تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
١

لق درست نیست، لغ درست است و ما واژگانی چون لغزیدن، لغزش و بسیاری دیگر داریم. خود دهخدا هم لق را با غ نوشته است.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سرشتن، سریشتن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سرشتن، سریشتن، سیریشتن، سیریشیدن… آمیختن مایه های چسبناک. آغشتن، آمیزیدن. برای خمیر و گِل به کار می رود.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سیریش از سرشتن می آید، همسنگ آمیختن و آغشتن است. سریشتن چیز های خمیر مانند، آمیختن چیز های چسبناک است. برای همین می گویند کسی مانند سیریش است، به کسی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تهماسپ در پارسی دیرین واژه اسب به ریخت اسپ بوده.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

شتاب دارم

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

دو سویه

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مغز اندیشمند، مغز اندیشگر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آیین همنشینی، فرهنگ همنشینی آیین همزیستی، فرهنگ همزیستی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خردورزانه، واژه ای پارسی همسنگ منطقی ( منتق عربی است )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اقامت داشتن، residency, بودن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پادورزان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پادورزی کردن، ناهمسویی کردن، ناهمدلی کردن، ناسازگاری کردن، واخواهی کردن ( در برخی جا ها )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت، مخالفت کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تردستی ترفندبازی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تاجیک ها “موم فرش” می گویند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی= جای باش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خرسنگ دهخدا: سنگ بزرگ سخت گران. ( شرفنامه ٔمنیری ) . سنگ بزرگ ناتراشیده و ناهموار. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) . سنگ بزرگ و کلان. ( غیاث اللغات ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رویین تن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مینو می شود روان و خرد، بیشتر به خوبی بکار می رود مانند مینو چهر و سپنتامینو. ولی انگرامینو وارونه سپنتامینو است. همانگونه که اهریمن وارونه اهورامزدا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آروان/اُروان در زبان پهلوی همان روان در پارسی امروزه می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برش نگاری رایانه ای

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارسی= وام گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاندو همان گاویال است. شنیدم که در سیستان و بلوچستان بر جای گاویال گاندو گویند. اگر که این گویش از جای دیگر ایران است و من نادرست گفتم ( سیستان ) ، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دودل، بد گمان، و برخی جا ها هم گیر دادن. کسی که وسواسی است به پاکیزگی گیر داده و همیشه دودل است که آیا همه چیز درست انجام شده، نکند چیزی آلوده باشد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پسا پس، از این به پس، ز این پس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کفچ و کفچه. ( کپچ و کپچگ ) و کفچک همان قاشق امروزه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیاده سپاه، پیاده لشگر، پایگان، ارتش پیاده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایگان سالاران فرمانده های یگان پایگان ( پیاده سپاه ) در ارتش ساسانی بوده اند. پایگان سالاران کسان بسیار گرامی و قابل اعتمادبودند و بدست نیروهای ویژه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایگان نام پیاده نظام در دوره ساسانی می باشد، که بیشتر سربازانش برگرفته از رده دهقانان ( دهگانان ) بوده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایرانی ایواره ( ایوارگ در پارسی میانه/پهلوی ) به چم هنگانم غروب در همه زبان های ایرانی پدیدار است. نیاز نیست میان لری، کردی و دیگر زبانان گرامی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه برگرفته از تاگ پهلوی است و ۱۰۰٪ پارسی می باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسگرد، پسگردن، پس گردیدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور از زهن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست دوم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام قفقاز از نام سکایی kroy - khasis کروی - خاسیس به معنی یخ درخشان، سفید یا برف گرفته شده است. در شکل یونانی Kaukasos ( کاکِسوس/کاکاسوس ) خوانده می ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوه قاف یا همان کوه کاف همان کوه های قفقاز است. نام قفقاز از نام سکایی kroy - khasis کروی - خاسیس به معنی یخ درخشان، سفید یا برف گرفته شده است. در ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماینده شاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوره گرد

پیشنهاد
٠

جاه و شکوه، شکوه و فره، شکوهمندی و بزرگی دبدبه= شکوه، بانگ، آواز کبکبه= جاه، فره، شکوه، والایی/ بالایی

پیشنهاد
٠

جاه و شکوه، شکوه و فره، شکوهمندی و بزرگی دبدبه= شکوه، بانگ، آواز کبکبه= جاه، فره، شکوه، والایی/ بالایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هندوانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوار شمردن، خوار داشتن، خرد انگاشتن، سبک کردن، کوچک کردن، دشنام دادن، ناسزا گفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خوار شمردن، خوار داشتن، خرد انگاشتن، سبک کردن، کوچک کردن،

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرت دادن به چم ( معنی ) جا خالی دادن شنیدم. پرت در این گفته از کجا می آید؟

پیشنهاد
٠

نکوهش سازنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانند همیشه، همچو همیشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خود سوگند خوردن، پیمان با خود بستن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالاپوش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود شناسایی