تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- واقعاً - بی شوخی - به راستی که - الحق که

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

- واقعاً - مطمئناً - الحق که - راستی راستی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

solid ( در محاوره ) - عالی است - معرکه است - چه عالی، چه خوب - حرف ندارد - خیلی هم عالی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

- پایین کشیدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

- پایین کشیدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جویا شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

- خزوخیل

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- پسرخاله شدن ( رفیق شدن، خودمانی شدن )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- گرفتم ( که ) چی شد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوف

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- دل بردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- مُهر تاریخ زنی ( مُهری که برای زدن تاریخ استفاده می شود )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- مُهر

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

- رفیق - اصطلاحا معادل عامیانه لغت "داداش"

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= lunch، نهار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- چیزمیزها

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیز میز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چپاندن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

- خداخدا می کردند. . . - واقعاً امید داشتند. . .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- خداخدا کردن - واقعاً امید داشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاب تابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نه چندان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

to look after somebody - به کسی رسیدن ( مراقبت کردن از کسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم زور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی برنامه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

- از نفس افتادن - گرفتن نفس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی پرده حرف زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سر از پا نشناختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سر از پا نشناختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- بوس بوس ( اصطلاح عامیه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

این پا و آن پا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شگفتا ( که ) ( اگر اول جمله و در واقع به عنوان قید بیاید ) . . . Strange

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- تب و تاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

I wonder . . . نمی دانم . . . در بعضی بافت های معنایی می تواند به لغت �نمی دانم� ترجمه شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نقداً ( قابل فروش ) already marketable

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چو انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیرک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لعنتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- لابد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در برخی بافت های لغوی می تواند معنی "دیگر" هم بدهد: شب به خیر دیگر = good night, then

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- غافلگیری خوشایند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- از قرار - ظاهراً - مثلاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- لال شدن - مات و مبهوت ماندن I looked blank = خشکم زد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- بی محابا - با دلی قرص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- رفت که رفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

- مثل همیشه - طبق عادت - ناخودآگاه این لغت در بعضی بافت های معنایی که در توصیف حرکات انسان به کار می رود، می تواند مفهوم این را داشته باشد که حرک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

- به این امید که - مگر این که - که شاید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

- به این امید که - به امید این که - مگر این که - که شاید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلام علیک زورکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- نژاد اصیل