salad days

/ˈsælədˈdeɪz//ˈsæləddeɪz/

ایام جوانی و کم تجربگی، ایام جوانی وبی تجربگی

بررسی کلمه

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: a time of youthful naivet� and inexperience.

جمله های نمونه

1. Back in my salad days my friends and I used to go dancing every Saturday night.
[ترجمه سحر] اون موقع ها که جوون و بی خیال بودم، هر شنبه شب با دوستام می رفتیم رقص.
|
[ترجمه گوگل]در روزهای سالاد من و دوستانم هر شنبه شب به رقص می رفتیم
[ترجمه ترگمان]روزه ای شنبه که من و دوستم بودیم هر شنبه شب با هم می رقصیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. John was in his salad days then and fell in love easily.
[ترجمه گوگل]جان در آن زمان در روزهای سالاد خود بود و به راحتی عاشق شد
[ترجمه ترگمان]در آن زمان جان در سالاد زندگی می کرد و به آسانی عاشق می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I met her in my salad days.
[ترجمه گوگل]من او را در روزهای سالاد ملاقات کردم
[ترجمه ترگمان] اون موقع توی ظرف سالاد دیدمش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I was in my salad days then, and fell in love easily.
[ترجمه گوگل]من در آن زمان در روزهای سالاد بودم و به راحتی عاشق شدم
[ترجمه ترگمان]من در روزه ای salad بودم و به آسانی عاشق می شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Half the fat, more salad days.
[ترجمه گوگل]نصف چربی، روزهای سالاد بیشتر
[ترجمه ترگمان]نصف بیشتر از روزه ای چاق و سالاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I was quick-tempered during my salad days in high school, too. Don't worry; he will become mature in the future.
[ترجمه گوگل]من هم در دوران سالاد در دبیرستان تندخو بودم نگران نباشید؛ او در آینده بالغ خواهد شد
[ترجمه ترگمان]من در دوران salad در دبیرستان خیلی زود عصبانی شده بودم نگران نباش، در آینده بالغ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. CARROLLTON TOWNSHIP, Mich. - These are the salad days for one lucky skunk.
[ترجمه گوگل]شهر کارولتون، میخ - این روزهای سالاد برای یک اسکانک خوش شانس است
[ترجمه ترگمان] \"CARROLLTON township\"، \"Mich\" این روزا سالاد یه راسو خوش شانس - ه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Although still in his salad days, Mark was showing great promise on the cricket field.
[ترجمه گوگل]اگرچه مارک هنوز در روزهای سالاد خود بود، اما در زمین کریکت نویدهای خوبی از خود نشان می داد
[ترجمه ترگمان]با وجود این که هنوز هم در روزه ای his بود، مارک در مورد مسابقه کریکت وعده زیادی داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Looking back on those salad days always makes me smile.
[ترجمه گوگل]نگاه کردن به روزهای سالاد همیشه باعث لبخند من می شود
[ترجمه ترگمان]به اون روزای سالاد همیشه باعث میشه لبخند بزنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Are you making the most of your salad days?
[ترجمه گوگل]آیا از روزهای سالاد خود بهترین استفاده را می کنید؟
[ترجمه ترگمان]داری بیشتر salad رو درست می کنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. During my salad days when I was green in judgement I often blundered.
[ترجمه گوگل]در طول روزهای سالاد، زمانی که در قضاوت سبز بودم، اغلب اشتباه می کردم
[ترجمه ترگمان]در ظرف سالاد سه روز که من در مسند قضاوت بودم اغلب اشتباه می کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The Grand Hotel did not seem to have changed since her salad days.
[ترجمه گوگل]به نظر نمی رسید هتل بزرگ از زمان سالاد او تغییری نکرده باشد
[ترجمه ترگمان]به نظر نمی رسید که هتل گراند از زمان salad تغییر کرده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I find The Simian's trailer and it reminds me of my own salad days living out of an Airstream making money hand over fist as a freelance sheepherder.
[ترجمه گوگل]من تریلر The Simian را پیدا می کنم و من را به یاد روزهای سالاد خودم می اندازد که خارج از ایر استریم زندگی می کنم و به عنوان یک گوسفندان آزاد دست به دست پول می دهم
[ترجمه ترگمان]من کابین خلبان را پیدا می کنم و آن را به یاد روزه ای سالاد خودم می اندازم که با دست گرفتن پول در دست یک کارگر مستقل کار می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• period characterized by a lack of confidence, young days; adolescence, juvenility, prime, puberty

پیشنهاد کاربران

به دوران جوانی و ناپختگی یک شخص، به ویژه زمانی که او در آن دوران تجربه زندگی کافی نداشته، ساده لوح، پرشور، و ایده آلیست بوده است، اطلاق می شود. این عبارت در دو بافت اصلی به کار می رود: یکی برای نوستالژی و بازگشت به گذشته و دیگری برای توجیه اشتباهات قدیمی با ناپختگی سن پایین.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
Looking back at my salad days in college, I smile at how naive I was.
وقتی به روزهای جوانی ام در دانشگاه نگاه می کنم، از ساده لوحی خودم لبخند می زنم.
Those were my salad days, full of hope and grand plans.
آنها روزهای جوانی من بودند، پر از امید و برنامه های بزرگ.
We all did crazy things in our salad days; it's nothing to be ashamed of.
همه ما در دوران بی تجربگی کارهای دیوانه وار کردیم؛ چیزی نیست که از آن خجالت بکشیم.
His salad days as a young artist were spent in a small apartment in Paris.
دوران جوانی او به عنوان یک هنرمند جوان در یک آپارتمان کوچک در پاریس سپری شد.

ایام ناپختگی
دوران جوانی و بی تجربگی
روزهای اوج خوشبختی
دوران شور و شوق جوانی
Youth, immaturity
( ایام جوانی )
ایام جوانی که سرشار از بی تجربگی، شور و شوق، ایده آل گرایی و معصومیت است.
دوران جوانی و ناپختگی و بی تجربگی