پیشنهادهای نعیمه (٧٤٠)
- با کارکشتگی - با کاربلدی - با مهارت بسیار
- سال به سال ( از این سال تا آن سال، از این سال تا سال بعد )
- فراتر از آنی که بتوان در خواب دید
این لغت به صورت استعاری معنی "بالا گرفتن " و "گل کردن" هم می دهد
عذاب الهی
فیصله دادن
جد و آباد
take a turn
تغییر کردن، به چنان روزی افتادن
- کله خر
شارلاتان
با کمال تأسف ( من )
- بُل گرفتن - پریدن به کسی
- از خود گذشتگی؛ گذشتن از خود
- کسی که برایش سر و دست می شکانند
- خون ( کسی ) به جوش آمدن
- دسته ( راه انداختن )
- رک گفتن ( to tell somebody right away )
- کسی را به عجله واداشتن - کسی را مجبور کردن تا طوری رفتار کند که شما می خواهید؛ کنایه از ادب کردن کسی
- چهارطاق دراز کشیدن
- to go wild
- عینک ته استکانی
- thick lensed glasses - thick glasses
- دله دزدی - کلاه برداری خرد
- مالیات سالیانه
- ولو اینکه
a fellow در زبان عامیانه "یک بابایی ( یه بابایی ) " هم معنی می دهد.
- the unwary
- بی خبران - غافلان، غفلت کنندگان
- جزء به جزء
suited down to the ground - بهتر از این نمی شد
- کلاه شرعی
- بستنِ ( چیزی به کسی )
- صدای خشن
- صدای کلفت
- گوش خراش
به چشم آمدن
- زمانی می رسد که
- کم نیاوردن ( از پس مشکلات برآمدن )
- کم نیاوردن
- تبرکی
- برگزار کردن مراسم
- کار و بار
- فک و فامیل
family and clan -
- کشیدنش کاری ندارد
- دست انداختن
- حال و حوصله
- تک گویه - تک گویی - حدیث نفس
- اندیشه برتر