🔸 معادل فارسی:
• از بین همه ( برای تأکید در انتخاب )
• به خصوص / به ویژه
• ( در عبارت "The . . . of all . . . " ) به معنای "مناسب ترین/برجسته ترین"
🔸 مثال ها:
• "Why did you choose him of all people?"
... [مشاهده متن کامل]
چرا از بین همه، او را انتخاب کردی؟
• "Of all the days, it had to rain on my wedding day. "
از بین همه روزها، باید در روز عروسی من باران می بارید.
• "She is the one person, of all, who can help us. "
او از بین همه، تنها کسی است که می تواند به ما کمک کند.
هم معنی های آن عبارتند از:
• "Out of all" ( از بین همه )
• "Among all" ( در میان همه )
• "Especially" ( به ویژه )
• از بین همه ( برای تأکید در انتخاب )
• به خصوص / به ویژه
• ( در عبارت "The . . . of all . . . " ) به معنای "مناسب ترین/برجسته ترین"
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
چرا از بین همه، او را انتخاب کردی؟
از بین همه روزها، باید در روز عروسی من باران می بارید.
او از بین همه، تنها کسی است که می تواند به ما کمک کند.
هم معنی های آن عبارتند از:
• "Out of all" ( از بین همه )
• "Among all" ( در میان همه )
• "Especially" ( به ویژه )
جهت تاکید روی کسی یا چیزی که برایتان تعجب آور است، بکار می رود.
مثال . . . At 13 years old, Laura felt ready for the biggest challenge of all.
لورا در ۱۳ سالگی احساس می کرد برای بزرگترین چالش آماده است.
مثال . . . At 13 years old, Laura felt ready for the biggest challenge of all.
لورا در ۱۳ سالگی احساس می کرد برای بزرگترین چالش آماده است.
کمترین احتمال یا مورد انتظار .
نسبت به بقیه ( مهم ترین یا . . . ترین )
The biggest challenge of all
بزرگترین چالش ( زندگیش/همه دورانش )
بزرگترین چالش ( زندگیش/همه دورانش )
ازمیان همه
از همه🤕
از بین همه
از همه
برای تأکید بر روی کلماتی مثل first یا last یا صفت عالی ( superlative ) .
مثال:
the toughest question of all
سخت ترین سوال ممکن
. First of all, you need to calm down
اول از همه، بهتر آروم باشی.
مثال:
سخت ترین سوال ممکن
اول از همه، بهتر آروم باشی.