directions


دستور عمل( در ازمونها) قانون ـ فقه : دستورالعمل روانشناسى : دستور عمل

جمله های نمونه

1. research in new directions
پژوهش به روش های نوین

2. soldiers scattered in all directions
سربازان به هر سو پراکنده شدند.

3. you must follow my directions
شما باید از دستورات من پیروی کنید.

4. i toed the nails in various directions
میخ ها را در جهت های مختلف یک وری کوبیدم.

5. in kashan the road branches off in three directions
در کاشان جاده به سه شاخه منشعب می شود.

6. the goats escaped the enclosure and were bounding off in all directions
بزها از محوطه فرار کرده و به هر سو جست و خیز می کردند.

پیشنهاد کاربران

راه ها
قانون ها . فرمان ها . دستورات
مسیرها
جهت ها
دستور
"دستورات"، "دستورالعمل"
جهت یک مکان
نشانی ( آدرس )
توصیه ها
مسیر _راهنمایی _ نشانی.
رهنمود
مسیر ها، جهت ها، راه ها
مترادف way
کروکی
دستورالعمل
گرایش ها
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما