پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٢,٨١٧)

بازدید
٧,١٠٧
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

To that end, they teach their children to cooperate with their teachers به همین دلیل به ایشان یاد می دهند که با معلّمانشان همکاری کنند. Im going to ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

سیری ناپذیری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

دیکتاتوری: در دانش سیاسی دو واژه هست: قدرت و نفوذ؛ قدرت یعنی به کار گیری نیروهای مادی مانند پلیس، دستگاه های اطلاعاتی و قضایی برای وادار کردن کسی به ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

I told you I'd outrun them گفتم که آنها را جا می گذارم. You can't outrun what you did, Jason تو نمیتونی کاری را که کردی برگردونی، جیسون. There's no ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

The company promises expeditious delivery of all orders شرکت، تحویل سریع و مؤثر همه سفارش ها را وعده می دهد They completed the process in an expediti ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

توله: سنسکریت: تولَه tula همتا، همسان، مانند، نظیر. در زبان لری با همان گویش سنسکریت گفته می شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

سنسکریت: madhura

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

عزت: این واژه ی عربی، در آن زبان به معنی تکبر یا غرور است؛ قرآن: وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ، أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ. چون او را گوین ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

مال و ثروت: این دو واژه ی عربی یک واتا [کردی] ( معنی ) دارند و به کار بردن آنها با هم را افزوده نابجا، یا همانگویی ( عربی: حشو قبیح ) گویند که در پار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

ملجاء: همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: پناه ( دری ) زیرا پناهگاه امروزه برای مکان به کار می رود. پانک pānak ( پهلوی ) اپست ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

عداوت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دشمنی ( دری ) ساناوه sānāve ( سغدی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اتحادیه: پیمانی که بر پایه آن، ایالت ها، کشورها یا نهادهای مستقل برای اهداف مشترک مانند دفاع، اقتصاد، یا سیاست خارجی با هم متحد شده اند، ولی استقلال ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

متوفیات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: مردگان، درگذشتگان ( دری ) اِریستان ( مانوی ) ستشان satoŝān ( پهلوی ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

متوفی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: مرده، درگذشته، جانسپرده، دیده از جهان فرو بسته ( دری ) اریست erist ( مانوی ) اتیتا ateytā ( سنسکریت ) ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

صفت لیاقت: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: بژناتاوی bežnātāvi ( بژنا:صفت؛ سغدی؛ آتاوی: لیاقت؛ از پهلوی: ātāvih؛که الف بژنا با آی آتاوی یکی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

انتقال: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: جابجایی ( دری ) ویاچه vyāce ( اوستایی: وَئِچَه vaeca )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: استیتی estiti ( سنسکریت: sthiti )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

پیشی - سبقت گرفتن از

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

سنسکریت: svid

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جاری - روان شدن. to flow

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

to glide over لیز - سر خوردن بر روی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

افضل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: برتر barter ( دری ) مازینگ māzing ( اوستایی: mazyangh )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اعلیحضرت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اِسکافر eskāfar ( سغدی: eskāfarn )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اعلی: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پهرم pahrom ( پهلوی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

بیرون زدن یا برجسته شدن بیش از حد یک شیء نسبت به دیگری یا نسبت به یک سطح صاف. The rock jutted over the edge of the cliff سنگ از لبه پرتگاه بیرون زده ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ستیغ: این واژه در سنسکریت stigh و فعلی است به معنی سوار شدن، بالا رفتن، گام برداشتن و چنین صرف می شود: stighnomi سوار می شوم، stighnosi سوار می شوی، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

so as to prevent the flow of any liquid برای جلوگیری از جریان یافتن هرگونه مایع

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

بالعکس: همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: وارنگ vārang ( دری ) سرچپ sarcap ( خراسانی: sarcapa )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

روکش کردن، روی چیزی را بستن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

روکش کردن، روی چیزی را محکم بستن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

She is excelling in her studies او در درس هایش درخشیده / سرآمد شده است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نشانگر، نشان دهنده، شاخص The high unemployment rate is indicatory of a struggling economy نرخ بالای بیکاری، نشانگر اقتصاد بیمار است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اطاله کلام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ژوتن žutan ( پهلوی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرحله اجرا: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: ماوِه ی جیان ( کردی و کردی: jyānin ) نیسنگ دایات nisange - dāyāt ( پهلوی - اوستایی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نام ( اسم ) از فعل cure درمان، علاج، مداوا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دادن - بخشیدن به

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

bestow on پخش - توزیع کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تصمیم قطعی گرفتن در باره ی چیزی this being resolved upon در باره ی آن یک بار تصمیم گرفته شده است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دمیدن - فوت کردن به.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

To blow upon ; to cause to swell up

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خوردن کمی از. to fast on bread and water. خوردن کمی نان و آب. ( فرهنگ انگلیسی - انگلیسی وبستر چاپ 1925 )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

as. . . so همین طور، همچنین، همچنین که، همچنان که، آن گونه که. as i helped you, so you ought to help my son همچنان که من شما را یاری کردم، شما هم پس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

جهان فانی، دنیای فانی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

به تندی وزیدن، به شدت دمیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تکنولوژی: این واژه ی فرانسوی با ریشه یونانی، در سال 1896 به زبان فرانسه راه یافته یا در آن ساخته شده است و از واژه ی یونانی tekhnologia ساخته شده که ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

وقت گذرانی کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اجازه عبور دادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

1 - رها کردن برای افتادن. 2 - گریختن، در رفتن، فرار کردن، فلنگ را بستن، به چاک زدن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بحبوحه: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: اودان udān ( سنسکریت: uddāna ) گرفا garfā ( سنسکریت: garbha ) نیوه nive ( کردی ) ...