تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاربر آیتوس شریوش، آنچه شما می فرمایید سی کردن است نه سیل کردن، سی کردن در گویش های دیگر هم وجود دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بو بردن از چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تعریف دیکشنری لانگمن در معنی سوءاستفادۀ جنسی to treat someone in a cruel and violent way, often SEXUALLY sexually/physically abused She was sexually ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

be a far cry from خیلی فرق داشتن با یک دنیا فرق داشتن با Prices today are a far cry from those of ten years ago. قیمت های امروز با قیمت های ده سال پ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

بر اساس دیکشنری کمبریج to be completely different from something: This flat is a far cry from the house they had before. براساس دیکشنری کالینز a. a ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

درز کردن خبر هم معنی می دهد if information gets out, a lot of people then know it although it is meant to be secret We have to make absolutely cert ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

چطور به معنی escape نیست: طبق دیکشنری لانگمن اولین معنی to leave a room or building دومین معنی to escape from a place سومین معنی to help someone lea ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

. . . I just wanted to set the record straight فقط میخواستم ثابت کنم که . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

agitation for/against public argument or action for social or political change مبارزه، فعالیت، تبلیغ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

to leave quickly and suddenly. Etymology: based on the idea that you could quickly change the direction in which you are moving by literally turning ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در گذشته و معمولا با the، به معنی هلفدونی، پشت میله ها.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تندتند و ناشمرده حرف زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cambridge Dictionary: a type of flat shoe, like a ballet dancer's shoe, worn by women ( UK court shoe ) US: a type of plain shoe with a raised heel ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Cambridge Dictionary: a type of flat shoe, like a ballet dancer's shoe, worn by women ( UK court shoe ) US: a type of plain shoe with a raised heel ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cambridge Dictionary: a type of flat shoe, like a ballet dancer's shoe, worn by women ( UK court shoe ) US: a type of plain shoe with a raised heel ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Oxford: to cry noisily, taking sudden, sharp breaths Longman: to cry noisily while breathing in short sudden bursts

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

کاربر بهنام، در هیچ زبانی به صورت نوشتاری کلمات دست نمی زنند، چون حافظه بصری ما کلمات را به صورتی که می بیند به خاطر می سپارد و با تغییر دادن صورت ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نبینم که، مبادا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به حق چیزهای ندیده/نشنیده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به یاد کسی نامگذاری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نهایت استفاده را بردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بی خردی، بی عقلی، بی فکری، نفهمی به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

open the floodgates راه را برای ( چیزی/کاری ) باز کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

open the floodgates راه را برای ( چیزی/کاری ) باز کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

انگشت شمار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

black sheep در انگلیسی بار معنایی منفی دارد، اما گاو پیشانی سفید در فارسی بار معنایی مثبت دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حساب سازی کردن To alter financial records in order to commit or conceal fraud, tax evasion or theft

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

زمامدار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازمان امنیت و همکاری اروپا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

کوره آدم سوزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به احتمال زیاد داستان UK Band درست باشد، چون آقای دکتر کوروش صفوی هم این واژه را مجهول الهویه می دانند و معادل فارسی آن را ناسوده می دانند که بسیار ک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Oxford: punishment that lasts forever after death Cambridge: a state of punishment which goes on for ever, suffered by evil people after death Americ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

راجع به درست است نه راجب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

به پیروی از

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

حقوق: آزادی مشروط - مجازات تعلیقی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

سخت به باد انتقاد گرفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

dashboard ( داشبورد ) به قسمت پشت فرمان اتومبیل که درجه بنزین و کیلومتر شمار و . . . قرار دارد گفته می شود. glove compartment به محفظه کوچک سمت شوفر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"What is the difference between special and especial?" The meanings of the adjectives special and especial are very similar. They both mean “more tha ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

حتما نباید رنگی رنگی و کوچک باشه، در ابعاد بزرگ، یه جورایی شبیه پیانو برای اجرای موسیقی استفاده میشه.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

در سر داشتن ( افکار بد، ترس، امید )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

پذیرای چیزی بودن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

به پاخاستن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

clean forget: پاک فراموش کرده بودم، پاک یادم رفته بود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٥

وفق دادن درست نیست دوستان، immerse oneself in sth یعنی خود راوقف کاری کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

پت پت کردن موتور اتومبیل یا وسایل دیگر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

Lent is a period of 40 days during which Christians remember the events leading up to and including the death of Jesus Christ. The 40 - day period is ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارجاع نقش های مشابه ( در نمایش یا فیلم ) به هنرپیشۀ بخصوص ( مثلا ارجاع نقش آدم جنایتکار ) ، مثلاً Though often typecast as a villain, he was rewarded ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازار اقتصادی ترجمه کاملا غلطی است. اقتصاد بازار ، ترجمه درست این ترکیب است، همانطور که کاربر محمد توضیح داده است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

راه حل واکنش عکس العمل چاره