پیشنهادهای learner (٧,٣٢٦)
of biden over failed climate promises بایدن در شعارهای انتخاباتی اش وعده داده بود نفت استخراج نکنند . بعدتر از استخراج گسترده نفت آلاسکا حمایت کرد . ...
Top democrats issue stinging rebuke of biden over failed climate promises بایدن در شعارهای انتخاباتی اش وعده داده بود نفت استخراج نکنند . بعدتر از اس ...
The thing you dedicate your life to achieving because you care so much about it کاری که اینقدر براتون مهمه که همه زندگیتون را به اون اختصاص میدهید
Force something out of the dark ages : it is very out of date and we want to bring it up - to - date
کنسرت موسیقی - اجرای کمدی - برنامه رقص و کلا کارهای موقتی Gig economy : short term work : بازار کارهای موقتی
Thunder bolt : رعد و برق Lightning
A supportive person : حامی - پشتیبان
Immaculately rehearsed: practiced until it was perfect
Stave : چوب - چماق Stave off : to prevent something harmful ( like a dog ) affecting you دفع کردن - جلوگیری کردن
صفت آن refutable است
Chart : نقشه دریایی - نقشه هوایی - نمودار . . . . معنی تحت الفظی : قلمرویی که در نقشه نیست . موقعیت ناشناخته
Kick the football : لگد زدن به توپ استعاره از پرت کردن توپ و دور کردن آن Kick the habit :عادت بد را لگد زدن ترک عادت بد
پسوند up در ادامه هر فعل یعنی کاملا Use up : تا ته مصرف کردن Fill up : لَبالَب پر کن Eat up : همه اش را بخور Drink up : همه اش را بنوش
پسوند up در ادامه هر فعل یعنی کاملا Fill up : لَبالَب پر کن Eat up : همه اش را بخور Drink up : همه اش را بنوش
پسوند up در ادامه هر فعل یعنی کاملا Fill up : لَبالَب پر کن Eat up : همه اش را بخور Drink up : همه اش را بنوش
پسوند up در ادامه هر فعل یعنی کاملا Fill up : لَبالَب پر کن Eat up : همه اش را بخور Drink up : همه اش را بنوش
Monocular vision
I'm sorry i'm late. I was virtually at the bus when it left without me. I virtually cried when i realised i'd left my headphones at home. Bbc lear ...
معنی آن تقریبا است . در کامپیوتر به علت اینکه موضوع مجازی، اینقدر به واقعیت نزدیکه که انگار تقریبا واقعیه می گوییم معنی مجازی میده .
You can use it to describe something that is the original of its type or the first of a group or series of things. For example, “The novel was the fi ...
An attack or criticism رگبار آتش - رگبار انتقاد
The more mass it has or the faster it's moving, the greater its momentum. Momentum equals mass times velocity and is represented by the equation: Mom ...
Baby tooth Milk tooth
Baby tooth
وقتی چیزی را در قفسه می گذاریم فعلا استفاده نمی کنیم و استفاده از آن را به بعد موکول می کنیم . کنار گذاشتن - به بعد موکول کردن
Spur : ریشه کلمه از اسب دوانی آمده : خار فلزی ، پشت پاشنه کفش اسب سواران، بوده که برای تشویق اسب به دویدن به پهلوی اسب فرو می کرده اند .
نکته تلفظی :/ˈspaɪki/ : اسپایکی
Like no - one else : تک رو - مستقل - فردی که در تفکر و عمل مستقل از دیگران است . کسی که ساز خودش را می زنه
Run rife : uncontrolled The kids ran rife at the party . they were out of control
Insect repellent : حشره کش
Spiky skin : پوست تیغ تیغی Some animals have spiky skin that repels predators Spiky hair : موی سیخ سیخی Her short spiky hair is damp with sweat. م ...
اصل آن nerve racking است و به این شکل هم نوشته می شود . rack به معنی شکنجه و عذاب است
املا صحیح nerve wracking است که از nerve racking گرفته شده است
لطفا با workout :ورزش کردن اشتباه نشه
National assembly : مجلس شورای ملی - پارلمان
Deal : تقسیم کردن - پخش کردن - در پاسور تقسیم کردن کارتها بین بازیکنان Blow : ضربت Deal a blow : معنی تحت الفظی : پخش کردن ضربه ضربت زدن - صدمه ز ...
موجودی که بخشی انسان و بخشی ماشینی است و فعلا فقط در فیلم ها وجود دارد نه دنیای واقعی
Bs jobs : کارهای مزخزف
Very confused : گیج و مبهوت
این اصطلاح از ملوانان به جای مانده . A rope that is slack means the rope is loose . it's not tight . به معنی جور کسی را کشیدن News review bbc lea ...
Flammable = inflammable : قابل اشتعال
Productive : producing a lot of something
Farewell party : مهمانی خداحافظی Farewell speech : سخنرانی خداحافظی Farewell game : بازی نهائی
Spread out of control بشدت منتشر شدن - بشدت پخش شدن
املا صحیحShame on you
به کسی که زرنگ و حقه باز و کَلَکِه ، رو دست زدن
Landslide victory : پیروزی انتخاباتی یا موفقیت ورزشی که بقیه رقبا مثل اتفاقی که در رانش زمین میفته ، مدفون می شوند و کنایه از برتری فوق العاده زیاده
Landslide means very huge victory not landside
طپش قلب
Play into someone's hand : به نفع طرف مقابل کار کردن Right برای تاکید بیشتر