پیشنهادهای Sara Hatami (١,٢٣٢)
�از اول تا آخر خواندن� یا �از جلد تا جلد خواندن�
دیدن یک فیلم
یک فیلم با بودجه کم
�روی پرده بزرگ� یا �روی پرده سینما�
�رمان تاریخی�
�به نمایش عمومی درآمدن� ( برای فیلم ) یا �عرضه گسترده شدن� ( برای محصول )
�امتیاز خوب گرفتن� یا �فیدبک خوب گرفتن�
�ورق زدن� یا �به سرعت نگاه کردن�
بسیار توصیه شدن / به شدت توصیه شده بودن / تعریف و توصیهٔ زیادی درباره اش شده
آخرین فیلم را دیدن / فیلم جدید را تماشا کردن ( معمولاً با حسِ �از دست ندادن� یا �به موقع دیدن� )
فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه
غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شدن / محوِ چیزی شدن
در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و توقف در زمان در گذشته ماندن
وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه گرفتن
اتاق جادار / اتاق وسیع
محل اقامت اجاره ای / مسکن اجاره ای
نشانی دائم / آدرس ثابت / محل سکونت دائمی
به مکانی نقل مکان کردن / وارد خانه یا محل جدید شدن
در محوطهٔ دانشگاه زندگی کردن / خوابگاه دانشگاهی زندگی کردن
خانهٔ ایده آل / خانهٔ مطلوب / خانهٔ رویایی
به ظاهر خود اهمیت دادن / به ظاهر خود افتخار کردن معادل های فارسی: به ظاهر خود افتخار کردن به شکل و لباس خود اهمیت دادن مراقبت و دقت در ظاهر داشتن
به کسی آمدن / به کسی زدن / به کسی بخورد معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن ( رایج ترین ) به کسی زدن / مناسب کسی بودن به کسی می آید
روی کت واک / روی صحنهٔ نمایش مُد معادل های فارسی: روی کت واک ( رایج و تخصصی ) در نمایش مُد روی سکوی نمایش لباس
اسیر مد بودن / کسی که بردهٔ مُد است معادل های فارسی: بردهٔ مد کسی که همیشه باید با مُد روز پیش برود کاملاً تحت تأثیر ترندها بودن
در ( لباس/رنگ/مدل خاصی ) خوب به نظر رسیدن / به آدم آمدن معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن در چیزی خوب دیده شدن با چیزی جور بودن ( محاوره ای )
همگام با جدیدترین مُدها بودن / مُدهای روز را دنبال کردن معادل های فارسیِ مناسب: با آخرین مُدها همگام بودن مدِ روز را دنبال کردن از ترندهای جدید ع ...
اوج مُد بودن / نهایت مُد روز معادل های فارسیِ رایج: در اوج مُد کاملاً مُد روز آخرِ مُد
از مد افتادن دیگه مُد نبودن قدیمی و از رده خارج شدن ( از نظر مُد
fashion house / maison de mode → برند یا مؤسسه ای که طراحی و تولید لباس ( معمولاً لوکس یا خاص ) انجام می دهد مزون → معادل جاافتاده در فارسی، به ویژه ...
لباس متناسب با موقعیت / مناسبت پوشیدن
سبک کلاسیک
مهارت های اجتماعی داشتن.
نسبت به کسی حقشناس بودن.
از کسی نظر خواستن.
احساس امنیت.
دیگران را مقدم داشتن.
از کوره در رفتن.
استعداد خود را پنهان کردن.
خود را به آب و آتش زدن.
تغییرات اجتماعی - اقتصادی / تحولات در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه یعنی تغییراتی که هم بر زندگی اجتماعی افراد و هم بر وضعیت اقتصادی آن ها تأثیر ...
هدر دادن پس انداز / خرج کردن پول ذخیره شده به شکل نادرست یا بی فایده یعنی پولی که برای آینده ذخیره شده بود، بدون فکر یا برنامه خرج شود.
اخراج شدن به دلیل اضافه بودن نیرو / تعدیل نیرو یعنی فرد به دلیل ساختار شرکت یا کاهش نیرو، نه به دلیل عملکرد ضعیف، شغلش را از دست می دهد.
حداکثر کردن سود / بیشینه کردن درآمد شرکت یا کسب وکار یعنی تلاش برای کسب بیشترین سود ممکن از فروش محصولات یا ارائه خدمات، با کاهش هزینه ها یا افزایش د ...
به دست آوردن برتری رقابتی / کسب مزیت نسبت به رقبا یعنی کاری انجام دادن یا ویژگی ای داشتن که باعث می شود در بازار یا رقابت بهتر از دیگران عمل کنی.
بهبود تصویر عمومی / ارتقای اعتبار و شهرت یک فرد یا سازمان در دید مردم یعنی کاری انجام دادن که مردم یا مشتریان، شرکت یا فرد را مثبت تر ببینند.
پرداخت با تأخیر / پرداخت بعد از انجام کار یا دریافت خدمات یعنی پول یا دستمزد بعد از دوره مشخص یا بعد از تحویل کالا/خدمت پرداخت می شود، نه قبل یا همزم ...
انجام دادن یک محاسبه / حساب کردن چیزی به صورت عددی یا منطقی یعنی یک مقدار، هزینه، سود یا هر کمیت دیگری را با اعداد و داده ها مشخص کردن.
مدیریت انتظارات / کنترل و تنظیم توقعات دیگران یعنی طوری عمل کردن که دیگران انتظارات واقع بینانه ای داشته باشند و بعداً ناامید نشوند.
کاهش هزینه ها / تعدیل نیرو یا منابع در سازمان یعنی شرکت یا سازمان برای کاهش هزینه ها، بخشی از منابع، پرسنل یا فعالیت ها را کم می کند.
کسب وکار تعطیل شدن / ورشکست شدن یعنی یک شرکت یا کسب وکار دیگر فعالیت اقتصادی ندارد و بسته می شود، معمولاً به دلیل مشکلات مالی یا عدم موفقیت در بازار.