تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

chicanery: به معنی حقه بازی با دروغ است ولی 👇 مغلطه : استدلال نادرست و فریبنده برای گمراه کردن طرف مقابل: بعد از اینکه این کلاه را خریدم، بارا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

unwavering resolve : عزم راسخ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معرفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واحد درسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جبران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنایه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

batter : خمیر شل - که داخلش تخم مرغ ویا روغن و شکر داره dough : خمیر تقریبا سفت - از ترکیب آب و آرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مقوله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تثبیت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

enquiry = inquiry فرقشون فقط در اینه که inquiry در آمریکا بیشتر استفاده میشه. enquiry در بریتانیا بیشتر استفاده میشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منفی نگر مثل کسی که اگه براش کادو بخرید به ارزش معنویش نگاه نمیکنه بلکه به قیمتش توجه میکنه . یا اگه کسی معرفت نشون بده بهشون و کمکشون کنه فکر میکن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

retribution: قصاصی که توسط مقامات قضایی تعیین میشه retaliation: تلافی - به عکس العملی که شخصا یه نفر در ازای کار اشتباه طرف مقابل انجام میده و احساس ...

پیشنهاد
١

مایه شادی و پرانرژی بودن مهمانی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم و به زور در شرایط خاص قرار دادن مثلا مالیات و افزایش بدن و دیگه جای بحث و اعتراضی نذارن . یا مثلا یه نفر و بدون اطلاع شما جای رییس هیئت مدیره ان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دلم نمیخواد که الان جای تو باشم .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راجع به خودش گنده گویی میکنه . 🤪

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یا شانس و یا اقبال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Tehran is often described as a 'tapestry of culture' due to its unique blend of traditional and modern elements in its architecture, food, art, and c ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Dunk your biscuits in your tea so they can soak up the liquid and become softer and more flavorful. dunk : فرو بردن در مایع soak up : جذب کردن ( ما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

emphasize

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

* My destiny was always to be a doctor. * It was fate that we met on that train's destiny مربوط به زندگی و مسر زندگیه . fate درباره یه اتفاق خاصه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معنی امروزی : میزان فروش فیلم که نشاندهنده موفقیت فیلمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با حالت منفی : ☹️ Even so, the plan didn't work as expected. با همه این اوصاف، نقشه اونجور که انتظارش میرفت خوب کار نکرد . با حالت مثبت : 🙂 "Eve ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هم معنی مثبت میتونه داشته باشه ، هم به استعاره میتونه معنی منفی بده . مثبتش: نور علی نور منفی: قوز بالا قوز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرفی برای گفتن داره ( به درد بخوره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصل معامله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ادغام کسب: Technology/talent / knowledge acquisition: کسب فناوری, کسب استعداد، کسب دانش اکتساب دستیابی : * Product acquisition تملک: Property ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نفیس

پیشنهاد
١

هیچ کس جای خانواده رو نمیگیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

طبق تحقیقاتی که کردم، دانش آموزانی که برای مدت تحصیل به خارج از کشور میرن و بعد از اتمام دوره آموزش مجددا به کشور خودشون باید برگردن. و حالا کشور مبد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در سود و زیان هم نصیب هستیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غلبه کردن بر انجام کاری سخت و یا خلاف میل باطنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تا چه حد نسبت به هدفت پیش رفتی ؟ این سوال، یه سوال کلی در زمینه های مختلف هست و یکیش مربوط به بارداریه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

in stark : obviously clearly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

thronged with :👉 مملو از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

طبیعتی که در آنجا رد پایی از انسان محسوس نباشد. مثل جنگل ، کوه، صحرا، که حیوانات و گیاهان آن منطقه از دست بشر در امان باشند . 😉

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

I didn’t have the privilege این حق نصیبم نشد مثال : I didn’t have the privilege of seeing my grandfather. این حق نصیبم نشد که پدربزرگم و ببینم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که یه جور رفتار کنه که به اصطلاح تابلو نباشه تا کسی شک نکنه بهش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علنی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

hurricanes - Typhoon - Cyclones هر سه روی اقیانوس تشکیل میشوند. بسته به اینکه در کدام قسمت از اقیانوسها شکل میگیرند اسم متفاوت دارن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

doze off = nod off

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جاهایی در زندگی که از نظر فرد باعث تحول در زندگیش شده : گرفتن شغل فارغ التحصیلی خانه دار شدن و …

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولویت با افرادیه که زودتر اقدام کردن

پیشنهاد
٠

"I'm blown away by your kindness چوب کاری نفرمایید. ( تشکر غیررسمی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

green onion = scallions: ( with “flat” bulb ) spring onion : has distinctive onion “round” bulb

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یکی از کاربردهاش جمله انگیزشیه که میخواد صبوری و القا کنه . مثال : It’s only a matter of time and the problem will eventually resolve itself.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

👈 تا جاییکه الان به ذهنم میاد … Off the top of my head, I’d say that there are three bathrooms in my friend’s house. تا جاییکه الان به ذهنم میاد، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

چیزی که به ذهنم میرسه اینه که I know a restaurant off the top of my head that serves the best pasta.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از اونجایی که دانمارک زمستانهای خیلی سردی داره ، مردمش به دنبال ایجاد فضایی گرم هستن و در تصورشان این هست که به وجود آوردن فضای آرامش بخش به اونها حس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

wishy washy : کسی که این مشخصات و داره : ۱ - قادر به تصمیم گیری نیست ۲ - اگه هم تصمیم بگیره در مورد تصمیمش مطمئن نیست ۳ - مدام تصمیمش و تغییر میده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

?”Waiter: Can I get you something “to start with گارسن: اگه بخواین یه چیزی براتون بیارم که شروع کنید . Customer: A salad please ?Sarah: Tell me how ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

in the beginning

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

pour: ریختن - هم ممکنه حواست نباشه چیزی و بریزی - هم اینکه حواست باشه با کنترل بریزی مثل ریختن چای در فنجان ، ریختن آب جوش در قوری که باید دقت کنی. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

self employed: کسی که مالک و یا شریک یه بیزینسی هست و استخدام شرکت خاصی نیست . freelancer: کسی که بصورت آزادانه ، هر وقت که دلش بخواد یه پروژه رو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوست بفهمه دشمن نفهمه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

I slipped and spilled the tea on the table من سر خوردم و چایی و ریختم رو میز .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

خود کلمه bullet میشه گلوله توی لیست کردن مطالب مهم یه مطلب ، این علامت و کنار هر نکته مهم که لیست شده میبینید :⚫️ مثلا: در این فصل میخوانید : ⚫️ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرسری گرفتن مساله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلام از وصف آن قادر نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

The Earth rotates around its axis and revolves around the Sun.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

do shopping: خرید کردن لوازم ضروری که باید روزانه یا هفتگی خریداری بشه مثل لبنیات و سبزی و میوه و نان و غیره رو میگن . My father usually does shoppi ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

obviously

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکات آکروباتیک انجام دادن حین رانندگی ، برای جلب توجه که جان دیگران و به خطر میندازه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

وقت رفتنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

extroverted مترادف با sociable نییییییسسسست. extroverted : شخصیه که پرانرژیه ، دوست داره خیلی توی جمع صحبت کنه و خوش صحبته ، مهمونی و گرم میکنه، اطر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جشنهای کارنیوال و فستیوالهای خیابانی، بعضی اجرا کنندگان نمایش، روی چوبهای بلندی راه میرن که اسم این چوبها stilt هست .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کدوم درسته ؟ a shaved head یا a shaven head

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

behavior: کردار manner : رفتار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

هواپیمای بدون سرنشین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

مهم دانستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

pretty good = very good در حد رضایتبخش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

شده : Your child is being naughty. بچه ات شیطون شده ( قبلا نبود ، چرا الان شیطونی میکنه انقدر؟ )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی اصطلاحی : زر نزن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پر شکست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سلام و صلوات