do a disservice

پیشنهاد کاربران

معنی disservice براساس دیکشنری وبستر:
: ill service : harm
also : an unhelpful, unkind, or harmful act
پس به صورت کلی به معنای انجام کاریه که یا به دیگران آسیب می زنه، یا چندان بهشون کمک نمی کنه یا مهربانانه نیست.
...
[مشاهده متن کامل]

یعنی تو موقعیت های مختلفی به کار می ره و بنابراین ممکنه توی هر موقعیت نیاز باشه معادل های مختلفی براش استفاده کنیم.
برای موقعیت هایی که به نامهربانی اشاره می کنه می شه از این دو معادل استفاده کرد: ۱. کم لطفی کردن ۲. اجحاف کردن
You're doing a disservice to your restaurant by calling it a cafe
وقتی به رستورانت می گی کافه، داری در حقش کم لطفی می کنی
He did a disservice to her when he called her works of art "childish paitings"
وقتی به آثار هنریش گفت �نقاشی های بچگانه�، در حقش اجحاف کرد.

صدمه زدن، آسیب رساندن
If you do someone or something a disservice, you harm them in some way. [. . . ]
آسیب رساندن به
آزردن
اذیت کردن
You'll really do your kids a disservice if you cater to their every whim.