پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٤٥٣)

بازدید
١٠,٦٣٧
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضربآهنگانه، آهنگدارانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرآوردِگان،

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرآوردِگان، ساخته ها، ساختِگان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جفت کلیک

پیشنهاد
١

همگفت، همگفتار، همگفتمان همسخن، روی سخن، سخنگیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخنگیر، روی سخن، همسخن، همگفتار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

همسخن، همنشین، همگفتار

پیشنهاد
٠

هماورد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- هماورد، همنَبَرد، - همنشین، همسخن، همدم، روی سخن - رویارو، روبرو، روبرویی، - یارو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

" لُکِّه" لکه: گونه ای از پوییدن میان راه رفتن و دویدن. : [پس از خواندن سعدی، وقتی از خانه ی خاله ام به خانه ی خودمان بازمی گشتم، قوز می کردم و از ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"روزها" نِبیگ یا کتابیست نوشته ی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن ( ۱۳۰۴ - ۱۴۰۰ ) . این نبیگ یکی از مهم ترین و برجسته ترین نمونه های خودزندگی نامه نویسی د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنیادگرا، آیینگرا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیینگرایی، دیرینگرایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لُکِّه: گونه ای از پوییدن میان راه رفتن و دویدن. : [پس از خواندن سعدی، وقتی از خانه ی خاله ام به خانه ی خودمان بازمی گشتم، قوز می کردم و از فرط هیجا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رانده: وز فراوان ابر رحمت ریخته باران فضل رانده یی را بر امید عفو، شادان دیده اند خاقانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برق زدن، تابیدن[در ذهن و اندیشه]= متبادر شدن [در ذهن و اندیشه] رسیدن، آمدن، درآمدن[در ذهن و اندیشه]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادآیی، یادآیش، برق زدن یا تابش[در ذهن و اندیشه]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[به ذهن یا اندیشه] آمدن یا رسیدن یا درآمدن، [در ذهن یا اندیشه] برق زدن یا تابیدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برق زدن یا تابیدن[در ذهن یا اندیشه]، [به ذهن] آمدن یا رسیدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دگراِنگارش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مادرزادانه" [بند یا قید] مادرزادانه= به طور مادرزادی، از شکم مادر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مادرزادانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نام چاشنی بخش زبانها/حلاوت سنج معنی در بیانها بلند آن سر که او خواهد بلندش/نژند آن دل که او خواهد نژندش در نابسته ی احسان گشاده ست/به هرکس آنچه م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لَختی: ز دینار لختی فرستادمت به نامه درون، پندها دادمت. فردوسی بوزرجمهر گفت که برای خود گوارشی ساخته ام از شش چیز هرروز از آن لختی می خورم تا بدین ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچید: افزاره های کنار هم چیده شده، "همچید" واژه ای پیشنهادی ست بجای ماشین.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

همچید: افزاره های کنار هم چیده شده، همچید واژه ای پیشنهادی بجای ماشین.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچید، هم چید؛ [افزاره های کنار هم چیده شده برای یک کار ویژه]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچید، هم چید؛ [قطعه های چیده شده کنار هم برای انجام یک کار ویژه]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگاشتن، بنواژه یا مصدر گذرا از بُنواژه ی درگشتن است که به شیوه ی ساخت امروزی، درگرداندن می شود که همان چم برگرداندن را دارد. [بنواژه ی گاشتن در سخن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگاشتن، بنواژه یا مصدر گذرا از بُنواژه ی درگشتن است که به شیوه ی ساخت امروزی، درگرداندن می شود که همان چم برگرداندن را دارد. [بنواژه ی گاشتن در سخن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توتابی، توت آبی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنگ، خنگول، مَنگ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اسپهان به دانه های جدا شده ی انگور از خوشه، تورک یا تورکه می گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چمهای دیگر: در شُرُفِ. . . = بر لبه ی. . . ، پیرامونِ. . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در شُرُفِ. . . = در آستانه ی. . . ، نزدیک به. . . ، بر لبه ی. . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیجانان= بیجان ها، چیزهای بیجان. واژه ی پیشنهادی "بیجانان" بجای واژه ی تازی [جمادات]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمادات= بیجانان، جماد= بیجان، واژه ی بیجانان، پادواژه ی جانداران است. 《زبان پارسی نیازی به واژگان بیگانه ازجمله تازی ندارد》

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهنمای آموزشی، راهنمای رشته گزینی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نوشتار پیشین، واژه " گُزیر" به جای واژه ی تازی خیار پیشنهاد شده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-٣

گُزیر پذیرش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-٣

" گُزیر پسدهی بها" واژه ی کهن گزیر به چم[چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار.

پیشنهاد
-٢

گُزیر وامخواه مرده

پیشنهاد
-٢

گُزیر مرده ریگ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر بهم زنی، واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر بررسی" "گزیر بِهنمایی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، واژه ی گُزیر به چم [چاره، اختیار] را می توان بجای واژه ی تازی خیار بکارگیری کرد. گزیر بررسی= ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم خدیو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توان از واژه ی جُفتار بجای واژه ی تازی ازدواج بهره جست. جفتار= جفت شدن، زوج شدن، ازدواج

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بررسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر بررسی" "گزیر بِهنمایی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] را می توان بجای واژه ی تازی خیار بکارگیری کرد. گزیر بررس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر کاستی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، می توان واژه ی کهن و پارسی گزیر را بجای واژه ی تازی خیار بکار گرفت. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، ...