تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

( فراتر از صمیمیت دو بدن ) رابطه عمیق، محکم و دائمی برقرار کردن ( در زندگی ) کنار کسی بودن/ماندن، همراه کسی شدن، زندگی را با کسی سهیم شدن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بند ناف روانی ( مخصوصاً بین والد و فرزند ) زنای مخفی، آمیزش پنهان

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( روانشناسی ) جانشین همسر به فرزندی اشاره داره که نقش همسر رو برای مادر/پدر ایفا میکنه و استقلال روانی نداره

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج سفید

پیشنهاد
٠

Enmeshment Emotional\covert incest

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بند ناف روانی ( مخصوصاً بین والد و فرزند ) زنای عاطفی، آمیزش روانی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بند ناف روانی parent - child enmeshment: نزدیکی عاطفی و وابستگی بیش از حد والد و فرزند به یکدیگر بطوریکه فرزند نقش همسر ( surrogate spouse ) را برای ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج سفید، صیغه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک ریز، یک بند، هی ( =همش ) ، بی وقفه، مسلسل ( وار ) ، پشت ( سر ) هم، پیاپی، پی در پی، مستمر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لنگه کفش پاره در بیابان غنیمت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( در مورد آگاهی یا توانایی ) مملو، پر، سرشار، عالی، عمیق، قوی/قدرتمند، پخته، رسیده، جاافتاده، به بلوغ رسیده، بالغ، آماده/مجهز، روبراه، ( عامیانه ) رد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مطلق، مسلم، بلامعارض، بلامنازع، کامل، تام، واقعی، جدی، محکم، معین، مشخص، دقیق، واضح، شفاف، روشن، معلوم، قطعی، صددرصد ( ی ) ، بی برو برگرد، بی کم و کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استثنایی، تک، برجسته، شاخص، متمایز، نامرسوم، نامتعارف، ناآشنا، اجق وجق، ( کنایه با بار منفی ) جالب/دیدنی/باحال ( =عجیب و غریب ) He has a peculiar ha ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خسارت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باهم بودن، موانست، هم دمی، هم خویی، خوگیری، خوگرفتگی، مراوده، رفت وآمد، آمدوشد، اختلاط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جمع وجور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انقطاع، برهم خوردگی/زدگی، شکافتگی، گسیختگی، پارگی، بریدگی، شکستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختیار کردن، گُزیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( از پیش ) مطلع، در جریان، آگاه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"سخن/گفتار آرام و شمرده" این عبارت اکثراً در مورد مذاکرات بکار میره. گوینده با استفاده از این تکنیک تلاش میکنه تا با نشون دادن توانایی خودش ( تو یه ک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فن بیان

پیشنهاد
٠

بیخیال کسی شدن، کسی رو ( از قید و بند چیزی ) آزاد کردن، یا به کسی زندگیِ دوباره بخشیدن. * وقتی کسی از یه موقعیت سخت نجات داده میشه یا بخشیده/آزاد می ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عقل نداری، راحتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوشیدن طرف جیب کسی رو خالی کردن دارایی کسی رو از حلقش بیرون کشیدن رس کسی رو کشیدن به زانو درآوردن کسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

On/at the receiving end of در معرض چیزی بودن محکوم/ناچار به تحمل چیزی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کامیون جعبه ای یا یک تکه: کامیون هایی که قسمت باریشون مستقیما به شاسی جوش خورده و تریلر بهشون وصل نمیشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( این عبارت بیشتر در معنای منفی بکار میره ) [بار منفی] موقعیت، صحنه، میدان، عرصه، جولانگاه [بار مثبت] مسند، کرسی، تخت، تکیه گاه، عرش، پیشگاه، مرتبه، ...

پیشنهاد
٤

یه چیزی بگو الو! چی تو ذهنته؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جای گرم و نرم، بساط، پاتوق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( تماس تلفنی یا sms ) برون شبکه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یه نوع وسواس ( معمولاً در مردان، و مخصوصاً بدنسازان ) که شخص فکر میکنه بدنش خیلی کوچک یا ضعیفه و فقط غذاهایی رو میخوره که فکر میکنه ماهیچه هاش رو بزر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

an unexpected event that has a damaging effect on someone or something = حادثه غیرمترقبه، ضربه، شوک، سیلی، لطمه، صدمه، آسیب، گزند، خدشه something th ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

بالفعل ( در مورد آمادگی عملی ) حاضر، زنده، بیدار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

وابسته، گره خورده، جدانشدنی "He is attached to his house" �از خونش دل نمیکنه�

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( راه ) علاج/درمان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعلام کردن، اطلاع دادن، اخطار دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

All the time

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رو به زوال رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نوبه ی خود، به سهم خود، در جایگاه خود، از/در جانب خود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نرم و لطیف، ملایم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مکر، کلک، دوز و کلک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هدف، چشم انداز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

A feeling of trust دلگرمی، دلخوشی، ( حس ) اعتماد، اتکا، پذیرش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برگام! پشمام! عی بابا! عی خدا!🤦‍♂️ عجب گیری افتادیم!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریک، تهدیدآمیز، مهیب، ترسناک، ترسان، موهوم، مرموز، ناگوار، تهوع آور، خطرناک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

سراب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

میدان دادن ( به )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

مرجع، حاکم، قانون گذار، زمامدار، سرپرست مرجعیت، حاکمیت، صلاحیت ( قانون گذاری/تصمیم گیری ) ، ( نظام ) قدرت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بدون عمق، ( بطور ) سطحی و پوچ، ظاهری، توخالی

١