پیشنهادهای kamran kiani (١٠١)
ضمن اینکه: افزون بر این، درکنار این، همزمان
کارپایه، پودمان
بدل شدن: پدیدار شدن/گشتن
روی، نمونه، گونه، سان
روی، گونه، سان
بی مانند - بی همتا - ویژه - یگانه - یکتا
سریدن، سرش
نویسه
توان - امکان دارد: می تواند
بررسی
برگرفته از، برآمده از
شیب، شیب دگرگونی
با نگرش به
برای این هدف
پژوهش، پژوهشنامه
بستگی، , وابستگی
همواره
همواره
کامیای، کامجویی
بهره مند، برخوردار
روش، شیوه، گونه
بی اندازه
کارگذاری، جای گذاری
پایدار، پایا
پسین، واپسین
گوناگون
زمانها
از دیدگاه، با نگرش
به هنگام، همگام، همزمان
پایبند، ناگریز، وادار،
بر ، به، زیر مانند: تحت عنوان = به عنوان یا به نام تحت تعقیب: زیر تعقیب= زیر نظر= زیر دید یا زیر پیگرد
زیر دید
اجرایی
نگهداری، نگهداشت، پایداری، ماندگاری
اضافه شده = افزوده شده - فزونی یافته
در هنگام
سه سو
دو سو
دست یافتنی
همگام
برای نمونه
این امر: این روند، این کار
واگذار، سپرده
همواره
برپایه، برابر
راستا، سو
در راستا، در سوی
پرکار، پرکاربرد، کاربردی، فراگیر
پرکار، پرکاربرد، کاربردی، فراگیر
توانایی، توانمندی
توانمند
کاستی، سستی، ناتوانی
بخش ها
ازبین بردن
جاگیر،
شناخته
پایداری، ایستادگی
دربرگیرنده
ساخت، آماده سازی، جور کردن، بدست آوردی
کم هزینه، پربازده، بازده بالا
گنجایش، توانایی
پدید آوردن، ساختن
توانایی
شایستگی
شناخته شده، سرشناس، نام آوری
شناخته شده، سرشناس
نما، نمود، گونه
همسان، هم راستا، همگون
زیرا، برای اینکه
همگرا
به گونه ایی که، به هنگامیکه
به گونه ایی، به هنگامی
همه، همه گیر، فراگیر، سرتاسر
بخش، پاره، پیکره
برای نمونه
دیگر، دیگری
در پی، به کمک، بدست آن
الگو، نمونه
نما، نمود، گونه
از دید، به گونه
بدین سان، بدین گونه
پشتوانه، بهانه
مانند: و ظیفه انتقال نیرو به عهده دارد: کار رسانش نیرو به دوش دارد
به شمار آوردن، نگریستن
به نام، به سان، به مانند، به گونۀ، به دید
رسانش
پدید آمده، پدیدار شده، ساخته شده
بیان، شناخت، شناساندن
در برگیرنده
آمیخته ایی
در پی
چشمگیر
ابتدا، آغاز
نزدیک به
نزدیک به
چنانچه، هنگامی که
پسماند
گوناگونی
دیدگاه
پایدار، پایا، یکسان، برجا، ایستا ( بار ثابت= بار ایستا یا پایا )
برانگیخته