پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٥)
سنگ تموم گذاشتم فراتر از حد انتظار عمل کردم
منو به گریه ننداز
پراکنده برف باریدن
هوا استخوان سوزه
بیرون یخبندانه
هوا یخبندونه هوا سوز داره
همین قضیه درباره ی . . . . صدق می کند همین امر در مورد نیز صادق است
سهم برداشتن
به همین سادگی
بذار جور دیگه ای بگم
به زور دارم خودم جمع و جور نگه میدارم دارم وانمود میکنم اوکی هستم ( اما در واقع به سختی خود سرپا نگه داشتم و لب مرز فروپاشی هستم ) دیگه توانش ندارم
احساس قوی یواشکی بدون اعتراف رسمی
به همه چیز دست نزن
بی حال ( حس تنبلی یا بی حالی که بعد از غذا خوردن یا خوابیدن سراغ آدم میاد )
تنبل ( فردی که انگیزه انجام کار ندارد )
در مهلت محدود کار را انجام دادن
حواسم جای دیگه بود
دو دل بودن باعث از دست رفتن فرصت میشه کسی که تردید می کنه می بازه اندیشه بسیار بپیچاند کار
قابل قبول نیست رضایت بخش نیست چنگی به دل نمیزنه جا برای بهتر شدن داره قانع کننده نبود
نیمه پر لیوان رو ببین به جنبه مثبتش نگاه کن
نیمه خالی لیوان رو ببین به جنبه منفیش نگاه کن
خیس عرق شده بود
بالاخره تونستم
باید آروم بشی
هیچ معنایی نداره
نظرت راجع به . . . چیه؟
فاقد هیجان فاقد تنوع خسته کننده یکنواخت و کسل کننده
یه چیزی بین این دو
جون کندن سخت تلاش کردن
ویژگی های لازم را داشتن پتانسیل انجام کاری را داشتن نشانه های چیزی را داشتن
آفرین گل گفتی
به حرمت نون و نمک قدیم به یاد گذشته ها به احترام گذشته به خاطر خاطرات قدیمی
به حرمت نون و نمک قدیم به حرمت نون و نمک گذشته ها
قابل برداشت های مختلفه
اونقدر ها با واقعیت جور در نمی آید آنقدرها منطقی در نمیاد
یه چیزی رو اینجا متوجه نمیشم
همفکر بودن هم درک بودن
منظور پنهان را فهمیدن مفهوم ضمنی را متوجه شدن خودت منظور رو بگیر!
اصل حرف رو نفهمیدن اصل مطلب را نگرفتن
وسواس الکی به خرج دادن
هنوز دارم بهش فکر می کنم هنوز دارم روش فکر می کنم
من جور دیگه ای بهش نگاه میکنم
انجام کارهای بزرگ زمان می بره
ساختمان مجلل و باشکوه بنای شیک
ساختمان قدیمی ولی جذاب و باحال
از آمادگی به دوریم
شباهت داشتن به شبیه بودن به
کسی را الگوی خود قرار دادن کسی را تحسین کردن
صمیمی و منسجم