تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت در گفتار استفاده می شه، برای این که گوینده این منظور رو برسونه که عبارت یا جمله ای که به کار می بره رو باید داخل علامت نقل قول بذارید. بناب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

فشاری ( = کسی که زود جوش می آورد )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شناور ( مثل شناور کولر آبی، که وقتی آب به حد معینی می رسه، جریان آب رو قطع می کنه )

پیشنهاد
٠

بیش از حد برای چیزی اهمیت قائل شدن چیزی را بیش از حد بزرگ/گنده کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در مسابقات ورزشی ) دورِ یک هشتم نهایی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سقف کاذب این معادل ها هم براش استفاده می شه: false ceiling dropped ceiling

پیشنهاد
٠

کسی را . . . دانستن از کسی به عنوانِ . . . . . . . یاد کردن She refers to her parents as her friends. او از پدر و مادرش به عنوان دوستانِ خود یاد م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شغل پرطرفدار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

be at loggerheads with sb: با کسی بگومگو داشتن، با کسی سر جنگ داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد هیجاناتی مث خشم ) غلیان کردن، بالا آمدن و . . .

پیشنهاد
٠

مجرد و آماده برای معاشرت و رابطه ( گفتاری تر: ) مجرد و پایه ی آشنایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Merriam Webster: [informal] to do or manage something successfully کاری را با موفقیت انجام دادن/مدیریت کردن if you can swing it: اگه برات مقدوره، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این املا اشتباهه و این فعل از دستهٔ فعل هایی نیست که انگلیسیِ آمریکایی به جای s از z استفاده می کنه. فقط املای دارای s درسته: compromise

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه دور زدن راه حل موقت گاهی واژهٔ �لطایف الحیَل� رو هم به کار می بریم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمانی به کار می ره که یه یه دفه یه فکر یا را ه حل به ذهن آدم می رسه. ترجمه ش هم باید متناسب با موقعیت انجام بشه. مثلا. Brain blast! You want a bik ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زدن روی ترمز ( = ناگهانی ترمز گرفتن ) I slammed on the braked and she hit her head on the windshield. زدم رو ترمز و سرش خورد به شیشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دونگی کردن هرکسی سهم خود را دادن عبارت مشابه: split the bill

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دونگی کردن هرکسی سهم خودش را دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( با ریسمان یا چیزی شبیه آن ) آویزان کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از کاربردهای jinx زمانیه که دو نفر هم زمان یک حرفو می زنن و شخصی که متوجه می شه، سعی می کنه زودتر بگه jinx. ( حالت شوخی و بازی داره )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصحیح می کنم: به معنی *زیاد* صحبت کردن با کسی ( مخصوصا با صدای بلند ) ( از صحبت زیاد ) سر کسی را خوردن He knocks my ear off every time he calls m ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی صحبت کردن با کسی ( مخصوصا با صدای بلند ) ( از صحبت زیاد ) سر کسی را خوردن He knocks my ear off every time he calls me. هر دفعه بهم زنگ م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چک کشیدن چک صادر کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

throw a blanket over everybody/everything همه را با یک چوب راندن همه چیز را یک کاسه کردن ( و تعمیم دادن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاریه که شده؛ نمی شه کاریش کرد. همینه که هست؛ نمی شه کاریش کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بالا هل دادن ( که شامل قلاب گرفتن هم می شه ) boosted him up over the fence براش قلاب گرفت و از بالای حصار ردش کرد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( با مایع ) لب به لب پر کردن تا سر پر کردن کامل پر کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کش رفتن

پیشنهاد
٠

کلاغه برام خبر آورد به جای through می شه از on هم استفاده کرد ( که توی آبادیس هم ضبط شده قبلا )

پیشنهاد
٠

مو به تنم سیخ می کنه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باعث می شه مورمورم بشه باعث می شه موهام سیخ بشه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم کم مهرِ کسی یا چیزی به دل کسی نشستن. She didn't have a good first impression, but the grew on me. اولش حس خوبی بهم نداد، اما کم کم مهرش به دلم ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسته به متن، می تونه �سعهٔ صدر به خرج دادن� هم معنی بشه.

پیشنهاد
٠

( درمورد رابطهٔ عاطفی ) : از این رابطه چی می خوای؟ هدفت از این رابطه چیه؟

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صاحب خانه بودن، مالک خانه بودن، خانه دار بودن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وضعیت اسکان ( این که فرد کجا و با چه کسانی زندگی می کند )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت برای موقعی استفاده می شه که کسی یا چیزی رو می بینی و نمی شناسی ولی یهو می بینی آشناست و دوباره نگاه می کنی. یا موقعی که کسی یا چیزی رو می ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( معمولاً به نشانهٔ تفکر ) دست را روی چانه گذاشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعضی اصطلاح ها بنابه موقعیت ممکنه معادل های مختلفی داشته باشن؛ یعنی همون معنا رو با لفظ متفاوتی برسونن. کاربرد این اصطلاح هم برای رسوندنِ تعجب یا شو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

غزل خداحافظی

پیشنهاد
٠

get everything out in the open

پیشنهاد
٠

A man is only as good as his word.

پیشنهاد
٠

عبارت burn wild rue ترجمهٔ تحت اللفظی این عبارته و درسته، منتهی بیشتر برای همین منطقهٔ ایران قابل درکه. عبارتی که برای آمریکایی ها بیشتر قابل درکه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بنا به جمله، از معادلای مختلفی می شه استفاده کرد:بی خیال شدن، ول کردن، ; کاری نداشتن و . . . I'll let you of this time, but don't you do it again ...