پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٤٥٣)

بازدید
١٠,٦٤٤
پیشنهاد
٠

" گُزیر بخشمان" در دانش داتیک ( حقوق ) ، می توان از واژه ی کهن و پارسی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار بهره گیری کرد. ناگزیر= ناچار ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بخشمان" بخشمان= بخش بخش کردن، تبعض گُزیر بخشمان= خیار تبعض صفقه؛ واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار.

پیشنهاد
-٢

" گُزیر بِهنمایی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، می توان واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] را بجای خیار بکار گرفت. بِهنمایی= بهتر نمایاندن چیزی از آنچه در ...

پیشنهاد
-٢

گُزیر پیمان گذاری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر انباز" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، می توان از واژه ی کهن و پارسی گزیر بجای واژه ی تازی خیار بهره برد. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، ا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر دیرکرد بها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر پیمانی" در دانش داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی پارسی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار بهره بریم. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

" گُزیر پیمان گذاری" از واژه ی کهن گزیر به چم [چاره، اختیار]، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، اختیار خیار و ...

پیشنهاد
٠

گُزیر دیرکرد بها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر دیرکرد" در داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی کهن گزیر به چم [چاره، اختیار]، بجای واژه ی تازی خیار بهره گیریم. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره ...

پیشنهاد
٠

" گُزیر ناتوانی در واگذاری" می توان واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] را بجای واژه ی تازی خیار بکار گرفت.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر بِهنمایی" از واژه ی کهن گزیر به چم [چاره، اختیار]، می توان بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، اختیار - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بِهنمایی، بِه نمایی؛ بهتر نمایاندن و خوبتر نشان دادن یک چیز با اینکه آن خوبی را ندارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر ورشکستگی" می توان واژه ی گزیر ( =چاره، اختیار ) را بجای واژه ی تازی خیار بکار گرفت. ناگزیر=ناچار، بی اختیار گزیر=چاره، اختیار این واژه ی ک ...

پیشنهاد
٠

گزیر فریب آشکار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر فریب" پیشنهاد واژه ی گُزیر بجای خیار: می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-٣

" گُزیر انجمن" می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گُزیر به چم [چاره، اختیار]، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت. ناگزیر= ناچار خیار مجلسی= ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد واژه ی گُزیر بجای خیار: می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت و ای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد واژه ی گُریز بجای خیار: می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت و ای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر جانور؛ [می توان از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت] خریدار تا سه روز پس از خرید جانور، گزیر برای به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداگانه= منفصله، جداگانگی= انفصال

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بُریدگی سودبران، پایان سودبران، سودبر انجامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسیخته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرزین انجمن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه زنجیر فراهم آمده از تکواژهای زِن و جیر است. زن در پایه باید همان زین به چم سلاح باشد و جیر که ریخت دیگری از واژه ی زیر است. زنجیر از روزگار با ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

زین از واژه ی اوستایی زئن به چم سلاح گرفته شده و واژه هایی همچو تبرزین، فرزین، زین وبرگ و. . . از همین واژه به دست آمده است. زین= سلاح زیناوند= زیند ...

پیشنهاد
٠

زینمان برونوند/برونمرزی/فرامرزی؛ زینمان= فرزینمان، وزارت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برونوَند، برونپیوند، پیوندهای برونی، زینمان برونوند= وزارت امور خارجه، زینمان= فرزینمان، وزارت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرزین= وزیر، فرزینمان یا زینمان= وزارت، فرزینگاه یا زینگاه= وزارتخانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرزین= وزیر، فرزینمان یا زینمان= وزارت، فرزینگاه یا زینگاه= وزارتخانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرزین= وزیر، فرزینمان یا زینمان= وزارت، فرزینگاه یا زینگاه= وزارتخانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدآهنگی، بدآوایی، دُژآوایی، ناهماهنگی واجی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشکارنما؛ خود واژه های آشکار و نمایان هم اندریافت را می رسانند: افیونزدِگان ( معتادان ) آشکار، افیونزدگان نمایان

پیشنهاد
١

همداستان شدن، همسو شدن، همآوا شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"کم شایستی"، کمبود انسانهای شایسته چه زن چه مرد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

"جُفتار" جفتار=جفت شدن، زوج شدن، ازدواج

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تَنکامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تَنکامانه، تنکامه وار از روی تنکامی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداشدگان، زنان جداشده

پیشنهاد
٠

سنجش خِرَد ناب ( به آلمانی: Kritik der reinen Vernunft ) نخستین کتاب از سه گانه ی فلسفه ی انتقادی از امانوئل کانت است که نخستین بار در سال ۱۷۸۱ چاپ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریافتِگان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بایَدانه، بایدوار، بایستانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوگخوانی، سوگ خوانی، سوگنمایش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوگخوانی، سوگ خوانی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زَفتی= غلظت، زفت= غلیظ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زَفت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیامدهی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامشگاه، آرامکده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامشگاه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازیگاه، بازیسرا