پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٥٣٤)

بازدید
٧,٣٢٠
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

می توان از واژه ی همتافت به جای [شبکه] بهره گرفت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتن، پذیرا شدن سرافراز کردن، سربلند کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خودفروبینی خودبیزاری: حالت سخت خودفروبینی یا خودکم بینی

پیشنهاد
٠

نمایه قنداَفزایی یا نماگر قندافزایی یک دانشواژه ی پیشنهادی ست به جای [شاخص گلیسمیک یا گلایسمیک] نمایه یا نماگر قندافزایی: سرعت افزایش قند خون پس از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قنداَفزایی به جای گلیسمیک یا گلایسمی. نماگر قندافزایی= شاخص گلایسمیک ، نماگر قندافزایی نشان دهنده ی سرعت افزایش قند خون پس از خوردن هر ماده ی خوراک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماگر قنداَفزایی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"قنداَفزایی" خوراکی هایی با نماگر قندافزایی بالا، قند خون را به تندی بالا می برند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

"نماگر قندافزایی" قنداَفزایی به جای گلیسمیک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نماگر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درود بر جناب نقدی ارجمند نشان دادن خشم آشکار در برابر اینگونه آدمها که گفتید نه تنها اثربخش نیست که برآیند ناینده ( منفی ) هم دارد و شاید طرف را در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیوند خورده، پیوست شده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نشیمن، جاگیری، جایگیری خانه گزینی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سکنی کردن یا گزیدن یا یافتن= خانه گرفتن، جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن سکنی دادن= خانه دادن، نشاندن، نشیمن دادن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نشستن، نشیمن کردن، جاگیر شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جا دادن، نشاندن، نشیمن دادن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن به جای اسکان یافتن. جا دادن، نشاندن، نشیمن دادن به جای اسکان دادن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن به جای استقرار یافتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن= مستقر شدن، استقرار یافتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

گریزگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاج مِهِل = کاخ تاج در نامواژه ی "تاج محل"، واژه ی محل که درست تر آن مهل است از واژه ی سانسکریت "مَهالَیَ महालय " به چم [ساختمان بزرگ، کاخ] است: مهال ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در بسیاری از فتادها ( موردها ) که واژه ی محل یا مکان بکار رفته، به جای آن در پارسی می توان از یکی از پسوندهای جا بهره گرفت: محل تولد= زادگاه، زادبوم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرورشگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

گذرگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

فروگاه، فروشدگاه، ایوارگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

آشغالگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تخمخانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

خورشگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جدایشگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واگرایی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آوردگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی دیدارگاه را می توان به جای [محل ملاقات] بکار گرفت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیدارگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامشگاه، خوابگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پرستشگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماندگاه، پایگاه، ستاد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گردگاه، باشگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گردهمایی ها

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خودروگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماندنگاه، ماندگاه، زندگیگاه، زیستنگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ماندنگاه چون واژه ی اقامت بیشتر برای یک نشیمن گذرا ( ماندن ) در جایی بکار می رود پس زیستگاه و یا زیستنگاه چندان به جای اقامتگاه درخور نیست لیک واژه ...

پیشنهاد
٠

خودروگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارسرا از این واژه می توان به جای [محل کار] بهره گرفت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارسرا، کارکده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاید و توانستن به جای امکان داشتن و ممکن بودن شاید=امکان دارد=ممکن بودن [در جمله ی خبری]: امکان داره دوستم هم بیاد= شاید دوستم هم بیاد . توانستن=امک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشدنی است، کار نشدی است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میانپار، میان پار، واژه ا ی گزیده شده به جای سانترومر میانپار: بخشی از فام تن که رشته های دوک هنگام تقسیم یاخته ای به آن می چسبند.