scallion

/ˈskæljən//ˈskæljən/

معنی: پیازچه، تره فرنگی، موسیر
معانی دیگر: انواع گیاهان خوراکی پیاز مانند: موسیر، تره، پیازچه (و غیره)، پیازی شدن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: an onion with a small bulb; green onion.

(2) تعریف: any of a number of plants similar to the onion, such as a shallot or leek.

جمله های نمونه

1. Add scallions and cook another minute.
[ترجمه ترگمان]scallions را اضافه کنید و یک دقیقه دیگر بپزید
[ترجمه گوگل]گلدان ها را اضافه کنید و یک دقیقه دیگر طبخ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To the Alfredo sauce, add the scallions, chopped green olives and taco seasoning mix.
[ترجمه ترگمان]برای سس آلفردو، زیتون های سبز را اضافه کنید، زیتون های سبز خرد شده و تاکو قرمز را مخلوط کنید
[ترجمه گوگل]برای سس الفردو، زعفران، زیتون سبز خرد شده و مخلوط طعم دهنده تاکو را اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Oxtail soup, she made him, steamed fish with scallions.
[ترجمه ترگمان]سوپ Oxtail، او را از ماهی بخار پز با scallions ساخته بود
[ترجمه گوگل]سوپ Oxtail او او را ساخته شده، ماهی پخته شده با scallions
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mix minced garlic, scallions and salt together in a small bowl.
[ترجمه ترگمان]سیر خرد شده، scallions و نمک را در یک کاسه کوچک مخلوط کنید
[ترجمه گوگل]سیر خرد شده سیر، گلدان ها و نمک را با هم در یک کاسه کوچک قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Add the scallions together with a couple of tablespoons of the broth and simmer, covered, until tender.
[ترجمه ترگمان]دو قاشق سوپ خوری سوپ خوری سوپ خوری را جمع کنید و بجوشانید تا این که نرم شود
[ترجمه گوگل]زردآلو را همراه با یک قاشق غذاخوری از سوپ اضافه کنید و بپاشید، تا زمانی که مرطوب شود، پوشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. How about fried mution with scallion?
[ترجمه ترگمان]نظرت در مورد سیب زمینی سرخ کرده هم چیه؟
[ترجمه گوگل]چگونه در مورد mution سرخ شده با scallion؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Put shredded Peking scallion and shredded onion onto beef slices . Roll . Fix the seam with cornflour.
[ترجمه ترگمان]پیازی را خرد کن و تکه های گوشت را به تکه های گوشت خرد کن بچرخ the رو با \"cornflour\" درست کن
[ترجمه گوگل]تکه تکه تکه تکه شده پیاز و تکه تکه کردن پیاز بر روی برش گوشت گاو رول جوش را با روغن ذرت رفع کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The vegetables meat wonton, scallion cake, coturnix egg.
[ترجمه ترگمان]سبزیجات meat، کیک scallion، تخم مرغ نیمرو
[ترجمه گوگل]گوشت سبزیجات، آویشن، کیک فلفل، تخم مرغ کوورونیکس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Soy sauce: dehydrated scallion. dehydrated carrot. albumen. dehydrated spicy cabbage. fine oil . oil . fine beef.
[ترجمه ترگمان] سس سویا پیازی کم شده هویج بدنت کم شده سفیده تخم مرغ کلم پر آب و آب شده روغن خوب روغن گوشت گوساله خوب
[ترجمه گوگل]گل سس سویا خشک سس هویج خشک شده آلبومین کلم تند کاهنده شده روغن خوب روغن گوشت گاو خوب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Scallion butter can be made 4 days ahead and chilled, covered. Bring to andbefore using.
[ترجمه ترگمان]کره بادام زمینی را می توان ۴ روز جلوتر و یخ زده و یخ زده کرد لطفا با استفاده از به سایت andbefore مراجعه کنید
[ترجمه گوگل]کره مارچوبه می تواند 4 روز پیش ساخته شود و سرد شود، پوشش داده شود به استفاده از قبل بپردازید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Return the seafood to the wok and then add the scallions and snow peas.
[ترجمه ترگمان]غذاهای دریایی را به the برگردانید و سپس نخود و نخود را به آن اضافه کنید
[ترجمه گوگل]غذای دریایی را به ووک بازگردانید و سپس گلدان ها و نخود های برف را اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. But the cakes are highly seasoned, tasting more of scallions, poblano peppers and cilantro than crab.
[ترجمه ترگمان]اما این کیک خوش مزه است، شکلات بیشتری مزه مزه می کند، poblano peppers و cilantro نسبت به خرچنگ
[ترجمه گوگل]اما کیک ها بسیار چاشنی هستند، بیشتر از گل صدف، فلفل و پرتقال از خرچنگ مزه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He went to his death proudly, defiantly, For the Communists, like scallions, could not all be felled.
[ترجمه ترگمان]با غرور و مغرورانه به سوی مرگ خود رفت، چون کمونیست ها می گفتند که نمی تواند نقش زمین شود
[ترجمه گوگل]او با افتخار، بی رحمانه به مرگ خود رفت برای کمونیست ها، مثل گل سرخ، نمی توانست همه را نابود کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Green onion pancake treasure home at the door and then, either beef or pork pie scallion pancakes, scallion pancakes are delicious onion flavor, do not add sauce is very delicious.
[ترجمه ترگمان]کلوچه سبز پیاز، دم در خانه و بعد، یا گوشت خوک، کلوچه، pancakes، طعم پیاز خوشمزه ای است، این سس را خیلی خوش مزه نیست
[ترجمه گوگل]پانیک سبز پانیک گنجینه خانه در درب و سپس، یا گوشت گاو یا گوشت خوک پانکای scallion پای، پنکیک scallion خوشمزه عطر و طعم پیاز، اضافه کردن سس بسیار خوشمزه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پیازچه (اسم)
chive, scallion, green onion

تره فرنگی (اسم)
scallion, houseleek, leek

موسیر (اسم)
scallion, shallot

به انگلیسی

• vegetable that resembles an onion (such as a shallot or leek); green onion, variety of onion that does not form a large bulb

پیشنهاد کاربران

پیازچه - پیاز سبز
موسیر
به آمریکایی موسیر
معادل انگلیسیش میشه spring onion
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما