تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

از محل آن، بواسطه آن، در نتیجه آن، بعد از آن، به دنبال آن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ترسیم کردن "You're looking at the picture I'm painting"

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دیگ، بشکه، مخزن، خمره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

feeling that you owe someone something, because you are grateful for what they have done for you. مدیون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کمک رسانی ( به مددجویان )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بعضی وقتا میشه "تحت تأثیر قرار دادن/گرفتن" ترجمش کرد. مثلاً اینجا: "what were needed were simple psychological tactics to persuade them of our empath ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ادای زبانی/کلامی، به زبان آوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

توجه ویژه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

Used when you have a strong feeling or opinion. ( حس یا نظر ) شدید، جدی، بدون شوخی، کاملاً واضح/روشن، عیان و گویا Also used when the situation or ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیش بردن، جلو بردن، راه بردن، راهبَری کردن یا رهبریِ ( گروه، سازمان، مجموعه ، یا پروژه ای ) را برعهده گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. to so high a degree; so great ( often used to emphasize a quality ) این چنان/ آن چنان، این قدر/آن قدر، ( تا/در/به ) این/آن حد "I'd create an econ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهترین، بالاترین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

of an idea or feeling Not able to be expressed, articulated or to put into words; unclear or indistinct

٢