پیشنهاد‌های سیدحسین اخوان بهابادی (٣,١٤٣)

بازدید
٨,٧٩٤
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازی با کلمات برای یادسپاری آسان تر: بهتر است بدانیدم، خول با تخویل هم خانواده است ( خَوًَلَ یُخَوًِلُ تَخویل ) بازی با تخویل : قربان، آنچه به ما ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازی با کلمات برای یادسپاری آسان تر: بهتر است بدانیدم، خول با تخویل هم خانواده است ( خَوًَلَ یُخَوًِلُ تَخویل ) بازی با تخویل : قربان، آنچه به ما ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازی با کلمات برای یادسپاری آسان تر: بهتر است بدانیدم، خول با تخویل هم خانواده است ( خَوًَلَ یُخَوًِلُ تَخویل ) بازی با تخویل : قربان، آنچه به ما ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازی با کلمات برای یادسپاری آسان تر: بهتر است بدانیدم، خول با تخویل هم خانواده است ( خَوًَلَ یُخَوًِلُ تَخویل ) بازی با تخویل : قربان، آنچه به ما ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبرسی گفته: تخویل به معنی اعطاء است و اصل آن تملیک عطّیه است چنان که تمویل به معنی تملیک مال است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازی با کلمات برای یادسپاری آسان تر تلفظ میلیون به انگلیسی: عده ای از مردم، میلیون را مِلیون تلفظ می کنند، اول تلفظ انگلیسی باشد ( مِل ) . اما فرق تل ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

از القاب سردار شهید قاسم سلیمانی

پیشنهاد
٠

از القاب سردار قاسم سلیمانی ، فرمانده سپاه قدس که خود را سرباز صفر ولایت می نامید. در ضمن سرباز صفر به سربازی گفته می شود که دارای پایین ترین درجۀ ن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی که دارای پایین ترین درجۀ نظامی است، سرباز وظیفه، سرباز. در ضمن، فرمانده سپاه قدس، سردار قاسم سلیمانی، خود را سرباز صفر ولایت می نامید.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرباز صفر، کسی که دارای پایین ترین درجۀ نظامی است. در ضمن، فرمانده سپاه قدس، سردار قاسم سلیمانی، خود را سرباز صفر ولایت می نامید.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر اندر وا/Sar andar va/سردروا. در گویش شهرستان بهاباد به معنای: ۱. [مقابلِ سربسته] آنچه سرش باز باشد و باید بدلایلی مانند بهداشت یا نظم و انضباط ب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

سردروا/Sar dar va در گویش شهرستان بهاباد به معنای: ۱. [مقابلِ سربسته] آنچه سرش باز باشد و باید بدلایلی مانند بهداشت یا نظم و انضباط باید بعد از استف ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

سردروا/Sar dar va در گویش شهرستان بهاباد به معنای: ۱. [مقابلِ سربسته] آنچه سرش باز باشد و باید بدلایلی مانند بهداشت یا نظم و انضباط باید بعد از استف ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

سردروا/Sar dar va در گویش شهرستان بهاباد به معنای: ۱. [مقابلِ سربسته] آنچه سرش باز باشد و باید بدلایلی مانند بهداشت یا نظم و انضباط باید بعد از استف ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

برای یادسپاری آسان تر ارتفاع435متری و سال بهره برداری ۱۳۸۷ آن می توان با کلمات و اعداد بازی کرد، داستان سازی کرد و به تخیل پرداخت بطور مثال حیف نون س ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

شاید از آن جهت به رخسار، روی و صورت، عارض ( اسم فاعل عرض ) گویند که عرض کننده ی فرد است همچنان که یکی از معانی عرض پیدا و آشکارا گردیدن است، عرض کنند ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاید از آن جهت به رخسار، روی و صورت، عارض ( اسم فاعل عرض ) گویند که عرض کننده ی فرد است ( چنان که یکی از معانی عرض پیدا و آشکارا گردیدن است ) از باب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

زغن را نوعی زاغ می دانند که موش را می تواند شکار کند و به ان زاغ گوشت ربا یعنی رباینده گوشت هم می گویند. زغن در اصل نوعی باز شکاری است که از باز کوچک ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

زاغ کوچک، احتمالا بچه زاغ منظور است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

در استان کرمان به نوعی زاغ که درون بال هایش پرهای سفید رنگی وجود دارد و دمش درازتر وبسیار هم فضول و باهوش است کلاجَک گفته می شود. در ضمن، احتمالا کل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

در استان کرمان به نوعی زاغ یا کلاغ زاغی که درون بال هایش پرهای سفید رنگی وجود دارد و دمش درازتر وبسیار هم فضول و باهوش است کلاجَک گفته می شود. در ضم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی کلمات زاغ، زاغوا و ازاغ، زیغ است. زَیْغ به معنای انحراف از مستقیم است، زیغ را اگر بخواهیم در یک کلمه توصیف کنیم می شود انحراف یا میل. اما برا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه ی کلمات زاغ، زاغوا و ازاغ، زیغ است. زَیْغ به معنای انحراف از مستقیم است، زیغ را اگر بخواهیم در یک کلمه توصیف کنیم می شود انحراف یا میل. اما برا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ریشه ی کلمات زاغ، زاغوا و ازاغ، زیغ است. زَیْغ به معنای انحراف از مستقیم است، زیغ را اگر بخواهیم در یک کلمه توصیف کنیم می شود انحراف یا میل. اما برا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه ی کلمات زاغ، زاغوا و ازاغ، زیغ است. زَیْغ به معنای انحراف از مستقیم است، زیغ را اگر بخواهیم در یک کلمه توصیف کنیم می شود انحراف یا میل. اما برا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

صف یکی از سوره های قرآن کریم است که در این کتاب مقدس بعد از آن سوره جمعه آمده است. برای یادسپاری آسان تر هم جواری و نزدیکی این دو سوره از لحاظ نظم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مِنخَر: هر یک از دو سوراخ بینی، مفرد مَناخِر.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نشانه ای که با ترکیب و به هم چسبیده شدن a و e بوجود امده است که البته حرف a آن در سمت چپ نوشته شده است ( که متاسفانه این دیکشنری این علامت که در خوان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

( polis= شهر ) و ( police=پلیس ) فرق پولیس با پلیس در تفاوت s با c و نداشتن e در آخر کلمه ی شهر است. خب برای یادسپاری اسانتر بیایید با کلمات بازی کن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نشانه ای که با ترکیب و به هم چسبیده شدن a و e بوجود امده است که البته حرف a آن در سمت چپ نوشته شده است ( که متاسفانه این دیکشنری این علامت که در خوان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

برای یادگیری صدای/ ʒ/ ابتدا بیایید صدای /dʒ/ را یاد بگیریم. خب، صدای /dʒ/ در زبان انگلیسی مشابه صدای حرف “جیم” در فارسی است. صدای /dʒ/ در زبان انگلیس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدای /dʒ/ صدای /dʒ/ در زبان انگلیسی مشابه صدای حرف “جیم” در فارسی است. صدای /dʒ/ در زبان انگلیسی معمولا توسط حرف “J” ساخته می شود. مثال : jeep : /dʒ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

Create Handouts / ایجاد جزوه ها با کمک این گزینه می توان مطالب پاورپوینت را به ورد تبدیل کرد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ﺻَﻔْﺼَﻒ: ویژگی زمینی را بیان می کند که اولا هموار است ثانیا گیاه ندارد و صافی ﺯﻣﻴﻦ و بی علفی آن ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻱ است ﻛﻪ زمین صف اندر صف است یا ﻫﻤﻪ ﻱ ﻗﺴﻤﺖ ﻫ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ﺻَﻔْﺼَﻒ: ویژگی زمینی را بیان می کند که اولا هموار است ثانیا گیاه ندارد و صافی ﺯﻣﻴﻦ و بی علفی آن ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻱ است ﻛﻪ زمین صف اندر صف است یا ﻫﻤﻪ ﻱ ﻗﺴﻤﺖ ﻫ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

قاع صفصف ؛ دشتِ صاف بدون علف، زمین هموار و بی گیاه. چون غلام بخانه رسید سرای خویش چون قاع صفصف خالی یافت. ( از ترجمه تاریخ یمینی ) . قاع: دشت، کویر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

قاع: دشت، کویر. در ضمن، قاع صفصف ؛ دشتِ صاف بدون علف، زمین هموار و بی گیاه. چون غلام بخانه رسید سرای خویش چون قاع صفصف خالی یافت. ( از ترجمه تاریخ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

مَطِیَّة شتریست که به پشتش سوار شوند چون مطی ( خوانده شود، مَطا ) به معنی پشت است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تحریض=تحریص. تحریص از ماده حِرص و در اصل به معنی به حرص و آز انداختن است که معنی برانگیختن، تحریک کردن، ترغیب کردن و تشویق کردن را نیز می رساندو اگر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تحریص از ماده حِرص و در اصل به معنی به حرص و آز انداختن است که معنی برانگیختن، تحریک کردن، ترغیب کردن و تشویق کردن را نیز می رساندو اگر در این کلمه ر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تق و توق کردن/tagho tugh kardan /:سر و صدا به راه انداختن یا تق تق کردن بی جهت. درضمن: تَق تَق/tagh tagh/: ( اسم صوت و اصل کلمه دَق دَق ) صدایی بلند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تَق تَق/tagh tagh/: ( اسم صوت و اصل کلمه دَق دَق ) صدایی بلند و درشت که از برخورد دو چیز به هم ایجاد می شود و عامل آن چیزی غیر از انبساط و انقباض و ف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

صُدغ بر وزن مرغ، به زلف که در محدوده ی گوش و شقیقه است البته معنی اصلی صدغ همان شقیقه یا بناگوش است که به موهای ریخته شده در این محل هم گفته می شود. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار بلد/karbalad/

پیشنهاد
٠

ضرب المثل بهابادی: چغوتو امسالی اومده یاد چغوتو پارسالی بده. در هنگام تعلیم و یاد دادن شخص تازه کار به شخص تجربه دار و کار بلد ( ماهر ) گفته می شود. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد و بعضی از شهرستان های کرمان به گنجشک چُغوت/choghut/ و به چغوت کوچک و جوجه چغوت در بهاباد، چُغوتو/choghutu/گفته می شود. ضرب ال ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد و بعضی از شهرستان های کرمان به گنجشک چُغوت/choghut/ و به چغوت کوچک و جوجه چغوت در بهاباد، چُغوتو/choghutu/گفته می شود. ضرب ال ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد عبارت گوش حرف کردن معادل ترکیب حرف گوش کردن نیز استفاده می شود. حرف گوش کردن:پذیرفتن، قبول کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش حرف نکن. در گویش شهرستان بهاباد عبارت گوش حرف کردن معادل ترکیب حرف گوش کردن نیز استفاده می شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

برای یادسپاری بهتر و اسان ترتلفظ و معنی می توان از شیوه هایی چون برقرار کردن رابطه بین کلمه جدید با کلمه ی آشنا قبلی استفاده کرد. کلمه جدید: ارهاق= ...