نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she went away without so much as a thank you: رفت و یک تشکر خشک و خالی هم نکرد
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the thrills and spills: هیجانات - حوادث هیجان انگیز
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a show of hands: ( در رای گیری ) بلند کردن دست
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in some such places: در یک چنین جاهایی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unmindful of: بی توجه به - بی اعتنا به - غافل از
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be to sb`s taste: مورد علاقۀ کسی بودن - باب طبع کسی ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
textual criticism: نقد متون
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be thrilled to bits: حسابی ذوق زده شدن - حسابی کیف کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on show: در معرض نمایش - در معرض دید همگان
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive at full throttle: تخت گاز رفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a boy fresh from school: پسری که مدرسه را تازه تمام کرده
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a fresh start: از نو شروع کردن - دست به کوشش تازه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a fresh light on a subject: نور تازه ای بر مسئله ای انداختن - ج ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be fresh out of sth: چیزی را تازه تمام کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fret oneself to death: دق مرگ شدن - از ناراحتی دق کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a friend at court: دوست متنفذ
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a man fresh from the country: مردی که تازه از ده آمده
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fresh paint: رنگی که هنوز خشک نشده - رنگ تر
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gospel of soap and water: اصل پاکیزگی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gum up the works: همه کارها را خراب کردن همه کارها را ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb gyp: حق کسی را کف دستش گذاشتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hack sth about: ( نوشته - مقاله ) زدن از - دستکاری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fat lady sings: The end of something مثال: It’s no ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fucking well: حتما
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get religion: مومن شدن - عابدشدن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one`s monkey up: آن روی سگ کسی بالا آمدن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get over a loss: از زیر بار ضرری کمر راست کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oh ye of little faith: Pointing out one's lack of faith; p ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stronger faith with a clear night sky: Meaning that outer space is a sourc ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
willful ignorance: A bad faith decision to avoid becom ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can hang your hat on that: It's something to put faith in, to ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enough to make the angels weep: Something so distressing that it ca ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick one`s way: ( هزاره ) بهترین مسیر را انتخاب کرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick a winner: ( هزاره ) ( به طعنه ) گلی به سر خود ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick sb`s brains: ( محاوره ) از کسی کمک فکری گرفتن - ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick sb`s pocket: جیب کسی را زدن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick one`s nose: انگشت توی دماغ خود کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pick of the crop: محصول سرِ بار - چین اول
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick one`s teeth: دندان خود را خلال کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick a hole: سوراخ کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick holes in sth: از چیزی عیب گرفتن - از چیزی عیب و ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a pick a back: کسی را کول کردن - کسی را روی شانه ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick on a point: روی نکته ای دست گذاشتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick sth over: ( سبزیجات، حبوبات و غیره ) پاک رکدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tread on air: روی پا بند نبودن، از شادی در پوست خ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread on sb`s corns: پا روی دم کسی گذاشتن - باعث دلخوری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread on sb`s toes: باعث دلخوری کسی شدن، پا روی دم کسی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread on sth: پا روی چیزی گذاشتن - چیزی را لگد کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread on sb`s heels: کسی را تعقیب کردن، دنبال کسی افتادن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread on a path: پا در راهی گذاشتن، راهی را دنبال کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread on a fine line: راه محتاطانه ای را در پیش گرفتن - ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread sth down: لگد کردن، با پا له کردن، راه رفتن ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tread on sb: حق کسی را نادیده گرفتن - حقوق کسی ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat sb like dirt: با کسی مثل سگ رفتار کردن - با کسی ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look pretty run down: خیلی درب و داغون به نظر می رسی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a rum character: آدم بخصوصی است ( هزاره )
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub shoulders with sb: ( هزاره ) با کسی دمخور بودن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ruby lips: ( هزاره ) لب لعل
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a rousing reception: ( هزاره ) از کسی استقبال گرمی کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one`s own counsel: ( هزاره ) تودار بودن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rural dean: سرکشیش روستا
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rush sth out: با عجله سرهم کردن - با عجله تهیه کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rush sth through sth: ( قانون، لایحه و غیره ) با عجله گذر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running total: ( حسابداری ) ستون مانده - مانده
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a running sore: زخم باز - زخم چرکی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a run down on sth: در بارۀ چیزی گزارش جامعی به کسی داد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tall as a tree: Being exceptionally tall or large م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plant the seed: To initiate an idea or plan مثال: T ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knotty problem: A complex or difficult issue مثال: ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut like a knife: To cause emotional pain or hurt dee ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burning bridges: Irreparably damaging a relationship ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under one’s skin: Annoying or bothering someone مثال: ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grind one’s gears: To cause irritation or frustration ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat one’s heart out: To feel intense jealousy or longing ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the watchful eye of: Under the careful protection, care, ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the acorn doesn’t fall far from the tree: emphasizing familial traits passed ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on one’s nerves: To irritate or annoy someone مثال: ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root of the problem: The underlying cause of an issue مث ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
water off a duck’s back: Unaffected by criticism or negative ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stir the hornet’s nest: To provoke trouble or create a chao ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more than one way to skin a cat: There are many different ways to ac ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive someone round the bend: To irritate or annoy someone to the ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forest for the trees: Focusing too much on small details ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean up your act: To improve one’s behavior or perfor ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a hound’s tooth: Extremely clean, with no trace of d ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a pin: Neat and tidy, with no disarray or ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean out of house and home: To take or use up everything, leavi ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean the slate: To start fresh and forget past mist ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a sheet: Completely clean and spotless, like ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean the deck: To remove obstacles or clutter from ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a daisy: To be in excellent health or condit ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a button: Neat and orderly, with no visible i ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a mirror: Reflecting light and images perfect ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a fish: To be completely clean, especially ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean the kitchen sink: To clean every nook and cranny of a ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a baby’s bottom: To be incredibly clean and smooth, ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean as a spring lamb: To be innocent and free from wrongd ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything’s coming up roses: Meaning: Everything is going well o ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underneath the rose: Meaning: Secretly or in private In ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to come up smelling like roses: Meaning: To emerge from a situation ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a nose like a bloodhound: Meaning: To have a keen sense of sm ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to come out smelling like a rose: Meaning: To emerge from a difficult ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to throw someone under the bus: Meaning: To betray or sacrifice som ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to feel like a wallflower: Meaning: To feel unnoticed or unimp ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in the pink: Meaning: To be in good health or co ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in full bloom: Meaning: To be at the peak of devel ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to catch someone red handed: Meaning: To catch someone in the ac ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a nose for trouble: Meaning: To be able to sense when s ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a thorn in one’s side: Meaning: To have a persistent annoy ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a rosy outlook: Meaning: To be optimistic about the ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on one`s hind legs: ( به شوخی ) روی دو پای خود
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel empty inside: احساس بیهودگی کردن - احساس پوچی کرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with his hackles up: عصبانی - خشمگین - برآشفته - آمادۀ ج ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as by law enacted: بر طبق قانون - طبق نص صریح قانون
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tear one`s hair: شیون کردن - بی تابی کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry a division: اکثریت آرا را به دست آوردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call for a division: تقاضای رای گیری کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
help sb along: در راه رفتن کمک کردن ( به )
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
help sb across: در عبور از خیابان کمک کردن به کسی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not if i can help it: اگر به اختیار من باشد قبول نمی کنم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it can`t be helped: کاریش نمیشود کرد
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the love of gain: حرص مال دنیا - دنیا پرستی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gag rule: دستور سکوت ( به مطبوعات )
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pen dipped in gall: قلمی زهرآگین
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sb`s hackles up: کسی را عصبانی کردن - خون کسی را به ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill sb`s shoes: جای کسی را گرفتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off all the gall: وقاحت هم اندازه ای دارد!
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bill of indictment: ادعانامه - کیفرخواست
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill the job well: خوب از عهدۀ کار برآمدن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be over the hill: دیگر جوان نبودن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a diamond in the rough: To have hidden qualities or potenti ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the salt of the earth: To be a person of great integrity a ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an example of: Punish one person to discourage oth ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a fool of yourself: Embarrass yourself by saying or doi ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a number: Perform a live act مثال: Harry did ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all heart: To act with genuine kindness and si ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a heart as big as a house: To possess an exceptionally generou ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet as pie: To be exceptionally kind and pleasa ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open one’s heart: To share one’s true feelings or emo ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put oneself in someone else’s shoes: To understand and empathize with an ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a breath of fresh air: To bring a refreshing and positive ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a soft touch: To be easily moved or influenced by ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a ray of sunshine: To bring warmth and positivity into ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good samaritan: A person who selflessly helps other ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
melt someone’s heart: To evoke deep emotions of warmth an ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a shoulder to lean on: Meaning: To provide emotional suppo ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the milk of human kindness: Meaning: An expression emphasizing ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread the love: To share positivity and kindness مث ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kindness of strangers: Acts of kindness from people unknow ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone under one’s wing: To mentor or protect someone مثال: ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reduce sb to obedience: کسی را مطیع کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reduce sb to silence: کسی را به سکوت واداشتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be reduced to a skeleton: پوست و استخوان شدن - حسابی لاغرشدن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be reduced to begging: به گدایی افتادن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be living in reduced circumstances: در فقر و فاقه زندگی کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a reduction in ranks: تنزل درجه ( نظامی )
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a reduced scale: در حد کوچک تری
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
redouble one`s efforts: تلاش خود را دوچندان کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chase a red herring: ردّ گم کردن - طفره رفتن - نعل وارون ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be beyond redemption: غیر قابل جبران بودن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cry one’s eyes out: Cry a lot and for a long time
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cat on a hot in roof: Be extremely nervous
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ace up your sleeve: A secret advantage or resource that ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harm’s way: in a dangerous or risky situation
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just a drop in the bucket: a small amount compared to the whol ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
peanut gallery: a group of people who criticize or ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quick on the draw: able to react quickly or make decis ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick to one’s guns: to remain firm in one’s beliefs or ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vanquish the enemy: to defeat or overcome an opponent
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
venture into unknown territory: to try something new and uncertain
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you’ve met your match: you’ve come across someone who is y ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a foot in the door: An initial advantage or opportunity ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
die is cast: a decision has been made and cannot ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even a cat can look at a king: I have every right to do this
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gone off track: Forgot about your future goal
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lose out to sb: ( محاوره ) جای خود را به . . . دادن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yarn bombing: The adorning of public buildings wi ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a thorn in my flesh: A persistent and difficult to ignor ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sorry sight: 1. Something sadly neglected 2. A p ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duvet day: A work day which an employee is all ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
steal someones thunder: Take the credit for something someo ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would you adam and eve it: Cockney rhyming slang for would you ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
baby brain: Meaning Confusion or forgetfulness ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
x marks the spot: Said of a location that indicates s ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
infatuated: دلباخته، مفتون
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to keep at arm’s length: It refers to maintaining a distance ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail biting suspense: The idiom ‘nail - biting suspense’ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twitchy as a cat: The idiom ‘twitchy as a cat’ means ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put​ your face on: to apply makeup مثال: I'm nearly ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pick someone’s brain: The idiom ‘to pick someone’s brain’ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweating bullets: The idiom ‘sweating bullets’ means ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite one’s nails: ‘Bite one’s nails’ idiom can be use ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a horse of a different colour: A person or thing that is completel ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enough to choke a horse: a huge or excessive amount
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't spare the horses: to urge someone to speed up on some ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jump out of one’s skin: To be extremely startled or nervous ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a giving heart: This idiom used to describe someone ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a snake in the grass example sentences: Using “snake in the grass” in a sen ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do someone a kindness: This expression means to do a kind ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zones of tranquility are the breeding grounds of greatness: This proverb suggests that a calm a ...
١١ ماه پیش