تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فلر، flare یک سیستم دفاعی در هواپیماهای جنگی ست که برای گمراه کردن موشک های مهاجم استفاده می شود. موشک های مهاجم با استفاده از سنسورهای حرارتی که دار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Flare فلر، یک سیستم دفاعی در هواپیماهای جنگی ست که برای گمراه کردن موشک های مهاجم استفاده می شود. موشک های مهاجم با استفاده از سنسورهای حرارتی که دار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمعِ "درنده" از مصدرِ " دریدن"

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ملت: به جمعی از مردم گفته می شود که در محدوده ی مشخص جغرافیایی به نام " کشور" و تحت حاکمیت سیاسی مشخص "دولت" زندگی می کنند و روابط آنها بر اساس قوانی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنبور خوار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چُغول، در گویش مردم شاهرود به معنی گنجشک بکار می رود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مُقُر آمدن، "م" و "ق" با آوای پیش اعتراف کردن، گردن گرفتن، پذیرفتنِ عمل یا موضوعی که قبلا انکار می شده و یا مورد تائید نبوده است. گویشِ محلی مردم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُقُر آمدن، گردن گرفتن، پذیرفتن موضوع یا عملی که قبلا مورد تائید نبوده و یا اِنکار می شده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوشوم کوش؟ در گویش مردم شاهرود یعنی کفشِ من کجاست؟

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُرده تلو، گِرده تلو گویش مردم شاهرود. به معنی شکر تیغال، شکر تیار، خار شکر گیاهی ست چند ساله که گل هایش به شکل گلوله های خار دار و اکثرا آبی رنگ در ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دِدِر وِدِر ، به کسرِ "د" و "و" و سکونِ "ر" به معنی پاره پوره، از هم گسیخته، از هم دریده. گویش مردم شاهرود.

پیشنهاد
٠

شکر تیغال، خار شکر گرده تلو، گویش مردم شاهرود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بنیمه مانده" یا "به نیمه مانده" به وسیله یا چیزی اطلاق می شود که زودتر از زمانِ مورد انتظار، و تقریبا در نیمه ی عمرِ معمول خود، از بهره وری و انتف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاچِگی "چ" با آوای زیر در گویش مردم شاهرود به معنای وراجی، سخن بیهوده گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش مردم شاهرود به معنای ناکس، حقه باز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قُلَّر "ق" با آوای پیش و "ل" مشدد و با آوای زبر. در گویش مردم شاهرود به معنای قُلدُر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چِشتِه خورده "چ" و "ت" با آوای زیر به معنای سودجو گویش مردم شاهرود.

پیشنهاد
٠

"خیزِ گربه تا پایِ کِلیندونِه" ضرب المثل ی محلی از گویشِ مردم شاهرود. کنایه از اینکه: کسی ادعای انجام کاری را دارد، اما فقط مرحله ابتدایی آن کار را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوخه : "پ" با آوای پیش و "خ" با آوای زیر خس، خاشاک، علف ریز خشک، تفاله ریز مانند چای گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چای کرک ( Karak tea ) � یک نوع چای شیری ادویه دار است که منشاء آن کشور هند بوده و در کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا محبوب است. �چای کرک از ترکیب چای س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کرک، Karak چای کرک ( Karak tea ) � یک نوع چای شیری ادویه دار است که منشاء آن کشور هند بوده و در کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بسیار محبوب است. �چای ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Harassment آزار و اذیت, قرار دادن یک فرد در معرض رفتار توهین آمیز و ناخواسته، زمانی که چنین رفتاری، ( ۱ ) شدید، مداوم یا فراگیر باشد. ( 2 ) هدف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن، مقابلِ کاستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن، مقابلِ کاستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

منفرج: دارای شکاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شو سیا، گو سیا" Show sia, gow sia شب سیاه، گاو سیاه به این معناست که: در فضای غیر شفاف، تشخیصِ حقیقت دشوار است. همان گونه که در شبِ تاریک، گاوِ س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دَوَنگ: davang، "د" و "و" با آوای زبر به معنای دروغ و دروغگو است. دُنگ: dong, "د" با آوای پیش به معنای سهم است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cookie butter، یک خمیر غذایی است که عمدتاً از خرده های کوکی، چربی، آرد و شکر تهیه می شود. مواد با هم مخلوط می شوند تا روی ساندویچ قابل پخش شدن باشد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از تِم های قابل انتخاب در اینستاگرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شُفُل" ، shofol "ش" و "ف" با آوای پیش. سوت، سوت زدن، مراجعه شود به " شُفُل انداختن" گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شُفُل انداختن" "شُفُل" ، shofol "ش" و "ف" با آوای پیش. سوت، سوت زدن، سوت زدن با گذاشتنِ انگشتان شصت و اشاره در دهان و دمیدن بین آنها. گویش مردم ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شانه سروو ، shaneh saroo هُد هُد گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شو کور ، show koor به معنی خفاش گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کُلُخ پُز"، Kolokhpoz "ک" و " ل" و "پ" با آوای پیش. نوعی پختن سیب زمینی و چغندر، از طریق دفنِ آنها زیر کلوخ های داغ. گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کِشتِه" "ک" و "ت" با آوای زیر. برگه ی زردآلو گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"کِلاچانو" "ک" با آوای زیر. کلاغِ زاغی به رنگ سیاه و سفید با دم بلند. این پرنده شکارچیِ تخم ها و جوجه های سایر پرندگان و همچنین مهاجم به محصولات زرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کَلماس" ، kalmas "ک" با آوای زبر و "ل" با آوای سکون آفتاب پرست، مارمولک گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"بَلغاس"، balghas "ب" با آوای زبر و "ل" با آوای سکون قورباغه گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پِس شدن" "پ" با آوای زیر لوچ شدن گویش مردم شاهرود. آلوچه بُخوردُم، دستام پِس هابیه. آلوچه خوردم، دست هایم لوچ شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"پِس" ، pes "پ" به آوای زیر لوچ، لوچ شدن گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"تِخ تِخانو" tekh tekhanu هر دو "ت" به آوای زیر قلقلک، قلقلک دادن گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درغاله ( مخفف دره غاله ) . راه بینِ دو کوه غاله: ( پسوند ) مزید مؤخر و علامت تصغیر می باشد. مانند داس غاله، جزغاله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنجاره یا کنجاله باقیمانده ی کنجد یا سایر دانه های روغنی پس از آنکه روغن آن را گرفته باشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کِلیندون" "ک" با آوای زیر سیستمِ قفل های چوبی که در قدیم پشت درب نصب می کردند را "کُلون" می گفتند. بر روی دیوارِ مجاور درب، سوراخی تعبیه می شد که ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کُلون" "ک" و "ل" با آوای پیش قفل های چوبی که در قدیم پشت درب نصب می کردند. کلید آنها نیز از چوب ساخته می شد. بر روی دیوارِ مجاورِ درب - معمولا س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اِنگی" " ا" با آوای زیر و "ن" ساکن زنبور زرد رنگ که بزرگتر از زنبورهای معمول است. گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" غُطّو خوردن"، ghottow "غ" با آوای پیش و "ط" مشدد آبتنی کردن، غوطه ور شدن گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اَلِّتوک" الفبا آوای زبر، "ل" با آوای زیر و مشدد. کسی یا وسیله ای که درگیرِ مشکلات متعدد است. گویش مردم شاهرود. " دِگِه مِن اَلِّتوکُم " یعنی: م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دِشِلقیدن" "د" و "ش" با آوای زیر. پیچ خوردن پا و فرود آمدن گویش مردم شاهرود. اِز جو که بِپِریوم پام دِشِلقی. یعنی: از جوی که پریدم پایم پیچ خور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادر، گویش مردم شاهرود. . هِمینکه مِن برفتُم زیرِ کرسی هِنِندانُم چِرِه باجی بِتِرسی به محض اینکه من زیر کرسی رفتم، نمی دانم که مادر برای چی ترسید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"چِکولیدن"، "چ" با آوای زیر ور رفتن با چیزی یا کسی، تحریک کردن، کسی را وادار به عکس العمل کردن، گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دِنِچِکول"، "د" و "ن" و "چ" به آوای زیر. وَر نرو، تحریک نکن، روی اعصاب نرو. از مصدرِ "چِکولیدن" گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"سر قِلیفی" ، ق با آوای زیر نوعی نان، یا به سبکِ امروزی کیک که آنرا درونِ درب قِلیف می پختند. به آن کُماچ نیز می گویند. به دلیلِ جنسِ دربِ قِلیف که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" قِلیف" ، ق با آوای زیر دیگ مسی کوچک است تا سایزِ ده یا دوازده نفره، درب دار ، با دو دسته مسی در دو طرف. گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

�مسافرخانه، مهمان پذیر محل اقامت یا محل خوابی است که تخت های یک اتاق را به مسافر اجاره می دهد و در واقع یک اتاق توسط چند نفر بطور اشتراکی بهره بردار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" عِشنِفِه" ، "ع" و "ن" و "ف" به آوای زیر به معنی عطسه گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دُمبِ لَغلو" ، dombe laghlow بچه قورباغه گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیچو، sichow قره قروت گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"اِندِمِش" ، به کسرِ الف د م میل، رغبت اندمش بطور معمول با فعل منفی بکار می رود. اندمشم نمی کنه برم طرف غذا. یعنی میلی به غذا ندارم. گویش مردم شاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تِویر" به کسر ت به معنی آفتاب، در آماج نور مستقیم خورشید متضاد آن: " نِسوم " به معنی سایه گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نِسوم" به کسر ن به معنی سایه زمینی که آفتاب گیر نباشد. گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چُلمِه" به ضم چ وبه کسر م خوشه های فرعیِ کوچک تر که به خوشه ی اصلی چسبیده اند را "چلمه" گویند. چلمه ی انگور گویش مردم شاهرود.

پیشنهاد
٠

"تیر کمانِ حسن و حسین"، رنگین کمان، قوس قزح گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکت موجیِ کرم وار در روده. peristalsis - a wave - like motion in your intestines - moves food through your digestive system پریستالسیس - یک حرکت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کِلون" به کسر ک به معنی بزرگ. گویش مردم شاهرود. "خردِ کلون خور" اشاره دارد به: " فرزندِ کوچک ترِ خانواده که متعرض برادران بزرگ تر است"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گُمبِل" ، به ضم گ و کسر ب قدم بزرگ، قدم های در حالِ دویدن، گویش مردم شاهرود دو گمبل یکی کرد و در رفت. یعنی با گام های بلند و سریع فرار کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کونِ زِنگیچِه ، انتهایی ترین نقطه ی آرنج در وضعیتی که ساعد به سمت بازو خم شده باشد. گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"زِنگیچِه" ، به کسرِ ز و کسرِ چ آرنج گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شُدرُم" ، به ضم ش و ر قطره های ریز آب همراه با مِه غلیظ. گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"خو" با تلفظ " khoo" بخشی از زمین باغ که با خاک مرزبندی و از سایر بخش ها جدا می شود. و در یک خو مثلا بادمجان و در خوی دیگر گوجه فرنگی می کارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خو" با تلفظ " khow" به معنی خواب گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" وَخِستِن" به فتح و، به کسر خ و ت بلند شدن، برخاستن گویش مردم شاهرود. صرف فعل گذشته ساده آن به صورت ذیل است. وخستوم، وخستی، وخست وخستیم، وخستین، و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بِچُف" به کسر ب و ضم چ میک بزن، بمک از مصدر چُفیدن به معنی مکیدن، گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چُفیدن" به ضم چ مکیدن، میک زدن، گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"خُسُمبِه" به ضم خ و سین، و به کسر ب، پُر خواب، کسی که بیش از اندازه می خوابد. گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"اِشتو" به کسر الف، به معنی عجله، تعجیل، شتاب گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" واشِلو" "ش" با آوای زیر به معنی داس، گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" غُرومبه" ، به ضم غ رعد، صدای تندر ، گویش مردم شاهرود. " آسمان غرومبه" هم می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دولَخ " ، به فتح لام، گرد و خاک، گویش مردم شاهرود " هوا دولخه" یعنی هوا پر از گرد و غبار است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

"سارُق" "ر" با آوای پیش بقچه، گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دِلینگون"، به کسر د آویزان، گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" شّخ " ، به فتح ش خاک رس، گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دوزُمبِه" ، به ضم ز و کسر ب چهارزانو نشستن گویش مردم بسطام شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کُمبِه" ، به ضم ک و کسر ب نان بربری، گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"Shelves" به معنی " اشیا معلق" Does that bear just walk endlessly on shelves of ice? آیا آن خرس بر روی تیکه های معلق یخ بطورِ بی سرانجام راه می رو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" Short " به معنای " دارای کمبود" We are short with food at home. ما در خانه کمبود غذا داریم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

. What a "crappy" job عجب شغلِ گهی. عجب شغل مزخرفی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی با حاله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جا گذاشتنِ کتاب در مکان های عمومی بطور خودخواسته. این عمل رفتاری جدید در حوزهُ کتاب و کتابخوانی است با هدف فراهم کردنِ فرصتِ مطالعهُ کتاب توسط دیگرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چوب های نازک و باریک از سرشاخه های درختان را خلاشه گویند. اما چوب های قطورِ پایینی که معمولا به قطعات کوچک بریده می شوند را هیزم گویند. آتش بر افروخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"لِچ" به معنی کاملا خیس و چسبنده گویش مردم شاهرود. لِچِ آب، بارشِ باران بقدری شدید بود که شدم لِچِ آب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"Funding crowd" تأمین مالی جمعی، روشی است که در آن سرمایه مورد نیاز برای تأمین مالی یک کسب و کار از پس اندازهای خُرد گردآوری می شود. این مشارکتِ جم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زِنگلاچو " به کسر ز به معنی: چاقاله ی زردآلو، زردآلوی کال، زردآلوی نارس که رنگِ سبز و مزه ای ترش دارد. در گویش محلی شاهرود از این کلمه بسیار است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بِشقار: فعل امر از مصدر شِقاریدن، بچلان،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بِشقار : فعل امر از مصدر شِقاریدن، بچلان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سه واژه ی ذیل: "meteors" شهاب ها، پرتوهای نورانی "meteoroids" سیارک ها "meteorite" شهاب سنگ اغلب به صورت نادرست یا در جای نامناسب بکار می روند. لذا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرتوها، اشعه مفرد آن streak است. The streaks of light are in fact meteors. در واقع پرتو های نورانی، شهاب هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" غرقابی" : روش آبیاریِ زمین های کشاورزی و باغات را گویند که در گذشته انجام می شد. آب را آنچنان در زمین یا باغ رها می کردند که سطح زمین و غالبا قسمت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پَلقیدن: به فتح پ، در گویش محلی شاهرود به معنی " غلطیدن " است. تغییر در وضعیتِ خوابیدن از حالتِ پهلو به شکم، پهلو، پشت و . . . بطور مکرر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

�شِقاریدن: چلاندن، چلانیدن، فشردن، پیچاندنِ لباس یا پارچه با دو دست در دو جهت معکوس ( پس از شستن ) بطوری که آب اضافی آن خارج شود. گویشِ شاهرودی از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چُمبُلوک ، به ضم " چ" و " ب" به معنی نیشگون. گویش اهالی شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای معادل کپی ، "copy" می توان از همنگاشتن، همنگاری استفاده کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" *حوضِ مرغ* " مخزن آب زیر زمینی ، آب انبار تا پیش از تامین آب شرب شهرها در ایران، "حوض مرغ" مخزنی برای انباشت آب در محلات مختلف شهر بود. در عمق کمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" *وِجِه وِتیز* " بالا و پایین پریدن ، جست و خیز کردن

پیشنهاد
٠

" *وَرجِه وورجِه* " به معنای جست و خیز کردنِ بسیار است. بالا و پایین پریدنِ کودکان از سرِ بازیگوشی. اهالی شاهرود به لهجه محلی آنرا " *وِجِه وِتیز* ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سرند" ، غربال، اَلک سرند غربال ی بزرگ است که با آن خاک و غله را بیزند. غربال با دو دست بطور افقی تکان داده می شود. سرند از نظر اندازه بزرگتر از غر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذای ساده ای است که با پختن دانه ی برخی غلات از جمله گندم، ذرت، نخود و . . همراه با پیاز داغ و ادویه آماده می شود. در قدیم مصرف دانو را همزمان با رو ...

پیشنهاد
٠

قبل از ابداع صفحه نمایش LED و LCD و . . . در گیرنده های تلویزیون قدیمی از " لامپ تصویر تلویزیونی" CRT یا ( Cathode Ray tube ) استفاده می شد. در آن سی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نِکارمَن" یا "نکارمِن" نام روستایی در شمال غربی شهرستان شاهرود است. این روستا چشم اندازی زیبا و هوایی خوش دارد. گفته می شود نام آن در ابتدا "نگارِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نِکارمَن" یا " نِکارمِن" نام روستایی در شمال غربی شهرستان شاهرود است که نمایی زیبا و آب و هوایی خوش دارد. نقل است که گویا نامِ اولیه ی آن " نگارِ م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

"سوراخ دعا" به معنی "محلِ رخنه" است. راهِ نفوذ، روشِ نقض. ". . سوراخ دعا را گم کرده" اشاره دارد به کسی که برای ابطال و رَدِّ موضوعی تلاشِ بسیار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Rocket fuel چیزی که به ما انرژی میدهد و یا ما را تشویق می کند برای انجام کاری. انرژی زا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دو یا چندگانگی در شخصیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دو قطبی، دارای دو قطبِ مثبت و منفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هدفمند، با نظر خاصی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دَم" را می توان واحدی کوچک از زمان به اندازه ی " یک نفس کشیدن" دانست. با اغماض آنرا به معنیِ "لحظه" ، " ثانیه" و "دقیقه" هم بیان کرده اند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دمادم" به معنی پی در پی و متناوب است با زمان تناوب ی به اندازه ی یک دم " نفس کشیدن". معنیِ" پیوسته" را با اغماض می توان برای آن دانست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خِرت کش " به کسرِ "خ" و سکون "ر" جابجایی چیزی بر روی زمین به این روش که گوشه ای از آن را بگیرند و بکشند بگونه ای که بخشی از آن جسم تا محل جدید با ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخیرا به محلِ ارائه خدمات منجمله توزیع انواع نوشیدنی ها و غذا های رایگان به کسانی که تحت عنوان زوار در مسیری در حال حرکت می باشند گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پخش برنامه های صدا و تصویر از طریق انتشار امواج توسط فرستنده های رادیویی و تلویزیونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جمله نمونه جدید با معنی: . IRIB is the only broadcaster in Iran معنی: صدا و سیمای جمهوری اسلامی تنها پخش کننده برنامه های رادیو و تلویزیون در ایران ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

IRIB is the only broadcaster in Iran صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش کننده انحصاری رادیو و تلویزیون در ایران است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فلنج نام لبه ای ست که در انتهای لوله به سمت بیرون تعبیه می شود از این لبه برای اتصال دو عدد لوله به یکدیگر توسط پیچ و مهره استفاده می شود. روی لبه چن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با فریب اموال دیگران را گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که به یک سویه نگری تمایل دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Camala Harris mentioned a quote from his mother; "You think you fell out of a coconut tree? You are part of a whole. " کاملا هریس نقل قولی از مادرش ر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

محدوده ی محصور شده بین دو خط کشی ( line ) در جاده یا اتوبان را lane گویند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودروی وانت