiss in their relationship.
دیدگاه
٠

در روابط آنها چیزی اتفاق افتاده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She sensed something was amiss right now!
دیدگاه
٠

او حس کرد همین الان چیز بدی اتفاق افتاده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Please don't take it amiss, if I point out your errors.
دیدگاه
٠

لطفاً به دل نگیرید/لطفاً به شما برنخورد، اگر به خطاهای شما اشاره کنم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
A word of apology might not go amiss.
دیدگاه
٠

یک کلمه عذرخواهی می توانست وضعیت را بهتر کند/به بهتر شدن فضا کمک کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Nothing comes amiss to a hungry man.
دیدگاه
٠

آدم گرسنه از هیچ چیز نمی گذرد. / آدم گرسنه هیچ چیز را رد نمی کند. معادل: A hungry person won’t be picky about food.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Protestors firebombed the embassy building yesterday.
دیدگاه
٠

معترضان روز گذشته به ساختمان سفارت بمب آتش زا پرتاب کردند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
If the government clamps down on the protestors, that will only serve to strengthen them in the long run.
دیدگاه
٠

اگر دولت علیه معترضان شدت عمل نشان دهد، این کار فقط موجب تقویت آن ها در طولانی مدت خواهد شد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The teacher collated her syllabus.
دیدگاه
٠

معلم رئوس مطالب درسی خود را مرتب کرد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The problem nagged at him so much that he couldn't sleep.
دیدگاه
٠

این مشکل او را چنان دچار ناراحتی/نگرانی/پریشانی کرده است که نمی تواند بخوابد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
His arthritis nags him.
دیدگاه
٠

آرتروز او را به ستوه آورده است. /آرتروز او را آزار می دهد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The children nagged me for ice cream all afternoon.
دیدگاه
٠

بچه ها تمام بعد از ظهر برای بستنی به من پیله کرده بودند. /بچه ها تمام بعد از ظهر از من بستنی می خواستند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Please find enclosed an agenda for the meeting.
دیدگاه
٠

لطفاً دستور کار جلسه را به پیوست ملاحظه کنید. ( لازم است به جای an از the استفاده شود )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He overlooked the fact that some of the dinner guests might be vegetarian.
دیدگاه
٠

او این واقعیت را که برخی از مهمانان شام شاید گیاه خوار باشند، از نظر دور انداخت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The movers overlooked a few things, so the family had to bring them later.
دیدگاه
٠

حمل و نقل کننده ها چند چیز را ندیدند، پس/در نتیجه خانواده مجبور شد آنها را بعداً بیاورد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Experts are trying to track down the source of the contamination in the water supply.
دیدگاه
٠

کارشناسان تلاش می کنند منشاء آلودگی منبع آب را ردیابی کنند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She had spent years trying to track down her parents.
دیدگاه
٠

او سالها صرف تلاش برای یافتن ردی از والدینش کرده بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Her parents fostered her dream of going to the Olympics.
دیدگاه
٠

والدین او آرزوی رفتن به المپیک او را رشد دادند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
A visitor cropped up at our house.
دیدگاه
٠

مهمانی به طور غیرمترقبه در خانه ماظاهر شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The most basic attribute of all animals is consciousness.
دیدگاه
٠

اساسی ترین ویژگی تمام حیوانات هوشیاری است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The crown is an attribute of kingship.
دیدگاه
٠

تاج، نشانی از سلطنت است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
To what do you attribute this delay?
دیدگاه
٠

تو این تاخیر را به چه چیزی نسبت می دهی؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
I attribute our success to him.
دیدگاه
٠

من موفقیت مان را به او نسبت می دهم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Your answer is very to the point.
دیدگاه
٠

پاسخ شما خیلی مرتبط با اصل موضوع است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Your answer is to the point.
دیدگاه
٠

پاسخ شما مرتبط با اصل موضوع است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His own shortcomings are thwarting him.
دیدگاه
٠

ایرادات و کاستی های خود او مانع راه اوست.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Road blocks thwarted their plan to escape.
دیدگاه
١

موانع راه نقشه فرار آنها را عقیم گذاشت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The run winded him.
دیدگاه
٠

دویدن نفس او را بریده بود.