ترجمه‌های نسرین رنجبر (١٠٨)

بازدید
٢,٩٧٤
تاریخ
٤ سال پیش
متن
I was amazed at the extent of his knowledge.
دیدگاه
٢

میزان علم و دانش او مرا به حیرت واداشت.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Anyone who could play an instrument or sing in tune was enlisted to take part in the concert.
دیدگاه
٠

نام تمام کسانی که قادر به نواختن یک آلت موسیقی بودند و یا صدای خوبی برای خواندن داشتند، برای شرکت در کنسرت ثبت شد.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
You're not singing in tune.
دیدگاه
٠

با آهنگ ( لحن صدای ) درست نمیخوانی.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Typically, we find that artisan guitars or master luthier guitars are signed and dated.
دیدگاه
٠

معمولاً مشاهده میکنیم بر روی گیتارهایی که توسط هنرمندان و یا سازندگان برجسته ساخته میشود، امضاء سازنده و تاریخ ساخت هک شده است.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Guitars can be made by a single luthier in a small shop, using hand tools, and maybe a small router and a band saw.
دیدگاه
٠

ممکن است گیتار توسط یک سازندۀ گیتار در یک مغازۀ کوچک و با استفاده از ابزارهای دستی و شاید یک رندۀ کوچک و یک ارۀ تسمه ای ساخته شود.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The floor's still sticky where I spilled the juice.
دیدگاه
١

ااون قسمت از زمین که روش آبمیوه ریختم هنوز چسبناکه.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
I forgot why I came into this room just now.
دیدگاه
٠

یادم رفت الان برای چی اومدم تو این اتاق.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
I forgot the bathroom rug when I did the laundry last week.
دیدگاه
٥

هفتۀ گذشته که لباسها را شستم فراموش کردم قالیچۀ حمام را هم بشویم.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
One more victory and she'll be eligible for the finals.
دیدگاه
٤

کافیست یک پیروزی دیگر به دست آورد تا به فینال راه پیدا کند.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
At that point in the war, victory over the enemy seemed impossible.
دیدگاه
٠

در آن برهه از جنگ، غلبه بر دشمن به ظاهر غیرممکن بود.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The candidate's supporters celebrated her victory.
دیدگاه
-١

طرفداران نامزد انتخاباتی پیروزی او را جشن گرفتند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I have a clean conscience about what happened.
دیدگاه
-١

درمورد اتفاقاتی که افتاد، وجدانم راحت است.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I'll need to write you a ticket and impound your vehicle.
دیدگاه
١

باید شما را جریمه کنم و وسیله نقلیه تان را هم توقیف کنم.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The police are under instructions to impound such machines wherever they find them.
دیدگاه
١

بهنیروهای پلیس دستور داده شده است هرکجا چنین ماشینهایی دیدند، آنها را توقیف کنند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Once she had looked it over carefully, she agreed to sign the lease.
دیدگاه
-٣

وقتی با دقت قرارداد اجاره را بررسی کرد، با امضاء آن موافقت کرد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I agree with my brother about most things.
دیدگاه
-٤

من و برادرم درمورد بیشتر مسائل با هم هم عقیده هستیم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
You should weed the garden before supper.
دیدگاه
٠

باید قبل از شام علفهای هرز باغ را از بین ببری.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We must weed out the yellow flowers among the onions as soon as possible.
دیدگاه
-١

باید هرچه سریعتر گلهای زردی را که میان پیازها رشد کرده از بین ببریم.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
More of our worries come from within than from without.
دیدگاه
٣

بیشتر نگرانیهای ما بیش از محیط پیرامونمان از درونمان نشأت میگیرد .

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Bounce the ball and try and hit it over the net.
دیدگاه
٠

توپ رو بنداز بالا و بهش ضربه بزن تا از رو تور رد بشه.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
e brushed aside the tears with his sleeve.
دیدگاه
٠

با آستینش اشکهایش رو پاک کرد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He brushed aside my objections to his plan.
دیدگاه
١

به ایراداتی که از طرحش گرفتم، اهمیتی نداد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He brushed aside criticisms of his performance.
دیدگاه
١

او به انتقاداتی که نسبت به عملکردش صورت گرفته بود، اهمیتی نداد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
All our protests were brushed aside .
دیدگاه
٢

به هیچکدام از اعتراضات ما اهمیتی داده نشد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Dewdrops sparked in the morning light.
دیدگاه
٠

قطرات شبنم در زیر آفتاب صبحگاهی میدرخشیدند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Cultural oneness is timeless and political oneness has time limits.
دیدگاه
٠

اتحاد فرهنگی همیشگی است اما اتحاد سیاسی در یک محدودۀ زمانی مشخص وجود دارد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I hate the way you always give in to him.
دیدگاه
١

متنفرم از اینکه همیشه در برابرش تسلیم میشی.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
This government will not give in to terrorism.
دیدگاه
٥

این دولت تسلیم تروریسم نخواهد شد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I am reliably informed that you have been talking about resigning from the company.
دیدگاه
-١

خبر موثق دارم که داری صحبت میکنی از شرکت استعفا بدی.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She chattered on and on about the shoe sale at the mall.
دیدگاه
-١

مدام درمورد حراج کفش در مرکز خرید صحبت میکرد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A police officer may pose as a criminal in order to gain information.
دیدگاه
٣

ممکنه یه افسر پلیس برای جمع کردن اطلاعات نقش یک جنایتکار رو بازی کنه.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I need to get some things at the store.
دیدگاه
-١

باید یه چیزایی از فروشگاه بگیرم.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
According to this poem, his dread of foreclosure by his creditors is keeping him awake at night.
دیدگاه
١

با توجه به این شعر، وحشت او از توقیف ملکش توسط طلبکاران خواب را از چشمانش ربوده بود.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Seasonally or semiannually: Take inventory of items in closets and drawers that are no longer useful.
دیدگاه
١

هر سه ماه یکبار یا هر شش ماه یکبار یک فهرست از لوازم غیر قابل استفاده ای که در کمدهای لباس و کشوها وجود دارد، تهیه کنید.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Please turn off the alarm clock.
دیدگاه
-١١

نرخ جرائم در شهر واقعا باعث دلسردی سرمایه گذاران احتمالی شد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
You forgot to turn off the light.
دیدگاه
-٧

وارد خروجی بعدی شو

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Turn off the motorway at junction
دیدگاه
-٥

دوراهی مزرعه رو رد کردم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Kalan called his assistant, Hashim, to take over while he went out.
دیدگاه
١

کالان از دستیارش هاشم خواست تا زمانیکه بیرون است مسئولیت کارها رو به عهده بگیرد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
When it's foggy the trains are late more often than not.
دیدگاه
١

معمولاً وقتی هوا مه آلود است، قطارها با تأخیر میرسند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
More often than not the patient recovers.
دیدگاه
٣

در بیشتر موارد ( معمولاً ) بیمار بهبور میابد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I love the buzz of a big city.
دیدگاه
٣

من هیاهو و همهمۀ شهرهای بزرگ را دوست دارم.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The truth can sometimes be harder to believe than lies.
دیدگاه
٩

گاهی اوقات باور کردن حقیقت سخت تر از باور کردن دروغه.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
They will probably bump you off anyway!
دیدگاه
-١

او هیچ شباهتی به برادرش نداره.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
It was a pretty daft idea anyway.
دیدگاه
-١

هیچ راهی برای حل این مشکل وجود ندارد؟

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I'm certain David's told you his business troubles. Anyway, it's no secret that he owes money.
دیدگاه
-٣

رفتارش یه جوری غیرطبیعی نبود؟

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I shall go and see the patient anyway.
دیدگاه
-٧

هیچ راهی وجود ندارد که این کفشها کمی گشادتر شود؟

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He enlightened me on this subject.
دیدگاه
١

او این موضوع را برای من روشن کرد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
There are a lot of spelling mistakes; even so, it's quite a good essay.
دیدگاه
-٢

با وجود اینکه اشتباهات املایی زیادی دارد، اما باز هم مقالۀ خوبی است.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I had a terrible headache, but even so I went to the concert.
دیدگاه
٣

با وجود اینکه سرم به شدت درد میکرد، به کنسرت رفتم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Mother went shopping; meanwhile, I cleaned the house.
دیدگاه
٤

در مدتی که مادرم برای خرید بیرون بود، من خانه را تمیز کردم.