پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦١٩
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کینه گاه محل جنگ محل نبرد بپیش نیاکانت بسته کمر بهر کینه گه با یکی کینه ور ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

میراث ارثیه بجای مانده از مرده تو این مرده ری اسب چون یافتی ز بیژن کجا روی برتافتی ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

رزمنده جنگاور پس آگاهی آمد همانگه بگیو ز گم بودن رزم زن پور نیو ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نیزه بفرمود شاه جهان تا سلیح بیارند تیغ و سنان و رمیح ✏ فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

همه دامن قرطه را کرد چاک ابر خستگیهاش بر بست پاک ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکارچی پیاده ببود و سپر برگرفت چو نخچیربانان که اندر گرفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکارچیان پیاده ببود و سپر برگرفت چو نخچیربانان که اندر گرفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ببارید تیر از کمان سران به روی اندر آورده کرگ اسپران همی تیر بارید همچون تگرگ بر آن اسپر کرگ و بر ترک و ترگ ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ببارید تیر از کمان سران به روی اندر آورده کرگ اسپران همی تیر بارید همچون تگرگ بر آن اسپر کرگ و بر ترک و ترگ ✏ �فردوسی�

پیشنهاد
١

فرزندان قارن نوادگان قارن سوی راست جای فریبرز بود به کتمارهٔ قارنان داد زود ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسترش بستر او تشک او خوابگاه او بالین او نهالیش بد خاک و بالینش سنگ خورش گوشت نخچیر و پوشش پلنگ ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل استقرار فرمانده جایگاه سپهدار محل قرار بزرگ و رئیس سپهدار پیران ز سالارگاه بیامد بیاراست قلب سپاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزمند حریص خساست برفتند هر دو به راه دراز یکی آز پیشه دگر کینه ساز ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند جوان ها شبیه جوانان گهی نام جست اندران گاه کام جوان بد جوانوار برداشت گام ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل جشن جای سرور یکی جشنگاهست ز ایدر نه دور به دو روزه راه اندر آید بتور ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شنا شنا کردن بدست چپ و پای کرد آشناه بدیگر ز دشمن همی جست راه ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنان شاد شد زان سخن تاجور که گفتی ز ایوان برآورد سر ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگستوان پوشیده تهمتن بفرمود تا سه هزار زره دار برگستوان ور سوار ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دلیر پهلوان جنگاور بغرید شنگل ز پیش سپاه منم گفت گرداوژن رزم خواه ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سر و صدای ادوات جنگی چرنگیدن گُرزهٔ گاوچهر تو گفتی همی سنگ بارد سپهر ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غمناک غصه دار افسرده به پیروزگر بر تو ای پهلوان که از من نباشی خلیده روان ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بپوشید رستم سلیح نبرد به آوردگه رفت با دارو برد برانگیخت کاموس اسپ نبرد هم آورد را دید با دارو برد ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل شکسته سوی گرد تاریک بنهاد روی همی شد خلیده دل و راه جوی ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرز دار بدانست هومان که آمد سوار همه گرزور بود و شمشیردار ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تار و مار تهمتن به زاولستانست و زال شود کار ایران کنون تال و مال ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

درنگ کردن تاخیر کردن با تانی عمل کردن آهسته بودن باید پی دشمن اندر گرفت ز مولش سزد گر بمانی شگفت بدو گفت کاموس کین رای نیست بدین مولش اندر مرا جای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرا مرگ نامی تر از سرزنش بهر جای بیغارهٔ بدکنش برو بازگردان سپه را ز راه ز بیغارهٔ دشمن و شرم شاه ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادو گر افسونگر چنین گفت پیران بافسون پژوه کز ایدر برو تا سر تیغ کوه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنان دار زوبین دار نیزه دار صفی برکشیدند پیش سوار سپردار و ژوپین ور و نیزه دار ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

عناب کنایه از رنگ سرخ هوا تیره گشت از فروغ درفش طبر خون و شبگون و زرد و بنفش ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سردار سپهبد فرمانده سپاه بدست سواری که دارد هنر سپهبدسر و گرد و پرخاشخر ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازیانه شلاق گر ایدونک تازانه بازآورم وگر سر ز کوشش بگاز آورم ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان گور پاسبان قبر یکی بنده باشم روان ترا پرستش کنم گوربان ترا ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میاسای آسوده نباش استراحت نکن درنگ نکن ز رفتن شب و روز ماسای هیچ بهر منزلی اسپ دیگر بسیچ ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن بدرود کردن خداحافظی کردن چنان خوار برگشت زو رودبان که جان را همی گفت پدرودمان ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میان سرخس است نزدیک طوس ز باورد برخاست آوای کوس ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چکاوک برآمد خروش خروس و چکاو کبوده نیامد بنزد تژاو بدان سان که شاهین رباید چکاو ربود آن گرانمایه تاج تژاو ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سپهبد چو لشکر برو گرد شد ز آتش براه گروگرد شد گروگرد بودی نشست تژاو سواری که بودیش با شیر تاو پرستار وز مادیانان گله بدشت گروگرد کرده یله ✏ �فردوس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرنا نوعی ساز بادی غو کوس با نالهٔ کرنای دم نای سرغین و هندی درای ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلیران دژدار مردی هزار ز سوی کلات اندر آمد سوار ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گواژه همی زد پس او فرود که این نامور پهلوان را چه بود ز بام سپد کوه خنده بخاست همی مغز گیو از گواژه بکاست ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کزان گونه بتگر بپرگار چین نداند نگارید کس بر زمین ✏ فردوسی دل بتگر به مهر خود خراشی وز آتش افکنی بر بت تراشی ✏ جامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیزه دار سوار و پیاده بزرین کمر همه تیغ دار و همه نیزه ور ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپردار با نیزه ور سی هزار همه رزمجوی از در کارزار سپردار با نیزه ور سی هزار همه رزمجوی از در کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاه وش شبیه شاه سیمای شاهانه تو پور چنان نامور مهتری ز تخم کیانی و کی منظری ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقام جو کسی که کین خواهی کند به پیش سپاه برادر برو تو کینخواه نو باش و او شاه نو ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غمخوار غمگسار ببین نیک تا دوستدار تو کیست خردمند و انده گسار تو کیست ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سربازان که اینت بهای سر بی بها پلاشان دژخیم نر اژدها ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نصیحت آمیز پندآموز بدو گفت کاین نامهٔ پندمند ببر سوی دیوار حصن بلند ✏ �فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تندخو آتشین مزاج عصبانی ازان کار گودرز شد تیز مغز برِ او پیامی فرستاد نغز ✏ �فردوسی