پیشنهادهای Sara Hatami (٢,٣٦٩)
معنی: تعامل اجتماعی / ارتباط و کنش متقابل میان افراد یا گروه ها 📌 تفاوت و نکات مهم: • social interaction به هر نوع ارتباط، گفتگو یا کنش متقابل می ...
معنی: دوباره تمرکز کردن / تمرکز را دوباره معطوف کردن / تمرکز را بازیابی کردن 📌 تفاوت و نکات مهم: • refocus به بازگرداندن توجه یا تمرکز به یک هدف، ...
معنی: شخم زدن / گاوآهن / زیرورو کردن خاک برای کشت 📌 تفاوت و نکات مهم: • plow به عنوان فعل به معنای شخم زدن زمین برای آماده سازی کشت است و به عنوا ...
معنی: بهره وری / میزان کارایی در تولید، انجام کار یا دستیابی به نتایج 📌 تفاوت و نکات مهم: • productivity به میزان خروجی یا نتایجی اشاره دارد که د ...
معنی: نشان دادن / دلالت داشتن بر / بیان کردن / حاکی بودن از 📌 تفاوت و نکات مهم: • signify به این معناست که چیزی نشانه، علامت یا بیانگر مفهوم، وضع ...
معنی: ضیافتی برپا کردن / سفره ای مفصل آماده کردن / یک وعده غذایی باشکوه و مفصل تدارک دیدن 📌 تفاوت و نکات مهم: • make a feast به آماده کردن یا ترت ...
معنی: سامرزگیوینگ / جشنی غیررسمی که حال وهوای شکرگزاری را در تابستان بازآفرینی می کند. 📌 تفاوت و نکات مهم: • Summersgiving یک واژه ترکیبی از Sum ...
معنی: گردش / چرخش / جریان / توزیع ( بسته به بافت ) 📌 تفاوت و نکات مهم: • circulation بسته به بافت می تواند به گردش خون، جریان هوا، گردش پول، توز ...
معنی: معطر / خوش بو / دارای رایحه ای دلپذیر و طبیعی 📌 تفاوت و نکات مهم: • fragrant معمولاً برای توصیف گل ها، گیاهان، عطرها، غذاها و هر چیزی که به ...
بهار نارنج / شکوفه درخت نارنج یا پرتقال که به دلیل عطر خوش در تهیه عرق بهار نارنج، شیرینی، دسر و عطرسازی استفاده می شود. 📌 تفاوت و نکات مهم: • در ...
معنی: لذت بردن از / با اشتیاق انجام دادن / چاشنی ترشی خردشده ( در آشپزی ) 📌 تفاوت و نکات مهم: • وقتی relish به عنوان فعل به کار می رود، به معنای ...
معنی: رژیمی / تغذیه ای / مربوط به رژیم غذایی یا الگوی تغذیه 📌 تفاوت و نکات مهم: • dietary به هر چیزی مربوط به رژیم غذایی، عادات غذایی یا دریافت م ...
معنی: ترشی انداخته شده / شورشده / خوابانده شده در سرکه، آب نمک یا محلول نگهدارنده 📌 تفاوت و نکات مهم: • pickled به مواد غذایی گفته می شود که برای ...
معنی: قدرت برتر / غول / نیروی قدرتمند / فرد، سازمان یا کشوری که نفوذ، توان یا عملکرد بسیار بالایی دارد 📌 تفاوت و نکات مهم: • powerhouse در اصل به ...
معنی: کاملاً پذیرفته شده / به طور کامل مورد پذیرش قرارگرفته 📌 تفاوت و نکات مهم: • fully accepted به چیزی اشاره دارد که بدون قید و شرط یا به طور ک ...
معنی: کیک بستنی / دسری که از لایه های بستنی و کیک یا لایه های مشابه کیک تهیه می شود و به صورت منجمد سرو می شود. 📌 تفاوت و نکات مهم: • ice cream ...
معنی: خرده های بیسکویت / تکه های ریز بیسکویت یا کوکی 📌 تفاوت و نکات مهم: • cookie crumbs به تکه های خردشده یا ریزِ کوکی یا بیسکویت گفته می شود که ...
معنی: کمبود / کسری / نقص / کاهش در یک توانایی، منبع یا عملکرد 📌 تفاوت و نکات مهم: • deficit به کمبود یا کاهش قابل توجه در یک منبع، توانایی، عملکر ...
معنی: با واسطه اینترنت / مبتنی بر اینترنت / انجام شده از طریق اینترنت 📌 تفاوت و نکات مهم: • internet - mediated به فعالیت ها، ارتباطات یا فراینده ...
معنی: دیجیتالی سازی / فرایند تبدیل اطلاعات، خدمات یا فرایندها به قالب دیجیتال و استفاده از فناوری های دیجیتال 📌 تفاوت و نکات مهم: • digitalizatio ...
معنی: تفریحی / سرگرمی محور / مربوط به اوقات فراغت و فعالیت های لذت بخش 📌 تفاوت و نکات مهم: • recreational به فعالیت ها، امکانات یا وسایلی اشاره د ...
معنی: شغلی / حرفه ای / مربوط به شغل یا حرفه 🔹 نکته واژگانی: • occupation = شغل • occupational therapy = کاردرمانی • occupational health = سلامت ...
معنی: آنلاین شدن / به اینترنت متصل شدن / وارد فضای آنلاین شدن 🔹 نکته واژگانی: • go offline = آفلاین شدن • internet connection = اتصال به اینترنت ...
معنی: قابل توجه / چشمگیر / قابل ملاحظه / اساسی / قابل توجه از نظر مقدار، اندازه یا اهمیت 🔹 نکته واژگانی: • substantially = به طور قابل توجه • su ...
معنی: زندگی معاصر / زندگی امروزی / سبک زندگی در دنیای امروز 🔹 نکته واژگانی: • contemporary society = جامعه معاصر • contemporary world = دنیای مع ...
معنی: ضروری / اجتناب ناپذیر / غیرقابل چشم پوشی / بسیار لازم 🔹 نکته واژگانی: • indispensable = ضروری • indispensable tool = ابزار ضروری • indisp ...
معنی: به صورت انتقادی / با نگاه تحلیلی و نقادانه / به شدت / به طور حیاتی ( بسته به بافت ) 🔹 نکته واژگانی: • critically evaluate = به صورت انتقاد ...
معنی: اثر میانگین / اثر متوسط / برآورد کلی اثر به دست آمده از مجموعه ای از داده ها یا مطالعات 🔹 نکته واژگانی: • average effect = اثر میانگین • e ...
معنی: همتایان / معادل ها / افراد یا چیزهای متناظر که نقش یا جایگاه مشابهی دارند 🔹 نکته واژگانی: • counterpart = همتا / معادل • counterparts = هم ...
معنی: شامل / متشکل از / دربرگیرنده 🔹 نکته واژگانی: • comprising = شامل • comprising several studies = شامل چندین مطالعه • comprising different ...
معنی: انجام دادن / هدایت کردن / اجرا کردن / رفتار کردن 🔹 نکته واژگانی: • conduct research = انجام پژوهش • conduct a study = انجام یک مطالعه • c ...
معنی: فراتحلیل / متاآنالیز / روشی آماری برای ترکیب و تحلیل نتایج چندین مطالعه مستقل به منظور دستیابی به یک برآورد دقیق تر و قابل اعتمادتر 🔹 نکته و ...
معنی: تا ظهر / تا ساعت دوازده ظهر / حداکثر تا زمان ظهر 🔹 نکته واژگانی: • by noon = تا ظهر • finish by noon = تا ظهر تمام کردن • arrive by noon ...
معنی: محرم اسرار صمیمی / دوست بسیار مورد اعتماد / فردی که رازها و مسائل شخصی با او در میان گذاشته می شود. 🔹 نکته واژگانی: • close confidant = مح ...
معنی: متخصص زیبایی / کارشناس آرایش و زیبایی / فردی که به صورت حرفه ای در زمینه مو، پوست و ناخن آموزش دیده و خدمات زیبایی ارائه می دهد. 🔹 نکته واژ ...
معنی: به راحتی / فوراً / بدون تردید / با آمادگی 🔹 نکته واژگانی: • readily = به راحتی • readily available = به راحتی در دسترس • readily accept = ...
معنی: دسر خامه ای / دسر نرم و لطیف با بافتی خامه ای 🔹 نکته واژگانی: • creamy dessert = دسر خامه ای • rich and creamy dessert = دسر غلیظ و خامه ا ...
معنی: پودینگ شکلاتی / دسر نرم و خامه ای با طعم شکلات 🔹 نکته واژگانی: • chocolate pudding = پودینگ شکلاتی • homemade chocolate pudding = پودینگ ش ...
معنی: محصولات خرده فروشی / کالاهایی که برای فروش مستقیم به مصرف کننده عرضه می شوند. 🔹 نکته واژگانی: • retail products = محصولات خرده فروشی • re ...
معنی: فهرست موجودی / موجودی کالا / فهرست کامل اقلام، دارایی ها یا منابع 🔹 نکته واژگانی: • inventory = موجودی / فهرست موجودی • inventory manageme ...
معنی: انبوهی از اطلاعات / حجم زیادی از اطلاعات / اطلاعات فراوان و ارزشمند 🔹 نکته واژگانی: • a wealth of information = انبوهی از اطلاعات • a weal ...
معنی: تری گلیسرید / نوعی چربی که شکل اصلی ذخیره چربی در بدن و یکی از مهم ترین انواع چربی موجود در خون است. 🔹 نکته واژگانی: • triglyceride = تری ...
معنی: دارای زنجیره متوسط / با زنجیره کربنی متوسط 🔹 نکته واژگانی: • medium - chain = دارای زنجیره متوسط • medium - chain fatty acids = اسیدهای چر ...
قابل توجه / برجسته / چشمگیر / شایان ذکر 🔹 نکته واژگانی: • notable = قابل توجه، برجسته • notable achievement = دستاورد قابل توجه • notable differ ...
ضدمیکروبی / مربوط به ماده یا دارویی که از رشد یا بقای میکروارگانیسم ها جلوگیری می کند یا آن ها را از بین می برد. 🔹 نکته واژگانی: • antimicrobial ...
ضدویروس / ضدویروسی / مربوط به دارو یا ماده ای که از رشد یا تکثیر ویروس ها جلوگیری می کند. 🔹 نکته واژگانی: • antiviral = ضدویروس / ضدویروسی • ant ...
معنی: رنده شده / رشته رشته شده / خردشده به نوارهای باریک / تکه تکه شده 🔹 نکته واژگانی: • shredded = رنده شده / رشته رشته شده • shredded cheese = ...
معنی: مورد احترام / بسیار محترم / ارجمند / مورد تحسین و ارزشمند 🔹 نکته واژگانی: • esteemed = محترم و مورد احترام • esteemed colleague = همکار ار ...
معنی: دوباره ارزیابی کردن / بازنگری کردن / از نو بررسی و قضاوت کردن 🔹 نکته واژگانی: • re - evaluate = دوباره ارزیابی کردن • re - evaluate a deci ...
معنی: دانشجوی سابق / شاگرد سابق / فردی که قبلاً دانشجو یا شاگرد یک مؤسسه یا استاد بوده است 🔹 نکته واژگانی: • former student = دانشجوی سابق • for ...