get cold feet

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• become too frightened or apprehensive to continue an endeavor, falter, waver

ارتباط محتوایی

انگلیسی به انگلیسیbecome too frightened or apprehensive to continue an endeavor, falter, waver
معنی get cold feet، مفهوم get cold feet، تعریف get cold feet، معرفی get cold feet، get cold feet چیست، get cold feet یعنی چی، get cold feet یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف g، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف g، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف g
کلمه بعدی: get confused
اشتباه تایپی: لثف زخمی بثثف
آوا: /گات کلد فیت/
عکس get cold feet : در گوگل

پیشنهاد کاربران

دو دل شدن
I was going to marry mary, but she got cold feet and turn to me to give her two days for more thinking.
قرار بود با مری ازدواج کنم، ولی او دچار دودلی شد ( جا زد ) و برای اینکه بیشتر فکر کند، از من دو روز مهلت خواست.
zahra! are you married ?
No, I'm not. to be honest, seven years ago, i wanted to marry someone rich, sociable and charming named Sina. but there was a big problem with him: he was a inveterate liar. at the last moments I got cold feet and canceled the wedding. so I'm single for now.
زهرا! متاهلی؟
نه نیستم. راستش هفت سال پیش میخواستم با یک فرد پولدار، اجتماعی و جذاب به نام سینا ازدواج کنم. اما یک مشکل بزرگ داشت: او یک دروغگوی قهار بود. در آخرین لحظات، دو دل شدم و مراسم را لغو کردم. بنابراین فعلا مجردم.
زدن زیر چیزی ( قولی یا حرفی یا قراری )
پاهام سست شد برای انجامش
Change your mind
پا پس کشیدن
دودل شدن
سست شدن
ناگهان نگران شدن برای انجام چیز/کار برنامه ریزی شده
هول شدن دلهره داشتن دستپاچه شدن
تر زدن به همه چیز
I got cold feet
دلسرد شدم
اکراه داشتن از انجام کاری، دو دل بودن از انجام کاری
To suddenly feel you aren't brave enough to do something you planned to do
تجربه کردن اضطراب یا نگرانی قبل از تلاش کردن برای انجام کاری معمولا به قدری که فرد از انجام اون کار خودداری می کنه
دلشوره گرفتن
۱ - دو به شک شدن
۲ - پشیمانِ زار شدن
روحیه رو باختن
جا زدن و منصرف شدن به خاطر ترس یا غیره
مایوس شدن
جازدن
کم آوردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما