پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٢٣٨)
واکاونده، واکاوگر، پارنده، پارشگر، بررسی کننده، ارزیاب
واکاونده، ارزیاب، بررسی کننده
بازیسرا، بازیگاه
کاربر ۱۸ گرامی، نخست اینکه ما برای اینجور گفتن یا نوشتن هیچ زوری نمی زنیم و دوم، هر کاری و گفته ای، دوستدار شایسته ی خود را می یابد، این نوشتارها برا ...
مردم کوچه بازار، کوچه بازاریها
کژیابی
نادرستی یافتن، کژیابی کردن
کژیابی
آژخ برداری؛ آژَخ، آزخ= پولیپ، دانه ی گوشتی
آژَخسان؛ آژخ= پولیپ
آژَخناک = دارای دانه های گوشتی فراوان آژخ، آزخ= پولیپ
آژَخ، آزخ= دانه های گوشتی روی پوست یا اندام های درونی
آژَخ، آزخ= غده ی گوشتی
فراگیتی، نهانسرا
جهان مانا، آنجهان، دگرگاه
دگرگاه، دگرسرا، دیگرسرای، آنجهان
پسینگاه
دگرگاه، دیگرسرای
دگرگاه، دگرسرا، دیگرسرای
"دگرگاه" از این واژه می توان به جای واژه ی تازی [آخرت= دیگرسرای، آنجهان] بهره گرفت.
دربست، دربست کردن، دربست دادن
دربست هوایی، هوادربست
کِفت= شانه، دوش، کتف : عرابی ، ذوالاکتاف کردش لقب/چو از مهره بگشاد کفت عرب فردوسی یکی کوه یابی مر او را بتن/بر و کفت و یالش بود ده رسن فردوسی سرانجام ...
تک گوهری
باورمند، باورمند بودن= قائل بودن
رودررویی، رویارویی، روبرویی
گواژه از کسی که فقط سخن می گوید و به دنبال کار و عمل به گفته هایش نیست.
دَرهم رفتن، همدرون شدن
دَرهم، درهم رونده
"رای"، بن کنونی از بُنواژه یِ ( مصدرِ ) [راستن و راییدن] به چم راست و درست کردن و نظم و سامان دادن است، اکنون در پارسی این بنواژه را با پیشوند گوناگو ...
زِمِهر، مهربانانه، بخششانه، بخشش وار
سِتُر: بن کنونی از بنواژه ی ستردن. سِتُرد: بن گذشته ی ستردن
بِستُر= بِزُدا، بپیرای، بتراش؛ ستردن= زدودن، پیراستن، تراشیدن. سِتُر و سِتُرد، بن کنونی و بن گذشته ی بُنوواژه ی ستردن استند مانند سِپُر و سِپُرد که ...
آرامانه، آهسته وار، به آهستگی
با پیگیری، با سختکوشی و پافشاری
درود و سلام به جناب برزکی پذیرش همیشگی و پیاپی واژگان بیگانه، نشانه ی پویایی یک زبان نیست، نشانه ی بیماری و مایه ی آبروریزی آن زبان و یا بیگانه پرستی ...
در پیِ، در پی این/ آن، به دنبالش، برآیندش، دستاوردش، پیروَش، پیروِ آن/این
خُشبواب
خُشبواب
تنهاگاه، جداگاه خودگاه، خودسرا
ناگهان، ناگهانه، ناگاهانه
میانگین وار، میانه وار
رای"، بن کنونی از بُنواژه یِ ( مصدرِ ) [راستن و راییدن] به چم راست و درست کردن و نظم و سامان دادن است، اکنون در پارسی این بنواژه را با پیشوند گوناگون ...
همکنون در جهان دستکم ۱۰۰ میلیون پارسی زبان در سه کشور به همراه ازبکستان ( خوارزم ) هست که زبان نخستشان پارسی است و زبان یکدیگر را همیاب هستند، دیگر گ ...
فریب دهنده
نبودی، ناهستی
ما که هیچ جایی لاف ریاضی وار بودن پارسی را نزده ایم که اینک نگران این باشیم که چرا گردو گردو شده و سیب و هندوانه نشده. با یک دست انداز کوچک که پیش آ ...
درباره پسوند بندواژساز [انه] که آن را درخور برای پیوستن به زاب دانستید مانند هنرمند - هنرمندانه، و این پسوند را درخور برای پیوستن به بن کنونی ندانست ...
من برای این نهاده دو راهکار پیش می نهم که هر دو در پارسی امروز روامند است: ۱ - ساختار واچکیِ ( جمله ایِ ) [نام - ِ - بندواژ - زاب] ۲ - ساختار واچکیِ ...
بایستِگان