پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
اشتها پیدا کردن به تدریج بهتر شدن اشتها گرسنه شدن
جرأت پیدا کردن شجاعت به خرج دادن
انرژی لازم را جمع کردن انرژی پیدا کردن انرژی گرفتن
سمت کسی رفتن به کسی نزدیک شدن
زمین تا آسمون فرق داریم قابل مقایسه نیستیم
استرس را مدیریت کردن استرس را کنترل کردن
تحمل حقیقت را داشتن
انجام دادن کاری با سرعت یا شدت زیاد انجام دادن کاری با اشتیاق فراوان
برخورد و تعامل مناسب با مشتریان رسیدگی به مشتریان
رسیدگی کردن به مشکل مشکل را حل ( مدیریت ) کردن
از پس موقعیتی برآمدن موقعیت را مدیریت کردن
فشار را تحمل کردن فشار را مدیریت کردن
مأمور پلیس
روانی هستی
هنوز وقت داریم وقت زیاده
دیدی چطور از خجالت سرخ شد؟
از زیبایی های ساده و کوچک زندگی لذت ببر
آروم باش بس کن
بیماری التهابی
گرگینه
این خودشه
تنهام بذار
دلمو بردی دلم قاپیدی
نمیتونم بهت فکر نکنم
کارتت مسدوده
میگه موجودی حسابت کافی نیست
کارتت مسدود شده
خدا از دهنت بشنوه
واقعا شرم آوره خیلی چندش آوره
باز کردن قفل باز کردن قفل بوسیله سیم ( بجای کلید )
مدام دست زدن یا بازی کردن با چیزی ( اغلب از روی استرس یا ناخودآگاه ) ور رفتن با چیزی
نوازش کردن به آرامی دست کشیدن روی چیزی یا کسی
از کسی خوشت اومدن به کسی علاقه مند شدن
به مانع بزرگ برخورد کردن به بن بست رسیدن به سد بزرگ برخورد کردن
به تدریج وارد شدن نفوذ کردن در راه پیدا کردن به راه یافتن به
شماها شما بچه ها
بینش پیدا کردن به درک و بینش عمیق دست یافتن
دستورالعمل مراقبت پس از عمل دستورالعمل مراقبتی
داروی مسکن داروی ضددرد
عصب کشی دندان
پوسیدگی گندیدگی
پوسیده
دندان پوسیده
نگاهی انداختن معاینه کردن بررسی کردن
له کردن
صبح زود آدم خوش اخلاقی نیستم
تو مارو تو این وضع انداختی
حرف مفت نزن
تجربه شخصی تجربه عملی
روشنفکر آزاداندیش خالی از تعصب دارای دید باز پذیرای عقاید و افکار نو یا متفاوت