پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٢٠
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مالیات ستان مامور اخذ خراج خراج گزار چنین داد پاسخ که ای شهریار پدر باژبان بود و من باژدار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محافظ رودخانه نگهبان رودخانه چنان خوار برگشت زو رودبان که جان را همی گفت پدرودمان ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهاران و جیحون و آب روان سه جوشنور و اسپ و برگستوان ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باج گیر خراج گیر مالیات ستان مستوفی گرفتند پیگار با باژخواه که کشتی کدامست بر باژگاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل گرفتن باج گمرک محل ورود کالا به کشور گرفتند پیگار با باژخواه که کشتی کدامست بر باژگاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گواژه بسی باشدت با فسوس نه مرد نبردی و گوپال و کوس ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان نافهٔ مشک و موی سمور ز در سپید و ز کیمال بور ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوندی برافگن هم اندر زمان بر شوم پی زادهٔ بدگمان ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدانست سرخه که پایاب اوی ندارد غمی گشت و برگاشت روی ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غم ناک غمگین سوزناک نباشد بشویم سرم را ز خاک همه بر تن غم بود سوگناک ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشمناک عصبانیت تندخویی که ناید بدین کودک از من ستم نه هرگز برو بر زنم تیزدم ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرم خو که آهسته دل کم پشیمان شود هم آشفته را هوش درمان شود ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چو بنمود خورشید تابان درفش معصفر شد آن پرنیان بنفش ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب آبنوس چوب سیاه و تیره ز بهرام گودرز وز ریونیز دلم تیر تر گشت برسان شیز ✏ فردوسی یکی دخمه کردندش از شیز و عاج برآویختند از بر گاه تاج ✏ �فردوسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بنشاندند نشاندند نشستند خوان و می آراستند کسی کاو سزا بود بنشاستند ✏ فردوسی گرانمایه جایی بیاراستند فرستاده را شاد بنشاستند ✏ فردوسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانه دوباره به یک تاختن مغربل بکرد اندر انداختن ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نزدیکان خونی فامیل نسبی ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی ببین تا کدامند صد نامجوی ✏ فردوسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نزدیکان خوتی فامیل نسبی ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی ببین تا کدامند صد نامجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغرور پر از نخوت با تکبر مرا پیش کاووس بردی دوان یکی بادسر نامور پهلوان ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستیزه کرد نزاع نمود لجاجت کرد همان طوس نوذر بدان بستهید کجا: پیش اسپ من اینجا رسید ✏ �فردوسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپر دار مرد جنگی سپرور پیاده ده و دو هزار گزین کرد شاه از در کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشش لباس حجاب به پاسخ سیاوش چو بگشاد لب پری چهره برداشت از رخ قصب ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاوش چو نزدیک ایوان رسید یکی تخت زرین درفشنده دید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه کرد نزاع نمود لجاجت کرد همان طوس نوذر بدان بستهید کجا: پیش اسپ من اینجا رسید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نخچیر گوران به دشت دغوی ابا باز و یوزانِ نخچیرجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگ جو جنگ طلب جنگاور جنگی مبارز به شبگیر چون من به آوردگاه روم پیش آن ترک آوردخواه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ابروها ابروان دو ابرو بفرمود تا رخش را زین کنند سواران بروها پر از چین کنند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیزه داران پیاده سپردار و نیزه وران شده انجمن لشکری بی کران ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لباس ترکی جامه ترکان پوشش شبیه ترکها تهمتن یکی جامهٔ تُرکوار بپوشید و آمد دوان تا حصار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سپردار و جوشنوران صد هزار شمرده به لشکر گه آمد سوار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باج گیر باج خواه خراج ستان ساو گیر مگر شهر و دختر بماند بدوی نباشدش بر سر یکی باژجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به شهری کجا سست پایان بدند سواران پولادخایان بدند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برون کرد ببر بیان از برش به خوی اندرون غرقه بد مغفرش سبک دشتبان گوش را برگرفت غریوان و مانده ز رستم شگفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دشت بان نگهبان دشت ناطور دشت نگهبان کشتزار برون کرد ببر بیان از برش به خوی اندرون غرقه بد مغفرش چو در سبزه دید اسپ را دشتوان گشاده زبان سوی او شد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عصا چوب دستی زن و کودک و مرد با دستوار نیافت از سر تیغ او زینهار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بگسترد زربفت بر میش سار هوا پر ز بوی از می خوشگوار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آغاز مکن شروع نکن اگر شاخ بد خیزد از بیخ نیک تو با شاخ تندی میاغاز ریک ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاوش کند بشکافد پاره کند بدرد بکافد تهیگاه سرو سهی نباشد مر او را ز درد آگهی ✏ فردوسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل جشن جای سرور به هر سو یکی جشنگه ساختند دل از کین و نفرین بپرداختند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشکید خشک شد شماساس را خواست کاید برون نیامد برون کش بخوشید خون ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان دژ فرمانده قلعه بدین روی دژدار بد گژدهم دلیران بیدار با او بهم ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دم دنبال به ننگ اندرون سر شود ناپدید به دنب کروخان بباید کشید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوشن داران زره پوشان زمین کوه تا کوه جوشن وران برفتند با گرزهای گران ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر از چین و چروک پرآژنگ شد روی پور پشنگ ز گفتار اغریرث آمدش ننگ ✏ فردوسی پر آژنگ رویی بی آیین و زشت بدان تیرگی جادویها نوشت ✏ فردوسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانند شیر همانند شیر مثل شیر به دستوریِ شاه من شیروار بجویم ازان انجمن کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل درد جای زخم محل آزردگی همان دردگاهش فرو دوختند به دارو همه درد بسپوختند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استاد ماهر زبردست بیامد یکی موبدی چرب دست مر آن ماه رخ را به می کرد مست ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکافت باز کرد پاره کرد بکافید بی رنج پهلوی ماه بتابید مر بچه را سر ز راه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسای از مصدر سائیدن بساو و برآلای بر خستگیش ببینی همان روز پیوستگیش ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاوش کردن شکافتن پاره کردن دریدن بکافد تهیگاه سرو سهی نباشد مر او را ز درد آگهی ✏ �فردوسی�