پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٢,٦٤٨)

بازدید
٦,٤٧٠
تاریخ
١٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

He bid his friends farewell before leaving the country او پیش از ترک کشور، با دوستانش خداحافظی کرد The soldier bid his family farewell and went to wa ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ارائه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نَوان ( کردی )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

حروف مقطعه: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: تک واجان takvājān ( دری )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ایذه: این نام در اوستایی: ایذَه iża؛ و در سنسکریت: iha ( این جا ) بوده است. اینکه نگارش تاریخی آن حفظ شده و همچنان که در اوستایی ایذه نوشته شده مانده ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

جوار: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: زنتا zontā ( سغدی: ذنتا ) تنیشت taniŝt ( کردی ) اَپی ( سنسکریت ) همسایگی، نزدیکی ( ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

مریوان: در میان واژه های پهلوی، مرینجان marinjān نام یکی از قبایل کرد است که مریوان هم نام یکی دیگر از آن قبایل می تواند باشد. مرینجان از مَر ( در سغ ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

ترمیم: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: سَمپَد ( سنسکریت ) بازسازی، بهسازی، نوسازی ( دری )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

ارعاب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بیم افکنی، هراس افکنی، ترساندن ( دری ) بیمن bimen ( پهلوی ) هاسن hāsen ( هاس با پسوند پهلوی اِن ) پرب ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ایجاز ( رساندن پیام با کمترین واژه ها ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: کوبیژ kubeyž ( کردی: kurtbeyži )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

افتتاح: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گشایش goŝāeŝ ( دری ) ویبستن vibastan ( پارتی ) پرفراز parfarāz ( اوستایی: پَئیری فراز pa�rifrāz )

پیشنهاد
٢

به بهترین شیوه، به خوبترین روش، به نحو احسن. How may we use the gift of free will in the best possible way, and why should we want to do so چگونه می ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

به نحو احسن: In the best possible way، همتای پارسی این عبارت پارسی - عربی، اینهاست: به بهترین روشن، به خوبترین شیوه ( دری ) اورجیتام urjitām ( سنسک ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

رضوان: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بهشت، فردوس، پردیس ( دری ) تاویش tāviŝ ( سنسکریت: tāviŝa ) ناکا ( سنسکریت: nāka ) ناندن nāndan ( سنسک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اجرای احکام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: دایات بکتان dāyāte - baktān ( دایات؛ اوستایی با بکت از سنسکریت: bhakti با پسوند جمع آن )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تصدیق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پژگا pažgā ( سغدی: پچغا pacqā )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تشبیه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پرتل partal ( پشتو: partalal ) وینازش vināzeŝ ( پهلوی: vināxtan تشبیه کردن ) سمیت samit ( سنسکریت: sa ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

موقوف الاجرا: همتای پارسی این ترکیب عربی، این است: دایات نیژداد dāyāte - niždād ( اوستایی ـ مانوی: nijdād )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

سگوند: این واژه در سنسکریت صکون śakvan و مونث آن صکوری śakvarey به معنی زورمند، نیرومند، توانا، پرتوان، توانمند، تَهَم ( قوی ) می باشد؛ و از فعل صک ( ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اهدایی ( صفت نسبی ) : اهدا واژه ای عربی است که پسوندپارسی یی به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی این است: داپتی dāpati ( سغدی: ذاپت ż�pat با پسوند ی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ولخرجی lavish: ول واژه ای پارسی و خرج عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی این است: ویبندی vibandi ( سنسکریت: vibandh با پسوند ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ولخرج: ول واژه ی پارسی و خرج عربی است؛ همتای پارسی این است: ویایین vyāyin ( سنسکریت: vyayin )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

قاتل حرفه ای: قاتل و حرفه دو واژه ی عربی است؛ همتای پارسی این است: اتیویسس ativisas ( سنسکریت: اتیوَیصَسَه ativayśasa )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

صادرات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فاشامان ( سغدی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

صادر: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فاشام ( سغدی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

طنز: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: هناک henāk ( لکی: henak ) خنده دار ( دری )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

لجاجت: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی بخش ( سیلاب ) ، اینهاست: استگ esteg ( خراسانی ) سرسختی، یکدندگی، ستیهش setiheŝ ( دری )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

لثه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اروک aruk، اریک arik، ( خراسانی ) الاش alāŝ ( خراسانی: �lāŝa )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

1 - فرض ( گمان ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گمان، پندار ( دری ) هنگار hangār ( مانوی ) . 2 - فرض ( واجب ) : این واژه در پهلوی frez بود ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

If you are the injured mate, do not scream at your spouse or use abusive language گر همسرتان به شما خیانت کرده است، بر سرش فریاد نکشید یا با گفته های ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ذهن: این واژه همچنین در زبان اوستایی: زَئِنَنگه zaenangh و در سغدی ذیان گفته می شده است و در پهلوی zen شده است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ارتباطات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: گرانشان gerānŝān ( سغدی: grānŝ با پسوند جمع آن )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ارتباط: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آبست ābast ( سغدی ) گرانش gerānŝ ( سغدی: grānŝ )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

طفره: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: وهان vahān ( پهلوی ) پچاییگ pacāig ( بلوچی: paccāig ) ترتگ tartag ( بلوچی: tratag )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

یوتام: این نام در سنسکریت اوتتمه uttama و به معنی برترین، بالاترین، رهبر، فرمانده، پیشوا، پیشرو، رئیس می باشد. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

یوتاب: این نام در سنسکریت اوتتاپه uttāpa و به معنی پرشور، پر هیجان، پر محبت می باشد؛ و از نگاه ریشه شناختی از سه بخش ساخته شده است: اوت: اوج، بالا؛ ت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

مواخذه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بازخواست ( دری ) انفراس anferās ( سغدی: anferāse ) پترنه paterne ( سغدی ) پدفورس padfurs ( پارتی ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

اظهار علاقه: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: لیدوان زیویش lidvāne - ziviŝ ( کردی با اوستایی: zeviŝ )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

The novel was criticized for its lustfulness آن رمان به خاطر شهوانیت بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

As true as I live, he's dying for you; breaking his heart at your fickleness: not figuratively, but actually هم اکنون در آرزوی دیدار شماست؛ و از بی و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

Arthur rose and moved forward mechanically, with a strange unsteadiness, swaying and stumbling like a drunkard آرتور از جا برخاست و بی اراده مانند یک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

رم rom: این نام در سنسکریت رمه roma به معنی جای گیرا و شهر رم می باشد. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز چاپ 1872 ص 855 ستون سوم )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

رم rom: این نام در سنسکریت رمه roma به معنی جای گیرا و شهر رم می باشد. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز چاپ 1872 ص 855 ستون سوم )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مشرف moŝref؛ همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: سیار syār ( کردی ) مشرف moŝarraf: همتای پارسی این است: اسکاتم eskātam ( سغدی )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اعمال نفوذ: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: هنزف تیدان hanzaf - e tidān ( مانوی ـ کردی )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

به واژه ای گفته می شود که هم خانواده با زبان یک کشور نباشد. مانند عربی، عبری، ترکی، چینی و. . . که با زبان پارسی هم خانواده نیستند؛ ولی زبان های اروپ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

باقی مانده: باقی واژه ای عربی و مانده پارسی است؛ همتای پارسی این ترکیب عربی - پارسی، اینهاست: پَرچانیک ( پهلوی ) پیمانده paymānde ( خراسانی: paymānd ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

به واسطه ی. ( قید ) ؛ همتای پارسی این عبارت پارسی - عربی، این است: به ریبار be - ribāre ( خراسانی )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اعتقادی: اعتقاد واژه ای عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است. همتای پارسی این است: ورناکیایی varnākyāi ( سغدی با پسوند یی )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

قیمتی: قیمت واژه ای عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی اینهاست: پر ارزش، گرانبها، بَهامند ( دری ) اژان ežān ( سغدی ) اژاند ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

احساساتی: کسی که بسیار زود از پیشامدها، سخنان، نوشته ها یا دیدن چیزی اثر می پذیرد و واکنش نشان می دهد و تحملش در برابر رخدادهای ناگوار اندک است و بسی ...