پیشنهادهای بهنوش عافیتطلب (٥٧٨)
نامطبوع، ناسالم
تعقیب کردن
( دربارۀ نثر ) بی تکلف
[قدیمی] ابنیه
[قدیمی] اَعاظِم
[قدیمی] عُمّال
[قدیمی] دکان خبازی
الحق ( که )
[قدیمی] دیوانی
[قدیمی] دارالخلافه
عازم شدن
احتمالاً به معنی �ویران� است. در کتاب �جغرافیای کرمان� نوشتۀ احمدعلی وزیری در توصیف برخی دهات آمده: تل سیاه طافیه است. . . علی آباد اربابی و طافیه ...
همان �پدید� است. �وقتی به شاه عباس ماضی صفوی قدس الله سره عرض کردند کرمان را قحط و غلایی با دید آمده است، فرمود مگر باغین و قادرآبادِ ارزویه طافیه ش ...
از میدان به در کردن
نمدبافی
لشکرکشی
اندودکاری
صنایع چوبی
شمش آهن
سرحدّات
خرمن
خان
تولیدکنندۀ خُرد
زمین ریختی
سامانۀ زهکشی
در ید قدرت
اسم ورسم دار
1. باستانی؛ آنتیک 2. آنتیک شناس؛ عتیقه شناس؛ عتیقه باز 3. باستان پژوه، باستان پژوهانه ( از فرهنگ علوم انسانی داریوش آشوری )
پر و پیمان
تصدی منصب
زارعانه
زمامدار
بلوک
سوگیری
سرسخت
منطقه گرایی
[زمین شناسی] هوازده نشده
صحت وسقم
رجال
دست به عصا
درهم تنیدگی
روانه شدن
[قدیمی] اثاث البیت
حَسَب ونسب
علوم عقلی ( در مقابلِ transmitted sciences که به معنای �علوم نقلی است )
علوم نقلی ( در مقابلِ rational sciences که به معنای �علوم عقلی است )
برکت
بی حدّوحساب
چادرنشینی، خانه به دوشی
[قدیمی] غَرس ( به معنی کاشتن نهال و درخت ) کاش در جای این ها نخلِ دیگر غرس می شد. ( خاطرات حاج سیاح )