تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

هنگ کردن در انگلیسی می شود آویخته شدن و بی جمبش شدن، زبانزد رایانه ای است. در پارسی دنگ کردن می شود گیج و پریشان شدن: صدهزاران نام خوش را کرده ننگ، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنگ میشود صدا، آوا، و حرف حرف درآوردن عربی شده دنگ درآوردن است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

کاربر گرامی “محمدعلی” ۱۰۰٪ درست می گویند. خواجه: از خود شاه میاید، کسی که شاه را بزرگ خود می داند. به چم سرور و بزرگ. خاجه: از خایه کنده میاید. کسی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبا عربی شده واژه پارسی کپاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراز جدا از نام واژه دیگری هم هست. همسنگ والادگر و آبادگر است مهراز برابر پارسی واژه بیگانه معمار است. مِه - راز= بزرگ ساز مِه می شود بزرگ، و راز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان بند زنی خودمان است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه و نگمه یک گونه ناسزا یا دشنام، در پاسخ به کسی که نه گوید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توپالگری فلز واژه عربی است، توپال پارسی آن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باشکاوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جای واژه های عربی معطل و یا علاف باید گفت دلنگون

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چالش گردانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شگفت آور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آویز آویز های گوناگونی که سراسر بدن می زنند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیمه پایانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

potato chips = تراشه سیبزمینی برگه برابر شایانی در پارسی نیست، چون چیپس کوچک و نازک است واژه تراشه این جا درخور تر است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تهدید کردن = ترسانیدن، ترساندن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

به جانوران اهلی که رام نیستند می گویند جانوران دستی. اهلی عربی است مانند وحشی. در پارسی ما به جانوران اهلی، دستی، رام، آرام، یا دام می گوییم. ( ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرداد فَر - داد فَر = فره، شکوه داد از دادن نام های همانند: فرخداد ( فرخ - داد ؛ داده ی فرخنده ) شهرداد ( شهری، داده ی شهر، زاده ی شهر همان شهرزاد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

همسان و یا سایه درست است. همزاد در پارسی دوقلو می شود. دوقلو ترکی است، همزاد پارسی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Paladin از واژه لاتین Palatinus به چم " از کاخ " و یا " افسرِ کاخ " ( فرمانده دژبانان ) میاید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به پارسی Astro/Astero= اختر Star/Asteri= ستاره Planet= گویال، ستاره گردان Astronomy= ستاره شناسی، اختر شناسی Solar System= سامانه خورشیدی Sun= خورشید ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

به پارسی Astro/Astero= اختر Star/Asteri= ستاره Planet= گویال، ستاره گردان Astronomy= ستاره شناسی، اختر شناسی Solar System= سامانه خورشیدی Sun= خورشید ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستارک درست است نه سیارک دوستان استرو astro یا Astero همان اختر پارسی است. این دو واژه یک ریشه هندو اروپایی ( آریایی ) دارند. همان جوری که Star ( ستا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سهشی= حسی، احساسی، عاطفی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سُهِشی، سوهِشی، سُهِشتی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

رق زدن می شود بیرون روی داشتن، به عربی اسهال.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بد آمد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داوش از داو، داویدن، داو خواستن، و داوخواه، داوخواهانه. داو در بازی هم هست که در تخته نرد و شترنگ ( شطرنج ) به نوبت هر بازیکن می گفتند. ولی گمان ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساقی= چمانی، ساغر انداز، پیاله گردان، آب رسان… ما چمانی نامه هم داریم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همستان= شرکت، Company, corporation Company از با هم بودن میاید، همنشینی و دور هم بودن. انجمن و گروه بودن. Corporation از همکاری می آید، co - operati ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرنام

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منگیا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخته گر، ریخته گری دیسنده شکل یک واژه عربی است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخته گر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی اندیشه، نسنجیده، بی سنجش، نابخرد، بی خردانه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه بازی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی گمان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بندنده شدن همچون دربند شدن. می شود زندانی شدن و گرفتار شدن ( به عربی اسیر شدن ) .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستور، چهارپای بارکش

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان سم اسب است در پارسی میانه سمبک/سمپگ بوده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنهاندن - نهاندن پنهان - نهان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرقانون، قانون سر چون Canon انگلیسی هم ریشه است با کانُن/کانون پارسی. ( قانون امروزه عربی شده این واژه آریایی است. مانند قند که کند بوده )

پیشنهاد
٠

خندک نگار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منش مند، بزرگ منش، والا منش ( بالا منش ) ، بزرگوار، ارجمند…

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دمزنی دهان به دهان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پریسای ≠ پریسا پریسا از پری سان می آید، کسی که همگونه و هم سان پری است. پری زاده. پریسای کوتاه شده پری افسای است. افسون کننده و رام کننده پری. پری ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهان از رهاندن، رهایی دادن. رهانده کسی است که رهایی داده شده ( نجات داده شده ) .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان واکنش است. در زبان ما واک های ( ب ) و ( و ) در چندین جا به جای هم دیگر بکار می روند، و برخی گاه ها هم جایگزین یک دیکر می شوند. نمونه: بالا، وا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

خواستگاری فرمایش نیک، فرمایش خوش