open minded

/ˈoʊpənˈmaɪndəd//ˈəʊpənˈmaɪndɪd/

روشنفکر، گشاده فکر، آزاده، پذیرای عقاید و افکار نو یا متفاوت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: open-mindedly (adv.), open-mindedness (n.)
• : تعریف: not having preconceptions or prejudgments; receptive; tolerant; impartial.
متضاد: judgmental, narrow-minded, opinionated, prejudiced
مشابه: broad-minded, tolerant

به انگلیسی

• someone who is open-minded is willing to listen to other people's ideas and consider them.

پیشنهاد کاربران

having a mind receptive to new ideas, arguments, etc.
unprejudiced
willing to consider new idea
امروزی ، به روز
آزاداندیش؛ فکرباز
انتقاد پذیر
my sister is very open minded, she
always listens to new ideas

عاری از تعصب

Liberal
روشن فکر
Opposite of narrow minded
عاری از پیشداوری و تعصب، آزاداندیش
روشن فکر
دیدگاه وسیع
باز بودن فکر
روشن فکر، کسی که با فکر باز به مسائل نگاه میکنه

بروز، آبدیتلاکچری
دارای سعه نظر
کسی که روی عقیده خاصی تعصب نداره و به تمام عقاید احترام میگذارد
willing to consider and accept other people’s ideas and opinions

متجدد، نوگرا
نقل از فرهنگ هزاره
خالی از تعصب ، سعه صدر ، دارای دید باز
روشنفکر
قابل انعطاف
پذیرا
گشاده فکر
دارای فکر باز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما