پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٥)
تعامل دوطرفه
گاهی وقتها
تخم مرغ آبپز کاملا سفت
تخم مرغ نیم پز ( زرده شل )
تخم مرغ پخته در آب ( بدون پوست )
نیمرو عسلی
نیمرو همزده
دقیق کار کردن My watch is running fine ساعتم دقیق کار می کنه
ساعتم خوابیده
سریع دست به کار شدن
آنقدرها هم . . . نیستم I'm not that bad. آنقدرها هم بد نیستم.
بد شدن به راه بد رفتن به بیراهه رفتن قانون شکنی کردن به راه خلاف افتادن سقوط اخلاقی
حداقل کارکنان حداقل تعداد کارمندانی که برای سرپا نگه داشتن و اداره کسب و کار در ایام تعطیلات لازمه
درمورد جزییات زندگی خود بیش از حد تعریف کردن درد و دل کردن
از نظر احساسی کنترل خود را از دست دادن از کوره در رفتن
بعداً بهت خبر میدم
بهت میگم
ترسیدن و منصرف شدن قبل از کار مهم جا زدن در آخرین لحظه ( معمولاً به دلیل استرس یا ترس )
در حال فروپاشی
ازدواج باز ( طرفین اجازه دارند نسبت به هم وفادار یا متعهد نباشند )
ازدواج منفعت محور و قراردادی ( عشقی وجود ندارد )
ازدواج شتابزده و عجولانه ( عمدتا به دلیل بارداری ناخواسته )
بیش از حد اهمیت دادن به چیزی
کف شیر کف کردن
بی ادب
خودتی؟ تویی؟ تو همونی؟
دنج Cozy
دقیق و بی نقص زدی تو خال
دقیقا زدی به هدف کاملا درست گفتی گل گفتی
زدی وسط خال
من کنارتم من پیشت هستم
دارم عاشقت میشم
قربانت
مسیر چقدر طول میکشه؟
فالگوش وایستادن یواشکی گوش کردن
خیلی عجیب خنده دار چرت و پرت باحال ( برای شوخی، مسخره بازی و چیزهای عجیب استفاده میشه )
مسائل شخصی زندگیت رو جلوی دیگران مطرح نکن
الان تو فاز باشگاه رفتنم الان تو فاز ورزش کردن هستم
دوره یا فازی از زندگی ( که یه حال و هوا یا سبک خاصی داری )
از زندگیت تمام و کمال لذت ببر از زندگی تمام و کمال لذت بردن
نمیتونی همه را راضی کنی نمیتونی همه را راضی نگه داری
اشتباه برداشت کردی
رابطه نزدیک صمیمیت پیوند عاطفی یا اجتماعی رابطه نزدیک ایجاد کردن صمیمیت ایجاد کردن
پرانرژی و سرحال
مراسم اهدای جوایز
عمدا کسی را نادیده گرفتن کسی را طرد اجتماعی کردن بایکوت اجتماعی کردن نادیده گرفتن کامل بعنوان تنبیه گروهی عمدا کسی را بایکوت کردن و بی محلی کردن
چیزی /کسی را زیر نظر گرفتن چشم از کسی / چیزی برنداشتن
آمارتو دارم
صبحانه نخوردن
صبح ها دیرتر از معمول در رختخواب ماندن بیشتر از حالت معمول و همیشگی خوابیدن