پیشنهادهای Tirdad Kashani (٧٥٦)
لق درست نیست، لغ درست است و ما واژگانی چون لغزیدن، لغزش و بسیاری دیگر داریم. خود دهخدا هم لق را با غ نوشته است.
سرشتن، سریشتن
سرشتن، سریشتن، سیریشتن، سیریشیدن… آمیختن مایه های چسبناک. آغشتن، آمیزیدن. برای خمیر و گِل به کار می رود.
سیریش از سرشتن می آید، همسنگ آمیختن و آغشتن است. سریشتن چیز های خمیر مانند، آمیختن چیز های چسبناک است. برای همین می گویند کسی مانند سیریش است، به کسی ...
تهماسپ در پارسی دیرین واژه اسب به ریخت اسپ بوده.
شتاب دارم
دو سویه
مغز اندیشمند، مغز اندیشگر
آیین همنشینی، فرهنگ همنشینی آیین همزیستی، فرهنگ همزیستی
خردورزانه، واژه ای پارسی همسنگ منطقی ( منتق عربی است )
اقامت داشتن، residency, بودن
پادورزان
پادورزی کردن، ناهمسویی کردن، ناهمدلی کردن، ناسازگاری کردن، واخواهی کردن ( در برخی جا ها )
مخالفت، مخالفت کردن
تردستی ترفندبازی
تاجیک ها “موم فرش” می گویند
برابر پارسی= جای باش
خرسنگ دهخدا: سنگ بزرگ سخت گران. ( شرفنامه ٔمنیری ) . سنگ بزرگ ناتراشیده و ناهموار. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) . سنگ بزرگ و کلان. ( غیاث اللغات ...
رویین تن
مینو می شود روان و خرد، بیشتر به خوبی بکار می رود مانند مینو چهر و سپنتامینو. ولی انگرامینو وارونه سپنتامینو است. همانگونه که اهریمن وارونه اهورامزدا ...
آروان/اُروان در زبان پهلوی همان روان در پارسی امروزه می باشد.
برش نگاری رایانه ای
پارسی= وام گرفتن
گاندو همان گاویال است. شنیدم که در سیستان و بلوچستان بر جای گاویال گاندو گویند. اگر که این گویش از جای دیگر ایران است و من نادرست گفتم ( سیستان ) ، ...
دودل، بد گمان، و برخی جا ها هم گیر دادن. کسی که وسواسی است به پاکیزگی گیر داده و همیشه دودل است که آیا همه چیز درست انجام شده، نکند چیزی آلوده باشد ...
پسا پس، از این به پس، ز این پس
کفچ و کفچه. ( کپچ و کپچگ ) و کفچک همان قاشق امروزه است.
پیاده سپاه، پیاده لشگر، پایگان، ارتش پیاده
پایگان سالاران فرمانده های یگان پایگان ( پیاده سپاه ) در ارتش ساسانی بوده اند. پایگان سالاران کسان بسیار گرامی و قابل اعتمادبودند و بدست نیروهای ویژه ...
پایگان نام پیاده نظام در دوره ساسانی می باشد، که بیشتر سربازانش برگرفته از رده دهقانان ( دهگانان ) بوده است.
واژه ایرانی ایواره ( ایوارگ در پارسی میانه/پهلوی ) به چم هنگانم غروب در همه زبان های ایرانی پدیدار است. نیاز نیست میان لری، کردی و دیگر زبانان گرامی ...
این واژه برگرفته از تاگ پهلوی است و ۱۰۰٪ پارسی می باشد
پسگرد، پسگردن، پس گردیدن
دور از زهن
دست دوم
نام قفقاز از نام سکایی kroy - khasis کروی - خاسیس به معنی یخ درخشان، سفید یا برف گرفته شده است. در شکل یونانی Kaukasos ( کاکِسوس/کاکاسوس ) خوانده می ...
کوه قاف یا همان کوه کاف همان کوه های قفقاز است. نام قفقاز از نام سکایی kroy - khasis کروی - خاسیس به معنی یخ درخشان، سفید یا برف گرفته شده است. در ش ...
نماینده شاه
دوره گرد
جاه و شکوه، شکوه و فره، شکوهمندی و بزرگی دبدبه= شکوه، بانگ، آواز کبکبه= جاه، فره، شکوه، والایی/ بالایی
جاه و شکوه، شکوه و فره، شکوهمندی و بزرگی دبدبه= شکوه، بانگ، آواز کبکبه= جاه، فره، شکوه، والایی/ بالایی
هندوانه
خوار شمردن، خوار داشتن، خرد انگاشتن، سبک کردن، کوچک کردن، دشنام دادن، ناسزا گفتن
خوار شمردن، خوار داشتن، خرد انگاشتن، سبک کردن، کوچک کردن،
پرت دادن به چم ( معنی ) جا خالی دادن شنیدم. پرت در این گفته از کجا می آید؟
نکوهش سازنده
مانند همیشه، همچو همیشه
با خود سوگند خوردن، پیمان با خود بستن
بالاپوش
خود شناسایی