پیشنهادهای نعیمه (٧٤٩)
- پکر بودن - فکری بودن - تو خود بودن
- کنار آمدن با چیزی
- حکم تخلیه - حکم اخراج
- امرار معاش کردن - سرکردن
- رده پایین
- زندگی بی بند و بار
- به چشم . . . دیدن - . . . دانستن
- توجه داشتن - حساس بودن to be particular -
- بد و بیراه گفتن
- لیچار بار کسی کردن
- تشر زدن - ضایع کردن - توپیدن به کسی - به فحش کشیدن - دهان را ( برای ناسزا گفتن ) باز کردن to tell someone off; to give one a tongue - lashing
- یکهو
- به حساب نمی آید - حساب نشدن - به حساب نیامدن
- مو برداشته
- در کسری از ثانیه
- اجق وجق ( در مورد لباس )
- آدم دیگری شدن
- آدم دیگری ( شدن )
- جدیِ جدی
- بند سرشانه
- بارها و بارها - میلیون ها بار - هزاران دفعه
- در این سال ها
- کنار گذاشتن - دست برداشتن از - رها کردن - ول کردن
- شورای اجرایی
- سوتی دادن
- آشنا کردن
- بتون ساده - بتون معمولی - بتون مسلح نشده
- نیروهای آموزشی
- ریزه - کسی که استخوان بندی ریزی دارد
- لت و پار کردن - زمین زدن
- چشم روشن ( رنگی )
- سخت گرفتن به کسی
- ناتمام
- نصفه نیمه
- ویلا باغ
- ملک - خانه باغ
- ملک - خانه باغ
جلد هم معنی می ده در مورد کتاب
- مد روز
از . . . دست برداشتن
middle - aged
- بیرون بر
- step on it
- من رو هالو فرض نکن
- بجنب - زودباش
- فقط لب تر کن
- هرس نشده
- ساحل رو
- در جهت مخالف - برعکسش - از آن ور