used up


تمامامصرف شده، زیاد خسته

جمله های نمونه

1. We've used up dish detergent.
[ترجمه گوگل]ما مواد شوینده ظرف را مصرف کرده ایم
[ترجمه ترگمان]ما از مواد غذایی استفاده کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I've used up all the glue.
[ترجمه گوگل]من تمام چسب را مصرف کردم
[ترجمه ترگمان]من از همه چسب استفاده کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She's used up all the hot water.
[ترجمه گوگل]او تمام آب گرم را مصرف کرده است
[ترجمه ترگمان]اون از همه آب داغ استفاده کرده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The earth's resources are being used up at an alarming rate.
[ترجمه گوگل]منابع زمین با سرعت نگران کننده ای مصرف می شود
[ترجمه ترگمان]منابع زمین با نرخ هشدار دهنده به کار می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They have used up all their money.
[ترجمه گوگل]آنها تمام پول خود را مصرف کرده اند
[ترجمه ترگمان]آن ها از همه پول استفاده کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. When the soldiers had used up all their ammunition, they went on fighting with their swords.
[ترجمه گوگل]وقتی سربازان تمام مهمات خود را تمام کردند، با شمشیرهای خود به جنگ ادامه دادند
[ترجمه ترگمان]وقتی سربازان تمام مهمات خود را مورد استفاده قرار داده بودند با شمشیرهای خود به جنگ پرداختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. We've used up all our savings.
[ترجمه گوگل]ما تمام پس انداز خود را مصرف کرده ایم
[ترجمه ترگمان]همه پس اندازمون رو در آوردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She used up the chicken bones to make soup.
[ترجمه گوگل]او از استخوان های مرغ برای درست کردن سوپ استفاده کرد
[ترجمه ترگمان]اون از استخون مرغ استفاده می کرد تا سوپ درست کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He has used up the last ounce of oil.
[ترجمه گوگل]او آخرین مثقال نفت را مصرف کرده است
[ترجمه ترگمان]او از آخرین اونس روغن استفاده کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The oil had all been used up.
[ترجمه گوگل]روغن تمام شده بود
[ترجمه ترگمان]روغن از بالا استفاده شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The petrol had nearly all been used up.
[ترجمه گوگل]بنزین تقریبا تمام شده بود
[ترجمه ترگمان]بنزین تقریبا همه مورد استفاده قرار گرفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. By this time he had used up all his savings.
[ترجمه گوگل]در این زمان او تمام پس انداز خود را به پایان رسانده بود
[ترجمه ترگمان]این بار همه پس از آن همه پس انداز خود را از دست داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I used up three rolls of film on holiday.
[ترجمه گوگل]در تعطیلات سه رول فیلم مصرف کردم
[ترجمه ترگمان]من از سه رول فیلم در تعطیلات استفاده کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We have used up this year's allotment of funds.
[ترجمه گوگل]اعتبارات امسال را تمام کرده ایم
[ترجمه ترگمان]ما از این تخصیص بودجه در سال جاری استفاده کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The grounds were that he had used up his grant entitlement in qualifying to be a teacher.
[ترجمه گوگل]دلیل آن این بود که او از حق یارانه خود برای واجد شرایط بودن برای معلمی استفاده کرده بود
[ترجمه ترگمان]دلیل این موضوع این بود که او از اعطای حق اهدایی خود به عنوان معلم استفاده کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

تمام شده / مصرف شده / از توان افتاده
📌 تفاوت و نکات مهم
• used up به چیزی یا کسی گفته می شود که کاملاً مصرف شده تمام شده یا بر اثر استفاده زیاد دیگر انرژی توان یا کارایی سابق را ندارد

...
[مشاهده متن کامل]

• با exhausted تفاوت دارد. exhausted معمولاً برای توصیف خستگی شدید افراد به کار می رود اما used up هم برای افراد و هم برای منابع مواد یا وسایل استفاده می شود
• با consumed تفاوت دارد. consumed بیشتر به مصرف شدن یا استفاده شدن اشاره دارد و رسمی تر است اما used up بر تمام شدن کامل یا از بین رفتن ذخیره یا توان تأکید دارد
• با worn out تفاوت دارد. worn out معمولاً به فرسوده شدن وسایل یا خستگی شدید افراد بر اثر استفاده طولانی اشاره دارد اما used up بیشتر بر پایان یافتن انرژی منابع یا قابلیت استفاده تأکید می کند
• این عبارت در گفت وگوهای روزمره برای توصیف تمام شدن مواد منابع انرژی و همچنین احساس فرسودگی شدید افراد به کار می رود
کاربردهای رایج
used up all the water = تمام آب را مصرف کردن
the batteries are used up = باتری ها تمام شده اند

Ex. The ground sources ( coal, oil and uranium ) may be used up soon.
منابع زمین ( زغال سنگ، نفت و اورانیوم ) ممکن است به زودی تمام شوند.
مثال؛
After several years of use, the printer’s ink cartridge was completely used up.
A person might say, “I feel so used up after a long day of work. ”
In a discussion about a worn - out pair of shoes, someone might comment, “Those sneakers are definitely used up. ”
فرسوده
تمام شدن
کاملا به مصرف رسیده، تماما مصرف شده، تحلیل رفته، تمام شده، تا آخر استفاده/بهره برداری شده، تماما به کار رفته
( یک صفت است که با فعل get کالوکیشن می دهد )
معنی:
ضعیف - ناتوان - بی فایده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Oxford :
Worn out, incapacitated, rendered useless, as with continuous hard work, age, or excess; no longer competent or effective