پیشنهادهای hamed jabra (٢٧٠)
جهت تاکید روی کسی یا چیزی که برایتان تعجب آور است، بکار می رود. مثال . . . At 13 years old, Laura felt ready for the biggest challenge of all. لور ...
دریانورد، قایقران
1. بازتاب کردن 2. نشان دادن. . . مثال: Some suggest that the improved test scores simply reflect an increased exposure to tests in general. برخی معت ...
کارگردانی فیلمی را برعهده گرفتن مثال . . . He went on to direct science fiction movie Star Trek in 2009. او در سال ۲۰۰۹ کارگردانی فیلم علمی تخیلی S ...
فیلم پُر فروش
property master = prop master منشی صحنه
زخمی شدن، ایجاد شدن بریدگی مثال: If the hero gets a cut on his face, the makeup artist must create that اگر قهرمان داستان روی صورتش بریدگی ایجاد شود ...
دقت فرمائید: در انگلیسی رسمی معنی How do you do میشه: خیلی خوشبختم.
پایبند بودن به تصمیم
نمایشگاه هنر یا نقاشی
بقیه ( افراد )
به هنگام پرتاب
1. شکل ( در مقالات و . . . ) 2. تصور کردن مثال: He figured he would save money by mailing himself to Dallas, so he packed himself inside a box! او ف ...
ریسه رفتن در کودکان: بند آمدن نفس بچه ها هنگام گریه همراه با کبودی مثال: She wouldn't stop crying, and she was turning blue گریه اش را قطع نمی کرد و ...
تشک بادی یا تیوب بادی استخری
درآمد بالا
تأثیر گذاشتن روی . . .
had over گذشته ی have over به معنای دعوت کردن ( به منزل و دورهمی گرفتن ) می باشد.
چپاندن، پر کردن، چپانده شدن مثال: I was crammed between this guy who was snoring the whole time. من بین این مردی که تمام مدت خروپف می کرد، چپانده ش ...
استنباط دقیقی داشتن
رفت و آمد
هیچ فایده ای نداره. مثال: So there's really no point in my spending money on a large place with lots of room. بنابراین واقعاً هیچ فایده ای ندارد که ...
ستاره درخشان a bright star
نقطه وسط بین شروع و پایان یک چیزی، نیمه راه
می ارزه که جابجا بشی یا کنار گذاشته بشی. معنی bump ضربت در اثر تکان سخت؛ جای دیگری را گرفتن ( در هواپیما ) ، برکنار کردن و . . . هست.
نوشیدنی ها
مقاوم شدن
روش بحث برانگیز
📋 بازه زمانی
دستگاه فتوکپی
غذا دادن - سوق دادن مثال: This slogan explicitly directs a mother to feed a Healthy Start meal to her baby. این شعار به صراحت مادر را به دادن یک وعد ...
بد فُرم، بد بدن، نامناسب ( از لحاظ ریخت )
1. گشتن، چرخیدن، این ور و اونور رفتن، رفت و آمد کردن. مثال: That's not how he was in college. Back then he used to go around in old T - shirts and j ...
بعد از ظهر همان شب
1. دستورالعمل ها، دستورات 2. راهنمایی 3. جهت ها، مسیر ها مثال: A: I got lost trying to find Alex's house . . . . . B: Really? But I gave you directi ...
logging
خاموش شدن تلفن همراه. مثال: گوشیم خاموش شد. My cell phone died.
پشت پا زدن، پشت پا خوردن
قصد پشت پا زدن بهت رو نداشتم. مثال: I was walking too fast, and I wasn’t watching where I was going. I didn’t mean to trip you. خیلی تند راه می رفت ...
این دفعه رو نادیده می گیرم ( دیگه تکرار نشه ) .
ویترین مغازه ( ویترین شیک )
قبل از موقع به خصوص واقع شدن predate = to exist earlier than something else
فرسایش یافتن
بار سفر، بار وبندیل Luggage اسم غیرقابل شمارش است و شامل همه کیف و چمدان های شما می شود.
به تنهایی مثال: I turn on the washing machine by myself. ماشین لباسشویی را خودم ( به تنهائی ) روشن می کنم.
گذشته ی go hiking : کوهنوردی
پیاده روی walking کوه نوردی go hiking