پیشنهادهای Milad (١,٧٥٣)
١,٩٠٧
١ سال پیش
١
مستقر شدن در جایی یا روی چیزی
١ سال پیش
٢
در انگلیسی رایج آمریکایی بیشتر به معنی متوجه شدن هست مثلاً I noticed a change in her behavior ( من تغییری در رفتار او متوجه شدم. )
١ سال پیش
٤
به معنی تن صدا یا مجموع تحریر صدا یک فرد هست مثلاً The singer's pitch was perfect ( زیر و بم صدای خواننده عالی بود. ) He spoke in a low pitch ( او ...