برحاء
لغت نامه دهخدا
- برحاء وحی ؛ رنج و نشان وحی.
پیشنهاد کاربران
البُرَحَاءُ
الحمی الشدیدة ( العین , ج3 , ص216 )
یقال للمحموم الشدید الحُمَّى:أصابته البُرَحاءُ �� الشدّة و المشقة ( لسان اللسان , ص74 )
الشِّدَّةُ و المَشَقَّةُ ( تاج العروس , ج4 , ص10 )
الحمی الشدیدة ( العین , ج3 , ص216 )
یقال للمحموم الشدید الحُمَّى:أصابته البُرَحاءُ �� الشدّة و المشقة ( لسان اللسان , ص74 )
الشِّدَّةُ و المَشَقَّةُ ( تاج العروس , ج4 , ص10 )
سختی و ناراحتی عشق، سوز و گداز عشق
یشکو الملام الی اللّوم حرّه
و یصد حین یلمن عن برحائه
متنبی
یشکو الملام الی اللّوم حرّه
و یصد حین یلمن عن برحائه
متنبی
بُرَحاء تقریبا بر وزن صُلَحا ( صُلَحاء ) یا عُرَفا ( عرفاء ) است.
برای یادسپاری اسانتر :بهترینِ صلحا و عرفا یعنی پیامبر صلی الله علیه واله در هنگام دریافت وحی دچار برحاء ( حالتی شبیه بیهوشی ) می شدند.
برای یادسپاری اسانتر :بهترینِ صلحا و عرفا یعنی پیامبر صلی الله علیه واله در هنگام دریافت وحی دچار برحاء ( حالتی شبیه بیهوشی ) می شدند.
یعنی شدت تب حالتی شبیه بیهوشی