loggerheads

جمله های نمونه

1. be at loggerheads with somebody
با کسی عدم توافق یا برخورد داشتن

2. come to loggerheads with someone
با کسی نا سازگاری یا برخورد پیدا کردن

3. set people at loggerheads
نفاق انداختن،میانه ی مردم را به هم زدن

انگلیسی به انگلیسی

• part of the phrase "at loggerheads" (at odds, in opposition to)
if people are at loggerheads, they disagree strongly, and often use every opportunity to argue or fight with each other.

پیشنهاد کاربران

عمدتاً در عبارت at loggerheads
🔸 معادل فارسی:
• در حال اختلاف شدید، درگیر دعوا و کشمکش
• سر ناسازگاری داشتن، با هم درافتادن
• مخالف هم بودن، در تقابل سخت
• ( به شکل استعاری ) دو طرف که مثل لاک پشت های سرسخت با هم کل کل می کنند
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
� "The two departments have been at loggerheads over the budget for months. "
دو بخش ماه هاست سر بودجه درگیر اختلاف شدید و دعوا هستند.
� "Management and the union are at loggerheads on the new contract. "
مدیریت و اتحادیه سر قرارداد جدید سرسختانه با هم مخالفند / در حال کشمکش اند.
� "They used to be close friends, but now they're at loggerheads. "
قبلاً دوست نزدیک بودند، ولی حالا با هم درافتاده اند و ناسازگار شده اند.
� "The couple was constantly at loggerheads about how to raise their children. "
زن و شوهر مدام سر نحوه تربیت بچه ها در حال دعوا و اختلاف بودند.

be at loggerheads with sb:
با کسی بگومگو داشتن، با کسی سر جنگ داشتن
سر جنگ داشتن