تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

اگر جگر گوشه مد نظر نویسنده باشد از offspring استفاده نمی کند، چون جگرگوشه بار معنایی خیلی مثبتی دارد، در حالی که offspring طبق تعریف لانگمن بار معنا ...

پیشنهاد
١

مترادف swing at حمله کردن به هجوم بردن به محکم زدن به

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

پلکان پیشرفت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادربزرگ مادربزرگی، مثل granny shoes

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماکارونی به شکل فرمی و اسپاگتی رشته ای است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مو به مو

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بدون فوت وقت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشنیده گرفته شدن بی اعتنایی کردن . All her appeals for help fell on deaf ears همه درخواست های او برای کمک نشنیده گرفته شد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاش تا جای ممکن از ترکیب نامأنوس غیر قابلِ و قابلِ. . . کمتر استفاده کنیم: غیرقابل تصور بود= تصور کردنی نبود/تصورناپذیر بود/در تصور نمی گنجید غیر قاب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

اسم: اصول، ضوابط فعل: سربسته گفتن، به طور ضمنی گفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

کاربر حسین، در آخر هفته بعد، یعنی در آینده، مسابقه نمی تواند در حال برگزاری باشد. همه ساختارها زبان انگلیسی با زبان فارسی تطابق ندارد و در این موارد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

املای درست این واژه طبق فرهنگ املایی: ایدئال به همان ترتیب که معادل idealist/idealism می شود ایدئالیست/ ایدئالیسم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

عامیانه: شکم زنی را بالا آوردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

نبش قبر کردن گذشته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

هشدار ( حقوقی ) اخطاریه، اخطار رسمی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

گویی، گویا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

رخنه کردن نفوذ کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقصر، گناهکار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مضطرب کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

راپورت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

عزیمت/حرکت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

خوش اقبالی خوش شانسی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بی خوابی دادن محرومیت از خواب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

محتاطانه عمل کردن، بی سر و صدا، بدون شلوغ کاری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

کاری را به خیر و خوشی تمام کردن غائله را به خوبی و خوشی ختم کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

پول مفت، بادآورده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

بی چون و چرا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

طبق دیکشنری لانگمن the authorities [plural] the people or organizations that are in charge of a particular country or area.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

چرا نمیشه گفت مطب، وقتی دیکشنری لانگمن در تعریف این واژه آورده ( American English ) a place where a doctor or dentist examines or treats people

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

If you describe someone as lean, you mean that they are thin but look strong and healthy. ( Collins English Dictionary )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

به عبارتی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

albeit همه جا معنی البته نمی دهد و در دیکشنری های تک زبانه مترادف آن although است. ریشه این کلمه هرگز به فارسی و عربی برنمی گردد و از انگلیسی میانه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

grate on اعصاب کسی را خرد کردن ناراحت کردن صدای گوشخراش درآوردن رو مخ کسی رفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اعصاب کسی را خرد کردن ناراحت کردن صدای گوشخراش درآوردن یا با صدای گوشخراش رو مخ کسی رفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

the world is your oyster همه راه ها به روی کسی باز بودن دنیا به کام کسی بودن دنیا را زیر نگین انگشتری داشتن ( به نقل از فرهنگ پویا )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در نقش فعل: دنبال کردن رد کسی را گرفتن مثل سایه تعقیب کردن دست از سر کسی برنداشتن ( به نقل از فرهنگ پویا )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

عامیانه: هلفدونی - مستراح

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

the can زندان توالت صحرایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کناره گیری استعفا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

در خفا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

کوته بین کوته فکر کوته بینانه کوته نظرانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

UK: if and when

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

clothes= noun ( always plural and has no singular form ) clothe = verb

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

همه اش همین فقط همین همین و بس

پیشنهاد
٢

کاربر سینا توسکی معانی که دوستان گفتند درسته، وقتی یک نفر باید کار های زیادی را در فرصت کم انجام بده و مجبوره سخت کار کنه، شب ها دیر بخوابه و صبح ها ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مردد سرگشته نامطمئن دو به شک

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

آدم فرصت طلب نان به نرخ روز خور

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٠

محقق کردن عملی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از فرهنگ پویا: بدون روحیه همکاری، فاقد حس همکاری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اقماری درسته نه اغماری