پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٠٠٥)

بازدید
٨,١٢٢
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریبکارانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریبکارانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریبکارانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویران، ویرانیده، پکیده، نابود، نابود شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابودگر، ویراننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برابر، روبرو، وارونه، ناسازگار، پادچم، پادسو، پادینه،

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آسیب، گزند، تباهی، ویرانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لانچر= پرتابگر، سکوی پرتاب؛ هرکدام از واژه های انگلیسی چمهای فراوانی دارند، بنواژه ی ( launch ) نیز دارای چمهای [آغاز کردن، راه انداختن، پرتاب کردن، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کژیابی، بدیابی، بدفهمی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کژیابی، بدیابی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بِهیافت بهتر از بازیافت است. هنگامی که در فروشگاه، برای نمونه تخم مرغ را در یک کیسه پلاستیکی می خریم شاید در خانه این کیسه و کیسه های پلاستیکی دیگر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی که در فروشگاه، برای نمونه تخم مرغ را در یک کیسه پلاستیکی می خریم شاید در خانه این کیسه و کیسه های پلاستیکی دیگر را برای بازیافت شدن نگهداری کن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوانش پریش= بدخوان، نارساخوان؛ کسی که یادگیریِ خواندن و نوشتن و بازشناسی واجها و واژگان برایش بیش از اندازه دشوار است.

پیشنهاد
٠

از میان رفتن و زدوده شدن سَهِش ( حس ) خواب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیرجه؛ شیر [نامواژه] - جِه [بن کنونی از جهیدن]؛ شیرجه= جهیدن مانند شیر

پیشنهاد
٠

شیرجه؛ شیر [نامواژه] - جِه [بن کنونی از جهیدن]؛ شیرجه= جهیدن مانند شیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهک؛ مانند ماهکهای خورگَرد ( سیاره ) های کیوان و هرمز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جناب شکیبی نژاد درود و سپاس از پاسختان بی فزون نمایی بگویم در همه زمینه های انسانی و سویه های دانشی، چیزی ارزنده تر از فرهنگ نیست چراکه انسان بدون فر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بار افکندن: یک روز آنجا بار افکند [سبکتکین] دیوان بیهقی بار بیفکَنَد شتر چون برسد به منزلی بار دلست همچنان ور به هزار منزلم. سعدی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

[اتراق کردن]= ایست کردن، ایستادن، وایسادن، درنگ کردن، لنگر انداختن، فرود آمدن، ماندن، چادر زدن، چادرنشینی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اردو زدن= چادر زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چادر زدن، بار افکندن یک روز آنجا بار افکند [سبکتکین] ( دیوان بیهقی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ددمنشانه، خیره سرانه، گستاخانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گستاخانه، خیره سرانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- ددمنش، - ددمنشانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درنده خو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگارانه، انگارگون

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخگاهان؛ چرخگاه= مدار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چرخگاه" چرخگاه: جای چرخیدن یا جایگاه پایکوبی و سماع: به پهلو درافتاده از چرخگاه زند چرخ خوابیده چون چرخ چاه. ملاطغرا [ سده ۱۱] ( در هجو شیخ ریائی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چاره ساز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پندارگون، پندارانه، پنداری، پندارشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جناب استاد شکیبی نژاد بزرگوار، در روزگار تازش پیوسته و ویرانگر زبانهای بیگانه بویژه تازی و انگلیسی، آیا بهتر نیست بجای پرداختن به برابر انگلیسیِ وا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- اَبَرفناوری، ابرفن؛ - فرافناوری، فرافن؛ - پیشرفته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبَرفناوری، ابرفن؛ فرافناوری، فرافن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تک سخنگو، تنهاسخنگو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رویِ سخن، سخنگیر [بجای مخاطب]

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شگفتاندن ( شگفت زده کردن ) [کارواژه گذرا] شگفتیدن ( شگفت زده شدن ) [کارواژه ناگذر] چو افراسیابش به هامون بدید شگفتید از آن کودک نورسید . فردوسی ز خ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- شگفتی، شگفتانه [نام] - شگفتاندن، جا خوردن [کارواژه]

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاق یا قاقا یا قاقالیلی در بنیاد همان [کاک] است که به گونه ای نان یا شیرینی خشک و نازک گفته می شود مانند کاک کرمانشاهی. این واژه به ریخت قاقا و قاقا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاق یا قاقا یا قاقالیلی در بنیاد همان [کاک] است که به گونه ای نان یا شیرینی خشک و نازک گفته می شود مانند کاک کرمانشاهی. این واژه به ریخت قاقا و قاقا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی قاق، واگویی دیگری از همان کاک است که به گونه ای نان خشک و نازک گفته می شود؛ این نان در کرمانشاه به گونه ای شیرینی و در چهارمحال با نام کاکولی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناساز با

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی گلایه، ساخته شده از بخش های [گِله]، [آی ( بن کنونی از بنواژه ی آمدن ) ] و پسوند نامساز [ه] است. گِلایه= چیزی که از آن گله شده، از آن گله آمده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دَریزان" ؛ دریختن، دریزیدن= تزریق کردن دریزش= درریزش، ریزش دارو در تن= تزریق دریزان= تزریق کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناساز با، با اینکه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بودنِ، با اینکه، با آنکه، به جای [با وجودِ] ؛ کاربر گرامی جناب خوش خلق سیما، [بودش] در ساختار دستوری پارسی، یک پیشنهاد نادرست است، پسوند بُنواژ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موش کور برغم دشمنم ای دوست سایه ای به سر آور که موش کور نخواهد که آفتاب برآید سعدی در سروده سعدی [موش کور] باید همان خفاش باشد. پستانداری که امروز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برغم دشمنم ای دوست سایه ای به سر آور که موش کور نخواهد که آفتاب برآید سعدی در سروده سعدی [موش کور] باید همان خفاش باشد. پستانداری که امروزه به نام م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برغم دشمنم ای دوست سایه ای به سر آور که موش کور نخواهد که آفتاب برآید سعدی در سروده سعدی [موش کور] باید همان خفاش باشد. پستانداری که امروزه به نام م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دَریزش سوخت