پیشنهاد
٠

�از اول تا آخر خواندن� یا �از جلد تا جلد خواندن�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدن یک فیلم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک فیلم با بودجه کم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�روی پرده بزرگ� یا �روی پرده سینما�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�رمان تاریخی�

پیشنهاد
١

�به نمایش عمومی درآمدن� ( برای فیلم ) یا �عرضه گسترده شدن� ( برای محصول )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�امتیاز خوب گرفتن� یا �فیدبک خوب گرفتن�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�ورق زدن� یا �به سرعت نگاه کردن�

پیشنهاد
٠

بسیار توصیه شدن / به شدت توصیه شده بودن / تعریف و توصیهٔ زیادی درباره اش شده

پیشنهاد
١

آخرین فیلم را دیدن / فیلم جدید را تماشا کردن ( معمولاً با حسِ �از دست ندادن� یا �به موقع دیدن� )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شدن / محوِ چیزی شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و توقف در زمان در گذشته ماندن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه گرفتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتاق جادار / اتاق وسیع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل اقامت اجاره ای / مسکن اجاره ای

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی دائم / آدرس ثابت / محل سکونت دائمی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به مکانی نقل مکان کردن / وارد خانه یا محل جدید شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در محوطهٔ دانشگاه زندگی کردن / خوابگاه دانشگاهی زندگی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانهٔ ایده آل / خانهٔ مطلوب / خانهٔ رویایی

پیشنهاد
٠

به ظاهر خود اهمیت دادن / به ظاهر خود افتخار کردن معادل های فارسی: به ظاهر خود افتخار کردن به شکل و لباس خود اهمیت دادن مراقبت و دقت در ظاهر داشتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کسی آمدن / به کسی زدن / به کسی بخورد معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن ( رایج ترین ) به کسی زدن / مناسب کسی بودن به کسی می آید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی کت واک / روی صحنهٔ نمایش مُد معادل های فارسی: روی کت واک ( رایج و تخصصی ) در نمایش مُد روی سکوی نمایش لباس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسیر مد بودن / کسی که بردهٔ مُد است معادل های فارسی: بردهٔ مد کسی که همیشه باید با مُد روز پیش برود کاملاً تحت تأثیر ترندها بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ( لباس/رنگ/مدل خاصی ) خوب به نظر رسیدن / به آدم آمدن معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن در چیزی خوب دیده شدن با چیزی جور بودن ( محاوره ای )

پیشنهاد
٠

همگام با جدیدترین مُدها بودن / مُدهای روز را دنبال کردن معادل های فارسیِ مناسب: با آخرین مُدها همگام بودن مدِ روز را دنبال کردن از ترندهای جدید ع ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوج مُد بودن / نهایت مُد روز معادل های فارسیِ رایج: در اوج مُد کاملاً مُد روز آخرِ مُد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از مد افتادن دیگه مُد نبودن قدیمی و از رده خارج شدن ( از نظر مُد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fashion house / maison de mode → برند یا مؤسسه ای که طراحی و تولید لباس ( معمولاً لوکس یا خاص ) انجام می دهد مزون → معادل جاافتاده در فارسی، به ویژه ...

پیشنهاد
٠

لباس متناسب با موقعیت / مناسبت پوشیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبک کلاسیک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهارت های اجتماعی داشتن.

پیشنهاد
٠

نسبت به کسی حقشناس بودن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کسی نظر خواستن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس امنیت.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیگران را مقدم داشتن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کوره در رفتن.

پیشنهاد
٠

استعداد خود را پنهان کردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود را به آب و آتش زدن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییرات اجتماعی - اقتصادی / تحولات در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه یعنی تغییراتی که هم بر زندگی اجتماعی افراد و هم بر وضعیت اقتصادی آن ها تأثیر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدر دادن پس انداز / خرج کردن پول ذخیره شده به شکل نادرست یا بی فایده یعنی پولی که برای آینده ذخیره شده بود، بدون فکر یا برنامه خرج شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اخراج شدن به دلیل اضافه بودن نیرو / تعدیل نیرو یعنی فرد به دلیل ساختار شرکت یا کاهش نیرو، نه به دلیل عملکرد ضعیف، شغلش را از دست می دهد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حداکثر کردن سود / بیشینه کردن درآمد شرکت یا کسب وکار یعنی تلاش برای کسب بیشترین سود ممکن از فروش محصولات یا ارائه خدمات، با کاهش هزینه ها یا افزایش د ...

پیشنهاد
٠

به دست آوردن برتری رقابتی / کسب مزیت نسبت به رقبا یعنی کاری انجام دادن یا ویژگی ای داشتن که باعث می شود در بازار یا رقابت بهتر از دیگران عمل کنی.

پیشنهاد
٠

بهبود تصویر عمومی / ارتقای اعتبار و شهرت یک فرد یا سازمان در دید مردم یعنی کاری انجام دادن که مردم یا مشتریان، شرکت یا فرد را مثبت تر ببینند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت با تأخیر / پرداخت بعد از انجام کار یا دریافت خدمات یعنی پول یا دستمزد بعد از دوره مشخص یا بعد از تحویل کالا/خدمت پرداخت می شود، نه قبل یا همزم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن یک محاسبه / حساب کردن چیزی به صورت عددی یا منطقی یعنی یک مقدار، هزینه، سود یا هر کمیت دیگری را با اعداد و داده ها مشخص کردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدیریت انتظارات / کنترل و تنظیم توقعات دیگران یعنی طوری عمل کردن که دیگران انتظارات واقع بینانه ای داشته باشند و بعداً ناامید نشوند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاهش هزینه ها / تعدیل نیرو یا منابع در سازمان یعنی شرکت یا سازمان برای کاهش هزینه ها، بخشی از منابع، پرسنل یا فعالیت ها را کم می کند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسب وکار تعطیل شدن / ورشکست شدن یعنی یک شرکت یا کسب وکار دیگر فعالیت اقتصادی ندارد و بسته می شود، معمولاً به دلیل مشکلات مالی یا عدم موفقیت در بازار.