پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٠٠٥)
ساختمایه، سازمایه، بُنساز
ماتکان پایه/پاییک ( پایه ای ) ساختمایِگان، سازمایگان، بُنسازان
ماده پایه، ماده پاییک ( پایه ای )
پایه، پایه ای، پاییک؛ ماده اولیه= ماده پایه، ماده پاییک
چم عامیانه این بُنواژه: کندوکاو در کارهای دیگران، فضولی کردن برای سردرآوردن از رازهای دیگر کسان، کوشش برای پی بردن به پیچیدگی های یک ابزار یا دستگا ...
پایدار شدن، پابرجا شدن، استوار شدن، پا گرفتن= ثبات یافتن
پایدار شدن، پابرجا شدن، استوار شدن، پا گرفتن
افتادن، بار رفتن ( بچه بارش رفت ) = سقط شدن ( بچه ) ، انداختن= سقط کردن
بارِ رفتن بستن، بارِ رفتن از گیتی بستن
افتادن، بار رفتن ( بچه بارش رفت )
بدپوز، گَنده پوز
پاکدست
زیست پالایه، زیپالایه
درود واژه ی پلو، در بنیاد برگرفته از واژه ی سانسکریتی [پولاکَ] است واژه ایست از سرزمین برنج خیز هندوستان. این واژه به ریخت پولاو و پلو درون پارسی و ...
پولاو= پُلاو= پلو : دهد از نرگسی پلاو چون یاد بود از نظم نرگسی دلشاد. یحیی کاشی ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) . رشته پولاو چو پا بر سر این سفر ...
پولاو= پُلاو= پلو : دهد از نرگسی پلاو چون یاد بود از نظم نرگسی دلشاد. یحیی کاشی ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) . رشته پولاو چو پا بر سر این سفر ...
پشتوان بها، پشتوانبها، بهای پشتوانه
تن بها، تنبها
سازش بها ( sazeshbaha ) ، بهای سازش
واشامه در کالبدشناسی: دیافراگم واشامه= پرده ی ماهیچه ای جداگرِ اندام های شکم از قفسه سینه
غُریِ تراشامه ای؛ غُری= فتق واشامه= دیافراگم تراشامه= از یک سوی واشامه ( دیافراگم ) به سوی دیگرِ واشامه [پیشوند "ترا" دارای درونمایه ی از سویی به ...
"واشامه" واشامه= پرده ی ماهیچه ای جداگرِ اندام های شکم از قفسه سینه
واشامه آماس
واشامه ای
غُریِ تراشامه ای؛ غُری= فتق واشامه= دیافراگم تراشامه= از یک سوی واشامه ( دیافراگم ) به سوی دیگرِ واشامه غریِ تراشامه ای= بیرون زدگی بخشی از معده ...
غُریِ تراشامه ای
میانبند
غُری کشاله ای
غُری کشاله ای
غُر
غُر شده، بیرون زده
غُر شدگی
غُری= فتق، غُر= فتق دار، غر شدن= دچار فتق شدن؛ بینی و گنده دهان داری و نای خایگان غر هریکی همچون درای رودکی
غُر شدن= دچار فتق شدن، غُری= فتق، غر= فتق دار؛ بینی و گنده دهان داری و نای خایگان غر هریکی همچون درای رودکی
غُر= فَتق دار، غُری= فتق، غر شدن= تو رفتن یا بیرون زدن دیواره ی هر چیزی
دُژبهرِش، دُشبهرش، [= بهره گیری بد و ناروا] دژبهریدن= سوءاستفاده کردن
بوم گشایی، کشورگشایی، گشایش، گشودن، دست یافتن، گرفتن= فتح کردن، تسخیر کردن
بوم گُشاییها، گشایشها
طایفه ی قشقایی درواقع یک گروه بزرگ از همپیمانان هستند نه یک ایل خالص؛ هسته نخستین ایل قشقایی، ترکهایی بوده اند که گویا از آناتولی به ایران و استان فا ...
گوناگون، جورواجور، چنددسته
گوناگونی، چند دستِگی
همپیمانان، همبستگان، همگرایان؛ کنفدراسیون کشورهای کرانه دریای کاسپین= کشورهای همپیمان دریای کاسپین
در پاسخ به کاربر تاریخ جهان به نظر شما آنچه که یک انگاره ( فرضیه ) را به قانون دگرگون می کند چیست؟ شناساندن انگاره: [فَرضیه یا اِنگاره یک بازنمود پی ...
به جای واژه ی کرامت در جایی که به چم [کار معجزه گونه] است می توان واژه ی شگفتی یا شگفتانه را به کار برد.
شگفتانه، شگفتی شگفتانه ها، شگفتیها
زِهچین، زه چین : حلقه ای از چین مخاطی که در فاصله ی کموبیش یک سانتی متری از دهانه ی زِهراه جای دارد.
"زِه چین" یا " زهچین" : حلقه ای از چین مخاطی که در فاصله ی کموبیش یک سانتی متری از دهانه ی زِهراه جای دارد.
مُهر پرده، مهرپرده، مُهرِ دختری، مُهرِ دوشیزگی
"دیریاب" کسی را که مغزش بود با شتاب فراوان سخن باشد و دیریاب فردوسی
جناب کیانی درود بر شما از شما برای جستارهایی که درباره ی ریشه یابی واژگان و ریشه ی هندواروپایی آنها می گذارید سپاسگزارم و تاکنون از آنها بهره ی بسیا ...