پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
نیروی نظامی مرد
در دلِ شب
اوضاع داره از هم می پاشه همه چیز در حال فروپاشیه
زهی خیال باطل
آرامش روحی از نظر احساسی خوب و اوکی بودن
هدف گلوله قرار گرفتن و کشته شدن به ضرب گلوله کشته شدن
وخامت اوضاع اقتصادی اوضاع اقتصادی وخیم
در حالت آماده باش ملتهب ناآرام در شرایط پرتنش با اضطراب و نگرانی
پایین ترین سطح تاریخی پایین ترین رکورد تاریخی
سقوط ارزش پول ملی
بطور ناگهانی شعله ور شدن
زهی خیال باطل
هشدار پیتزا وقتی اطراف پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا ) ناگهان پیتزای زیادی سفارش داده میشه، حدس میزنن که اتفاق مهم یا اضطراری در حال رخ دادنه
حال و حوصله نداشتن رو فرم نبودن رو مود نبودن
تنم میلرزه وقتی می بینمش
نور چشم کسی بودن عزیز دل کسی بودن
سرحال و قبراق شدن خوب شدن سر پا شدن
موش آب کشیده کاملا خیس شدن
گمشو سر جات
برو بتمرگ سر جات
بشین سر جات
برو بتمرگ!
قسر در رفتن فرار کردن از خطر
اینقدر حساس نباش لوس نکن خودتو
لوس نشو ناز نکن
تو لفافه حرف زدن
چه عجب
به به، ببینید بالاخره سر و کله کی پیدا شد
روزها بدون استراحت کافی زیاد کار کردن و شبها دیر خوابیدن خود را بیش از حد خسته کردن خستگی، فرسودگی و مریض شدن
مردم را با غذا و سرگرمی مشغول کردن تا از مسائل مهم غافل شوند مردم را سرگرم کردن تا کمتر به فساد و ناکارآمدی حکومت توجه کنند
در حال نزدیک شدن در شرف وقوع در راه در آینده
درهم ریخته آشفته ناکارآمد شکست خورده
گفتگوهای سرنوشت ساز مذاکرات حساس یا فشرده
امید کسی را ناامید کردن امید کسی را نقش برآب کردن
سقوط به ورطه نابودی
زلم زیمبوی بی ارزش
بیا با صحبت حلش کنیم بیا در موردش صحبت کنیم
فوق العاده بود
وزنت رو ثابت نگه دار
هلاکم
حمله گستره عملیات وسیع
دود شد رفت هوا My money went up my nose.
مردِ عمل
مردِ عمل
جزئیات متعاقبا اعلام خواهد شد
در خطر بودن در موقعیت حساس و خطرناک بودن
گول ظاهرش رو نخور
دیگه برام مهم نیستی از چشمم افتادی
تجمع اعتراضی
عجولانه و سرسری از روی بی فکری ناپخته و خام