پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٥)
این سرماخوردگی حسابی داغونم کرده
کل روز حالم یه جوری بود تمام روز احساس کسالت داشتم
حالم خیلی تعریفی نداره
امروز سرحال نیستم
کمی ناخوش احوال هستم
امروز حالم خوب نیست
سرما خوردم
فکر کنم دارم سرما می خورم
سرما خوردم
سرما خوردم
فقط دلخورم
با احتیاط پیش رفتن با احتیاط گام برداشتن با احتیاط ادامه دادن
شب کریسمس ( ۲۴ دسامبر )
دیگه راه برگشتی نیست
موفق میشیم موفق خواهیم شد
نتیجه کردار خود بودن نتیجه رفتار خود بودن حاصل کرده ی خود بودن
نمیدونم چی بگم زبانم قاصره
تو کار من دخالت نکن تو کارم فضولی نکن
اوضاعت رو جمع و جور کن خودت رو جمع و جور کن
الکی خودتو نگران نکن
هیجان زده ام
تحمل کردن دوام آوردن
از کوزه همان تراود که در اوست بچه ها شبیه پدر و مادرشان میشن
یه جای کار میلنگه حس خوبی ندارم
رابطه جنسی داشتن
از دیدن چیزی سیر نشدن
اوضاع بهتر میشه
بارک الله به تو آفرین به تو
یه مدتی یه مدت کوتاه ( یا طولانی )
شکم خالی معده خالی
حسابی قاطی کردن
دارم میرم بیرون
بهترین بهترین ها گل سرسبد
فکر کنم همینطور باشه
اگه بگه نه چی؟
صریح و بی پرده حرف بزن
کور خوندی
به حساب بی تجربگیم بذار
کلی کار دارم خیلی کار دارم
فعلا گرفتارم
من به نوبه خودم
احساس پوچی می کنم
لبوی پخته
زیتون بدون هسته
زیتون هسته دار زیتون با هسته
از قیافت معلومه
برداشت تند و جنجالی برداشت داغون
مسیرتون کجاست؟ کجا میری ؟
پارتی دارم آشنا دارم
درد و دل کردن سفره دل را باز کردن گفتن رازی که تو دلت مونده یا عذاب آوره