پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
حساب چیزی از دست در رفتن
نگران نباش
به آسانی به دست آوردن دست کسی افتادن
به آسانی بدست آوردن دست کسی افتادن
گازشو گرفتن
گازشو گرفتن
از نظر این حقیر اگر جسارت نباشه باید بگم که
خطر هنوز کاملا رفع نشده
دقیقاً برعکس
اعصاب کسی رو داغون کردن کسی را کفری کردن اعصاب کسی را خورد کردن
اعصاب کسی رو خورد کردن اعصاب کسی رو داغون کردن
چیزی را خیلی راحت یاد گرفتن
نه بابا، جدی میگی؟!
نمرت بیسته آفرین بهت مرحبا
کسی را به پذیرش چیزی ترغیب کردن کسی را به کاری وادار کردن
وادار به ترک کردن
گوی سبقت را از رقبا گرفتن
کاملا ناپدید شدن از دست رفتن نقش بر آب شدن
از کسی حرف کشیدن
به مغز خود فشار آوردن
به مغز فشار آوردن
کشتن با شلیک به سر
به گردنم حق داری مدیونتم
کاهش حساب شده تنش کاهش تدریجی تنش
عادت دادن دشمن به تهدید
زدم زیر گریه اشک تو چشمام حلقه زد
سوءرفتار اداری
فساد مالی
اوضاع روبه راه نیست
خشم کسی را برانگیختن کفر کسی را درآوردن
کار یا فعالیتی را شروع کردن
کاری را شروع کردن
با مشت زدن با مشت تو دهن کسی زدن تو دهنی زدن به کسی
حمایت یا نظر موافق کسی را جلب کردن
حمایت یا نظر موافق کسی را جلب کردن
محبت یا نظر موافق کسی را جلب کردن
با دوز و کلک کاری را گرفتن با ادعای دروغ کاری را گرفتن
آستین همت را بالا زدن
خفه شو
وای به حالت
در خواب سنگین بودن در خواب عمیق بودن
به کار انداختن راه انداختن
همه از بزرگ و کوچک، پیر و جوان
موضوع را عوض کردن از این شاخه به آن شاخه پریدن
موضوع را عوض کردن از این شاخه به آن شاخه پریدن
دلشوره داشتن
در شرایط خوبی هستم وضعیتم مساعده
جلب توجه کردن
این کار مختص آدم بزرگاست این مال بزرگترها ست
از موضوع اصلی خارج نشیم بچسبیم به موضوع اصلی بریم سر اصل مطلب