پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٩٩٣)
حرامزاده بی اصل و نسب یک قدم نبود که نبود در کمین جامغولی از تبار آن لعین ✏ ملا احمد نراقی
معادل خداحافظی کردن موقع و هنگام وداع گویند از چه کرد آن عطرها را خیرباد بار کناسی به دوش خود نهاد ✏ ملا احمد نراقی
ور به انداز خود آن کو پا کشید هیچ سودی غیر پاسازی ندید ✏ ملا احمد نراقی
قناعت خورسند بودن شیر نر گردد چو روبه از طمع من طمع ذل و عز من قنع ✏ ملا احمد نراقی
پاسبان نگهبان خزانه دار گنجور آن یکی شد بادران آن بادگان آن یکی بهمن شد و بهرام آن ✏ ملا احمد نراقی
حرکت دهنده باد فرشته ای که مامور ایجاد باد است آن یکی شد بادران آن بادگان آن یکی بهمن شد و بهرام آن ✏ �ملا احمد نراقی�
محل طواف کردن کسی یا چیزی که به دور آن بگردند کعبه آتشخانهٔ گبران مکن طوفگاه قدسیان ویران مکن ✏ ملا احمد نراقی
بی نظیر بی همتا زین سبب آن پادشاه بی ندید در میان جمله او را برگزید ✏ ملا احمد نراقی
ضربه زدن به سینه با پا لگد زدن به سینه ای خنک آن را که ذلت نفسه وای آنکس را که یردی رفسه ✏ مولانا
آهسته آهسته قدم بقدم باع واحدی برای طول به اندازه دو دست گشوده هرکه نزدیک من آید یک ذراع من روان گردم سوی او باع باع ✏ ملا احمد نراقی
واحدی برای طول به اندازه دو دست گشوده هرکه نزدیک من آید یک ذراع من روان گردم سوی او باع باع ✏ ملا احمد نراقی
واحدی برای وزن کردن به میزان هفت مثقال بضم خ. :دیوانه. گول مشنگ. ساده لوح به فتح خ. سرکه در دو صد من شهد یک اوقیه خل چون در افکندی و در وی گشت حل ...
موضع گلجان برای میختن خاشه و آخان در آنجا ریختن ✏ ملا احمد نراقی
خس و خاشاک فضولات موضع گلجان برای میختن خاشه و آخان در آنجا ریختن ✏ ملا احمد نراقی
چشمه پرآب و بخشنده چشمه بی عیب ونقص پس زمین را می کند چالاک و چست تا برآرد چشمه ی عذبی درست ✏ ملا احمد نراقی
دشمن سرسخت تا خبر دادش یکی روزی که شد ملک و مالت نهبه ی این قوم لد ✏ ملا احمد نراقی
ناف آن ستمگر در فغان و در کراخ برزمین از درد می نالید ناخ ✏ ملا احمد نراقی
ناله کردن ضجه زدن آن ستمگر در فغان و در کراخ برزمین از درد می نالید ناخ ✏ ملا احمد نراقی
شیطان صفت در میان اهل عالم ای عمو مبرزند این ظالمان دیوخو ✏ ملا احمد نراقی
عطرآگین آمیخته به عبیر صفه و مشکوی آن مشکین کنند کاخ و ایوان را عبیرآگین کنند ✏ ملا احمد نراقی
دفع شونده دورریخته تا پلیدیهای مردار نجس زان سراگردند آنجا منطمس ✏ ملا احمد نراقی
موضع گلجان برای میختن خاشه و آخان در آنجا ریختن ✏ �ملا احمد نراقی�
بود گلجان اهل آن بازار را فربهی پنداشت آن آمار را عرصه ای را گلشن از رز می کنند گوشه ای گلجان مبرز می کنند موضع گلجان برای میختن خاشه و آخان در آنج ...
ایوان بالا خانه صفه یکطرف طرح ستاوند افکنند یکطرف دهلیز و دربند افکنند ✏ ملا احمد نراقی
پاسبانی روزبانی چارکی بهرام روز رزم او تنقطاری مهر اندر بزم او ✏ ملا احمد نراقی
1_ممتاز برجسته 2_آبریزگاه مستراح مبال پای او لغزید تا دیده گشاد سرنگون در چاه مبرز اوفتاد ✏ ملا احمد نراقی
ستمکار ظالم زورگو بیدادگر هم به سالی پیش ازین در این حدود مرد کی پا کار استمکاره بود ✏ ملا احمد نراقی
بلند زاری کردن، زوزه کشیدن شیون نمودن ناله و فغان کردن کورکورانه تو در بانگ عویل هر که را یابی همی گردی دخیل ✏ ملا احمد نراقی
چشمه پرآب و بخشنده چشمه بی عیب ونقص پس زمین را می کند چالاک و چست تا برآرد چشمه ی عذبی درست ✏ ملا احمد نراقی
بخشنده کریم بی عیب و نقص پس زمین را می کند چالاک و چست تا برآرد چشمه ی عذبی درست ✏ ملا احمد نراقی
غارت تارج چپو تا خبر دادش یکی روزی که شد ملک و مالت نهبه ی این قوم لد ✏ �ملا احمد نراقی�
همکار هم صنف بپرسیدش از دوستان کهن که باشند هم کوشه و یک سخن ✏ فردوسی
مردان کوتاه و دراز مردان پست و فرومایه گفت این دم من همی بینم حرب گفت می بینی جعاشیش عرب ✏ مولانا
جانشینی کیخسرو بجای کاووس فریبرز و کیخسرو چو کاووس کی روی خسرو بدید سرشکش ز مژگان به رخ بر چکید چو از تخت کاووس برخاستند به ایوان نو رفتن آراستند ...
نبرد دوازده رخ سپهدار ترکان برآراست کار ز لشکر گزید آن زمان ده سوار ابا اسب و ساز و سلیح تمام همه شیرمرد و همه نیک نام همانگه ز ایران سپه پهلوان ب ...
زعفران برآمیخته طشتهای خلوق جهان پرشد از نالهٔ کوس و بوق ✏ �فردوسی�
مانند ارژنگ پر از نقش و نگار یکی نامه بنوشت ار تنگ وار پر آرایش و بوی و رنگ و نگار ✏ �فردوسی�
جدید نو تازه بدیع نو آیین یکی شاه بنشاندند به شاهی برو آفرین خواندند ✏ فردوسی
گلابی گول حمق
خواب گزاری کردن خواب را تعبیر نمودن باستاد گفت این شکارمنست گزاریدن خواب کارمنست ✏ �فردوسی�
خواب گزار تعبیرکننده خواب معبرخواب گزارندهٔ خواب را خواندند ردان را ابر گاه بنشاندند گزارندهٔ خواب پاسخ نداد کزان دانش او را نبد هیچ یاد گزارنده خ ...
شاعر ترانه سرا ترنم گو مترنم بدانگاه نو بود بوزرجمهر سراینده وزیرک وخوب چهر سراینده بسیار همراه کرد به افسانه ها راه کوتاه کرد ✏ �فردوسی�
محل طبخ غذا آشپزخانه خورش خانه در خان او داشتی تن خویش مهمان او داشتی ✏ فردوسی
شعبده باز تردست حقه باز جادوگر فرستاد نزد مشعبد جهود دواسبه سواری به کردار دود ✏ فردوسی کهن چرخ مشعبد حقه بازیست پی آزار مردم حیله سازیست ✏ جامی
استخوان فیل عاج فیل یکی گنبد از آبنوس وز عاج به پیکر ز پیلسته و شیز و ساج ✏ فردوسی
به قلب اندر اورند مهران به پای که در کینه گه داشتی دل به جای ✏ فردوسی
فرستاده ای ما کنون چرب گوی فرستیم با نامه ای نزد اوی ✏ فردوسی
نخسبد کسی با دلی دردمند که از درد او بر من آید گزند ✏ فردوسی
چنین مانند این اینگونه که بدگو برین کار ننگ آورد که چونین بهانه بچنگ آورد ✏ فردوسی
1_نیزه زننده 2_طعن زننده کنایه زننده خربطی ناگاه از خرخانه ای سر برون آورد چون طعانه ای ✏ مولانا