پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
پایان شب سیه سپید است
از شنیدنش خوشحال شدم از حرفت خوشم اومد
گند زدن سوتی دادن
از دستت ناراحتم ازت دلخورم از دستت عصبانی ام
با نافرمانی و شجاعت با سرپیچی آگاهانه بدون عقب نشینی
زمان تقاص پس دادن وقت تلافی کردن
در اعتصاب بودن
مورد اصابت قرار گرفتن
نرسیده
کمی رسیده
ارزش پول ملی به شدت در حال کاهش است
قیمت ها سربه فلک کشیده
بگو تا جونت در بیاد
جونم به لبم رسید زبونم مو درآورد
خیلی آزاردهنده ست تو ذوق میزنه
حد و مرز گذاشتن حد و مرز تعیین کردن
بذار خوب تو مخت جا بیفته
سالی نو، حالی نو
شروع تازه
فصل جدیدی از زندگی را آغاز کردن
از نو شروع کردن
به زور یا ناگهانی از قدرت و مقام ساقط کردن برکنار کردن
صرفا دوام آوردن ( نه زندگی کردن ) خود را سرپا نگه داشتن
با ترس و احتیاط دائمی زندگی کردن
زندگی در حالت بقا
به من ربطی داره ؟
بازم تویی ؟!
بهتره بزرگش نکنیم از کاه کوه نسازیم
لرزش و تکان هواپیما تلاطم هوایی
چرخ باربری
دیر و زود داره، سوخت و سوز نداره
گند زدن به خوشی کسی حال گیری کردن
گند زدن به خوشی کسی حال گیری کردن
هم نظریم
در آستانه چیزی بودن در شرف وقوع بودن
در آستانه چیزی بودن در شرف وقوع بودن
در آستانه چیزی بودن در شرف وقوع بودن
در آستانه چیزی بودن در شرف وقوع بودن
در آستانه چیزی بودن در شرف وقوع بودن
توهین آمیز موهن مبتذل در گفتار هرزه گویانه هتاک گونه رکیک حرفهای بی ناموسی
به دلیل اعتراض به خیابان آمدن
درگیری ها
تجمعات اعتراضی سراسری تظاهرات سراسری
معترضان مسالمت جو
ساخت طلا با برق
آزمایش خلوص طلا
تزئین با دانه های ریز طلا
نشان عیار و اصالت طلا
جواهرسازی با سیم های نازک طلا
قدر کسی را ندانستن ارزش کسی را ندانستن