پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٤٥٣)

بازدید
١٠,٦٣٥
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همِستان، هازمان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-١

ترک ها پیش از ورود به آذربایگان و آناتولی تا حد بسیار فراوانی، "ایرانیان ترکزبان شده" بودند. کوچندگانی که در سده ی ۱۱ میلادی به بعد ( سلجوقیان و اوغ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-٣٠

ترک ها پیش از ورود به آذربایگان و آناتولی تا حد بسیار فراوانی، "ایرانیان ترکزبان شده" بودند. کوچندگانی که در سده ی ۱۱ میلادی به بعد ( سلجوقیان و اوغ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-١٠

ترک ها پیش از ورود به آذربایگان و آناتولی تا حد بسیار فراوانی، "ایرانیان ترکزبان شده" بودند. کوچندگانی که در سده ی ۱۱ میلادی به بعد ( سلجوقیان و اوغ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بومها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاشِش، شاشیدن میختن، میزیدن، گُمیختن، گمیزیدن، گمیزش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرتونگاری از شاشدان ( مثانه ) هنگام شاشِش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاشِش، شاشیدن، میزیدن، میختن، گُمیزیدن، گُمیختن، گمیزش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاشِش، شاشیدن میزیدن، میختن گُمیزیدن، گمیختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تارجوییدن، تارجویی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تارجویی، تارجویی کردن= سرچ کردن، جستجو کردن در بستر تارکده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تارجوییدن، تارجویی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تارجوییدن، تارجویی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناشناسی، ناشناختی؛ کارواژه ی ناشناختی یا ناشناس کارواژه بجای کارواژه ی مجهولی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَچَک یا واچَک، واژه ای در پارسی میانه به چم جمله است. واژه ی "واچَک" همریشه با واژه های واج، واژ، واز، آواز و. . است. بِواج= بگو، حرف بزن واچک= گف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکمنش نیکخو، بهمن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکراد، نیک راد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیک نهاد، نیک سرشت، بزرگمنش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زودبخش، زودبخشا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوم و کومیک در پارسی میانه به چم [معده/اشکُم/شکم] بوده است که اکنون به ریخت کُم در گویشهای ایرانی کاربردی ست؛ با بهره گیری از این واژه، من نوواژه های ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسار، آرامسرا [آرامشگاه پزشکان]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسار، آرامسرا [آرامشگاه پزشکان]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود نشان دادن خودی نشان دادن، بجای [ابراز وجود کردن]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بخت" این تیم بخت های فراوانی برای گلزنی داشت که از دست داد. ؛ می توان این واژه را با پسوند گاه پیوند داد و بختگاه را بدست آورد به چم جایگاه بخت و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-١

"یافتار" یافتار= یافتن و دریافتِ درونمایه و مفهوم و چم هرچیزی. "چمگیری" چمگیری= گرفتن و به دست آوردن چم و معنای یک چیز.

پیشنهاد
٠

آرامسار، آرامسرا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسرا، آرامسار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسرا، آرامکده، آرامسار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارِوال

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توان از واژه های [گوله یا گیله] بجای قرص ( دارو ) بهره گرفت. گوله، گیله= گلوله، گوی کوچک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-٢١

از واژه های [گوله یا گیله] می توان بجای قرص ( دارو ) بهره گرفت. گوله، گیله= گلوله، گوی کوچک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی گیله، واگویی دیگری از گوله است و هر دو کوتاه شده ی واژه ی [گلوله ] اَند؛ این واژه در اسپهان، گُله و گولی گفته می شود. و واژه ی گلوله نیز ساخت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینهمانی، همانی، [این، همان است]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینهمانی، همانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چیزتار" چیزتار= تارکده چیزها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چیزتار" چیزتار= تارکده چیزها

پیشنهاد
٠

بهره کِش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

بهره کشی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همدردی، همراهی، برادری، برابری، همترازی، یکسانی، همسانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراگستر؛ فراگسترش، فراگستر شدن= متاستاز دادن فراگستری= اندازه ی گسترش و متاستاز دادِگی چنگار یا سرطان در تن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به همانگونه به همان سان؛ این پرسش کوتاه و به همان سان پرارزش است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-١

پخشا، پخشنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیرکامی، سیرکامیدن= ارضا شدن، سیرکام شدن سیرکاماندن= ارضا کردن، سیرکام کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریافت پذیر، دریافتنی، سُهِش پذیر، سُهیدنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سوختگاه" می توان از واژه ی سوختگاه بجای ایستگاه های سوخت ( پمپ بنزین/گاز/گازوئیل ) بهره گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوختگاه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوختگاه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستارانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"ویژه وار" ویژه وار= تخصصی، بطور تخصصی، به شیوه ی تخصصی