تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم گرفتن You can say "I'll take. . . " whenever you've decided to buy something.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در انتهای جمله معمولاً میاد و به عنوان دوتایی هستش work in pairs

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آستین "My shirt has long sleeves. " ( پیراهن من آستین های بلند دارد. ) "She rolled up her sleeves. " ( او آستین هایش را بالا زد. ) "The jacket has ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کت و شلوار "He wore a dark blue suit to the interview. " ( او یک کت و شلوار آبی تیره برای مصاحبه پوشید. ) "She looked elegant in her business suit. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پوشیدن "I wear jeans every day. " ( من هر روز شلوار جین می پوشم. ) "She wears a beautiful necklace. " ( او یک گردنبند زیبا می پوشد. ) "He wore a h ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لباس مبدل مخصوص یک مکان یا اتفاقی یا مراسم خاصی "She wore a witch costume for Halloween. " ( او برای هالووین لباس مبدل جادوگر پوشید. ) "The actors ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( فعل ) لباس پوشیدن، لباس پوشاندن. ( اسم ) لباس زنانه ( فعل ) "I need to dress for work. " ( من باید برای کار لباس بپوشم. ) ( فعل ) "She dresse ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس ها "I need to wash my clothes. " ( من باید لباس هایم را بشویم. ) "She bought new clothes for the party. " ( او لباس های جدیدی برای مهمانی خرید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس پوشاندن "We need to clothe the homeless. " ( ما باید بی خانمان ها را لباس بپوشانیم. ) "She clothed her baby in warm clothes. " ( او نوزادش را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تکه پارچه "Wipe the table with a clean cloth. " ( میز را با یک پارچه تمیز پاک کنید. ) "This cloth is made of cotton. " ( این پارچه از پنبه ساخته شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

cloth. clothe. clothes. dress. costume بین این کلمات مشابه تفاوت هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا ( آن زمان ) ، تا زمانی که "I will wait until you arrive. " ( من تا زمانی که شما برسید صبر خواهم کرد. ) "We stayed at the party until midnight. " ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بسته کردن - بسته - نزدیک "Please close the door. " ( لطفاً در را ببندید. ) "The store closes at 9 PM. " ( فروشگاه ساعت 9 شب بسته می شود. ) "He clo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باز کردن - باز "Please open the door. " ( لطفاً در را باز کنید. ) "The store opens at 9 AM. " ( فروشگاه ساعت 9 صبح باز می شود. ) "He opened his ey ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آغاز یا شروع یا افتتاح یا گشایش "The store's opening is tomorrow. " ( افتتاحیه فروشگاه فردا است. ) "The opening of the movie was exciting. " ( شروع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معامله، تراکنش، مبادله "I made a cash transaction at the store. " ( من یک معامله نقدی در فروشگاه انجام دادم. ) "The bank recorded the transaction. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

باقی ماندن "Could", "can" and "may" remain the same with all personal pronouns. "The rain will remain throughout the day. " ( باران در طول روز باقی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وجهی ( رایج ترین کاربرد "modal" در گرامر انگلیسی آمریکایی است، جایی که به افعال وجهی ( modal verbs ) اشاره دارد. ) ( افعال وجهی مانند "can"، "shou ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قیمت داشتن The food and drink cost eight dollars ( $8 )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثبت کردن یک سفارش - سفارش دادن "I want to place an order for a pizza. " ( می خواهم یک پیتزا سفارش دهم. ) "You can place your order online. " ( می ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آوردن How many coffees can I get you?

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

1. یک بار ( One time ) : "I've only been to Paris once. " ( من فقط یک بار به پاریس رفته ام. ) "He called once and then hung up. " ( او یک بار تماس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ادعا کردن "He claimed he was innocent, but exclaimed in surprise when the verdict was read. " ( او ادعا کرد که بی گناه است، اما وقتی حکم قرائت شد، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فریاد زدن "Stop exclaiming so much, I'm talking to you calmly. " ( اینقدر فریاد نزن، من دارم باهات آروم حرف می زنم. ) "Wow!" she exclaimed. ( وای! ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جستجو کردن "They seek information about the new product. " ( آنها به دنبال اطلاعات در مورد محصول جدید هستند. ) "He seeks advice from his lawyer. " ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب کردن "We need to combine these two ingredients. " ( ما باید این دو ماده را با هم ترکیب کنیم. ) "They decided to combine their businesses. " ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرم کردن، آماده کردن "I need to warm up the soup. " ( من باید سوپ را گرم کنم. ) "Let's warm up the coffee. " ( بیا قهوه را گرم کنیم. ) "Warm up th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هیجان زده کردن We say "What a feeling!" after doing something very exciting. "The news excited everyone. " ( این خبر همه را هیجان زده کرد. ) "The ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فوتبالیست Some footballers might know how to freestyle, but they don't do tricks during a match.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارد شدن Dan goes into Soweto. He sees that even young children like doing freestyle. Freestyle is everywhere in Soweto.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرم کردن قبل از مسابقه "At this british school the children do an "english Warm - up" – singing and dancing before the match. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فری استایلر، کسی که فری استایل انجام می دهد. این کلمه به کسی اشاره دارد که در یک فعالیت "فری استایل" تخصص دارد. "فری استایل" به معنای انجام دادن یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرح داستان کردن - داستان تعریف کردن - روایتی را گفتن - داستانی را گفتن "Can you narrate what happened?" ( می توانی شرح دهی چه اتفاقی افتاد؟ ) "He w ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسابقه ورزشی مهم بین تیم های محلی یک منطقه "The Kentucky Derby is a famous horse race. " ( کنتاکی دربی یک مسابقه اسب دوانی معروف است. ) "We're goin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرسروصدا "The kids are very noisy. " ( بچه ها خیلی پرسروصدا هستند. ) "This restaurant is too noisy. " ( این رستوران خیلی شلوغ است. ) "The street w ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

خوشایند "The weather is very pleasant today. " ( هوا امروز خیلی دلپذیر است. ) "She has a very pleasant personality. " ( او شخصیت بسیار خوشایندی دار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناخوشایند "The weather outside is very unpleasant. " ( هوا بیرون خیلی ناخوشایند است. ) "He had an unpleasant experience at the dentist. " ( او تجر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رقابت کردن "They compete in the Olympics. " ( آنها در المپیک رقابت می کنند. ) "We compete against each other in the game. " ( ما در بازی با یکدیگر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه "sports" با حرف "s" در انتهای آن، معمولاً به عنوان اسم جمع استفاده می شود و به معنای "ورزش ها" یا "مسابقات ورزشی" است. اما در برخی موارد، می توا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محلی "We ate at a local restaurant. " ( ما در یک رستوران محلی غذا خوردیم. ) "The local news reported the accident. " ( اخبار محلی تصادف را گزارش کر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مسابقه "match" می تواند به معنای مسابقه ورزشی یا رقابت بین دو نفر یا دو تیم باشد. مثال: "a football match" ( یک مسابقه فوتبال ) مثال: "a tennis ma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تفریحی ( به فعالیت ها یا وسایلی اشاره دارد که برای لذت بردن و استراحت در اوقات فراغت استفاده می شوند. ) "We went to the recreational park. " ( ما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ادامه دادن "They decided to proceed with the plan. " ( آنها تصمیم گرفتند برنامه را ادامه دهند. ) "After the interruption, we can proceed. " ( پس از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیم - تیمی "Our team won the game. " ( تیم ما بازی را برد. ) "He's on the school basketball team. " ( او در تیم بسکتبال مدرسه است. ) "This is a t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورزش - ورزشی "He plays many sports. " ( او ورزش های زیادی انجام می دهد. ) "My favorite sport is soccer. " ( ورزش مورد علاقه من فوتبال است. ) "He ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

الگو "We noticed a pattern in his behavior. " ( ما یک الگو در رفتار او مشاهده کردیم. ) "There is a pattern of rising and falling temperatures. " ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به جای "To prefer" means to want "one thing rather than another". "I would prefer to stay home rather than go out. " ( من ترجیح می دهم به جای بیرون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترسناک - وحشتناک I hate watching horror movies. "He is a fan of horror stories. " ( او طرفدار داستان های ترسناک است. ) "The book is a work of horro ...