فرسوده / از پا افتاده بر اثر فشار
📌 تفاوت و نکات مهم
• burned out به حالتی گفته می شود که فرد در اثر استرس طولانی مدت فشار کاری یا فشارهای روانی و عاطفی احساس خستگی شدید کاهش انگیزه و ناتوانی در ادامه فعالیت می کند
... [مشاهده متن کامل]
• با tired تفاوت دارد. tired به خستگی معمولی اشاره دارد که معمولاً با استراحت برطرف می شود اما burned out نوعی فرسودگی عمیق جسمی ذهنی و عاطفی است که به سادگی رفع نمی شود
• با exhausted تفاوت دارد. exhausted به خستگی بسیار شدید اشاره دارد اما burned out علاوه بر خستگی شامل کاهش انگیزه احساس بی تفاوتی و افت عملکرد نیز می شود
• با depressed تفاوت دارد. burned out معمولاً نتیجه فشارهای مزمن به ویژه در محیط کار یا تحصیل است اما depressed یک اختلال خلقی است که علل و علائم گسترده تری دارد اگرچه برخی نشانه های آن ها ممکن است مشابه باشند
• این اصطلاح در روانشناسی سلامت محیط کار آموزش و گفت وگوهای روزمره برای توصیف فرسودگی ناشی از استرس مزمن به کار می رود
کاربردهای رایج
feel burned out = احساس فرسودگی کردن
burned out from work = بر اثر کار دچار فرسودگی شدن
burned out employees = کارکنان فرسوده

📌 تفاوت و نکات مهم
• burned out به حالتی گفته می شود که فرد در اثر استرس طولانی مدت فشار کاری یا فشارهای روانی و عاطفی احساس خستگی شدید کاهش انگیزه و ناتوانی در ادامه فعالیت می کند
... [مشاهده متن کامل]
• با tired تفاوت دارد. tired به خستگی معمولی اشاره دارد که معمولاً با استراحت برطرف می شود اما burned out نوعی فرسودگی عمیق جسمی ذهنی و عاطفی است که به سادگی رفع نمی شود
• با exhausted تفاوت دارد. exhausted به خستگی بسیار شدید اشاره دارد اما burned out علاوه بر خستگی شامل کاهش انگیزه احساس بی تفاوتی و افت عملکرد نیز می شود
• با depressed تفاوت دارد. burned out معمولاً نتیجه فشارهای مزمن به ویژه در محیط کار یا تحصیل است اما depressed یک اختلال خلقی است که علل و علائم گسترده تری دارد اگرچه برخی نشانه های آن ها ممکن است مشابه باشند
• این اصطلاح در روانشناسی سلامت محیط کار آموزش و گفت وگوهای روزمره برای توصیف فرسودگی ناشی از استرس مزمن به کار می رود
کاربردهای رایج
feel burned out = احساس فرسودگی کردن
burned out from work = بر اثر کار دچار فرسودگی شدن
burned out employees = کارکنان فرسوده

از پا در آمدن
خسته و بیمار شدن
سوختن
خاموش شدن
خسته و بیمار شدن
سوختن
خاموش شدن
مثال:
The entry place, a black, gaping mouth, reminded him of a burned - out bakery on the strcet where he had lived in Belfast.
Bringle, Mary DEATH OF AN UNKNOWN MAN
It was the cassette I'd found on the second floor of the burned - out house at the camp.
... [مشاهده متن کامل]
Kallen, Lucille C B GREENFIELD - A LITTLE MADNESS
In the meantime I'd get something to eat somewhere, do my patrol, and sometime in the night get over to that burned - out house.
Kallen, Lucille C B GREENFIELD - A LITTLE MADNESS
... [مشاهده متن کامل]
از کار افتاده
این کلمه صفت است و به معنای فرسوده، از کار افتاده، وا مانده می باشد.
تباهی احساس پوچی
از بین رفتن
بی رمق
To get burned out
خسته شدن زیاد از کار
خسته شدن زیاد از کار
خستگی زیاد از کار
فرسودگی شغلی
تباه شده
انتهای مسیر
انتهای مسیر
احساس تباهی
خستگی ناشی از کار زیاد
سوزاندن زندگی
Geting burned out
خستگی ناشی از کار زیاد
سوزاندن زندگی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)